در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در هفتههای اخیر برخی معتقدند که در ادبیات آقای رئیسجمهور تغییراتی بهوجود آمده و عبارتهای بهکار رفته از سوی ایشان انقلابیتر از قبل شده است. بویژه آنکه اصولگرایان از سخنان اخیر آقای روحانی استقبال بیشتری کردند. برخی هم بر این باورند که شاید رئیسجمهور به سمت جریان اصولگرا گرایش بیشتری نشان داده است. به نظر شما علت این تغییر در گفتار آقای رئیسجمهور چیست؟
ما اگر نگاه کنیم روسای جمهور پیشین نیز معمولا در دور دوم فعالیتشان گردشی به جهت مقابل داشتند. نکته دوم اینکه با توجه به تغییر شرایط، تغییر موضع رئیسجمهور قابل پذیرش و فهم است. رئیسجمهور زمانی که روی کار آمد خودش را به عنوان یک کلید برای قفلهای بسته یا به عبارت دیگر یک راهحل برای مسائل کشور مطرح کرد. مصداقا او برجام را راهحلی برای مشکلات کشور میدانست. اما در عمل چنین چیزی اتفاق نیفتاد. یعنی رئیسجمهور به گونهای عمل کرد که سطح توقعات مردم را از برجام به شکل افراطی بالا برد و طبیعتا آن چیزی که الان شکست برجام میدانیم به معنی ناکامی گفتوگوی دیپلماتیک نیست بلکه شکست توقعاتی است که نابجا شکل گرفت.
با پایان دوران صعود برجام طبیعتا رئیسجمهور دیگر نمیتواند حل مسائل بینالمللی از طریق برجام را به عنوان نقطه قوت خود مطرح کند. بنابراین رئیسجمهور باید تا حدودی خود را از موضع برتری در مقابل منتقدانش خارج و به مواضع منتقدان نزدیک کند. ضمن اینکه تغییر شرایط کشور را هم داریم. شما نگاه بکنید رئیسجمهور بعد از ماجرای دیماه گذشته دیگر نمیتواند موضع اپوزیسیونی بگیرد.
به دلیل اینکه وقتی مردم به خیابان بیایند دیگر شعارشان درود بر روحانی نیست. چون مردم معترض او را مقصر بسیاری از کاستیها میدانند. بنابراین وی در شرایط کنونی به موضع حاکمیتی نزدیکتر شده است. نکته دیگر گردش به درون است. چون جذابیتهای تعامل بیرونی با برگشت تحریمها و فشارهایی که وجود دارد کاهش پیدا کرده بنابراین رئیسجمهور مجبور به تغییر رویکردهای پیشین است و باید برای حل معضلات به درون توجه کند.
وقتی که روی توانمندیهای درونی تاکید میکند در برابر حل معضلات یکه و تنها نیست چون دولت قدرت لازم را برای حل مسائل داخلی ندارد بنابراین باید تعامل بیشتری را با قوای دیگر داشته باشد.
ضعف بخشهای اقتصادی مهمترین انتقادی است که به دولت وارد میشود. از فضای کلی عمومی و رسانهای انتظار تغییر در مهرههای اقتصادی دولت برمیآید. اما با وجود این انتقادات تغییری تاکنون صورت نگرفته است. به نظر شما علت مقاومت آقای روحانی در برابر این خواست عمومی تا الان چیست؟
زمانی که کابینه آقای روحانی بسته شد دوانتقاد کلی درباره این کابینه مطرح شد که یکی پیر بودن کابینه است. روحیه پیرشدن با محافظهکاری تناسب دارد و فرد، دیگر انرژی و ریسکپذیری بالا را ندارد. به عبارت دیگر مدیران مسن ضمن احترامی که باید برای تجربه آنها قائل بود به درد دوران آرام میخوردند. موقعی که تلاطم بالا میرود توان آنها برای تصمیمگیری کاهش پیدا میکند و به جای مفید بودن، زیانآور میشوند. نکته دوم رویکرد لیبرالی و سوپر لیبرالی اقتصادی دولت است. در چنین شرایطی طبیعتا نوع نگاه بعضا اشرافمنشانه است و بنابراین این روحیه با شرایط جامعه همخوانی ندارد. اما با این حال مشکل قضیه به روحیات آقای روحانی هم برمیگردد که در مورد تغییرات سریع عمل نمیکند. او بشدت در گزینش افراد محافظهکار است. من فکر میکنم حتی در انتخاب آقای جهرمی، وزیر جوان کابینه هم حتما دو نفر ضمانت او را پیش آقای روحانی کردهاند. دقت در انتخاب افراد البته جزو حقوق ایشان است اما بعضی اوقات سختگیری در این کار به آبروی ایشان صدمه میزند. یک دولت دموکراتیک باید نظر مردم را مورد توجه قرار دهد. متاسفم بگویم بعضی از وزرا در سخنان خود به افکار عمومی اهانت میکنند و از موضع بالا سخن میگویند. این موضع انقلاب و مردم ما نیست. هر وزیری باید برای حل معضلات مردم، راهحل ارائه دهد که اگر چنین نکند خود به عنوان یک مساله و معضل در میآید. نکته دیگر اینکه افراد اهل بزم، مردان دوران رزم نیستند. ما در شرایط فعلی وارد یک دوران رزم اقتصادی و سیاسی شدهایم. کشور و مردم آمادگی ایستادگی دارند اما برخی مسئولان حاضر نیستند. وقتی به مردم میگویند سادهزیستی پیشه کنید اما در عمل در مورد برخی مسئولان و مدیران شائبههایی درباره اختلاس وجود دارد طبعا با ادامه چنین وضعیتی مردم اعتماد خود را از دست خواهند داد.
در بحث تغییر و تحولات کابینه شایعه استعفای آقای جهانگیری هم مطرح بود و در کنار این مساله بحث کنارهگیری و عزل برخی وزرا هم مطرح است. آیا تصور میکنید این تغییر و تحولات کابینه در آینده به رویارویی میان برخی احزاب و گروهها بینجامد یا فضا برای همگرایی فراهم خواهد شد؟
آنچه برای مردم اهمیت دارد حل معضلات و مشکلات است. مساله مردم دولت اصولگرا،
اصلاح طلب یا اعتدالگرا نیست بلکه دولت کارآمد است. ناکارآمدی به مشروعیت نظام صدمه میزند و اعتبار و سرمایه اجتماعی را پایین میآورد. نکته دیگر اینکه ما نوعی پراگماتیسم ایرانی لازم داریم. در شرایط فعلی، همه به جای حل مساله، طرح مساله میکنند. جالب اینجاست در جلساتی که دعوت میشویم وزرا و مسئولان مسائل و مشکلات را مطرح میکنند گویی که ما مسئول حل آن هستیم. این رویه حتی به رئیسجمهور هم سرایت پیدا کرده است. بنابراین باید عملگرایی را برای مسئولان جا انداخت. نکته دیگری که آقای رئیسجمهور باید توجه داشته باشند این است که برای حل مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید محیطهایی که برای این کار در نظر گرفته شده غیرسیاسی و غیرجناحی شود. مشکل بزرگ جامعه ما سیاسیشدن بسیاری از مسائل است. اگر جای رئیسجمهور بودم اولین کارم این بود که تصمیمات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را حتما کارشناسی و غیرسیاسی مورد بررسی قرار میدادم. حوزه ورزش، آب، محیط زیست و ... مواردی نیست که بشود درباره آنها سیاسی تصمیم گرفت. دولت آقای احمدینژاد متهم به رفتار پوپولیستی و ارتباط نداشتن با نخبگان بود. این دولت که ادعای ارتباط با نخبگان را دارد پس باید به این سوال پاسخ دهد تا چه اندازه از نظرات نخبگان برای حل مسائل بهره گرفته است. وقتی دلار را 4200 تومان قیمتگذاری کردند واقعا چقدر روی آن کار کارشناسی صورت گرفته بود؟ جالب اینجاست حتی کارشناسان طرفدار دولت نیز با این قیمتگذاری مخالف بودند اما حرف آنها شنیده نشد و منتقدان هم که جای خود دارند.
این تصمیمگیریها سیاسی و جناحی بود؟
خیر! اقتضایی است. مدیر خوب آن نیست که وضعیت کنونی را مدیریت کند بلکه باید بحرانهای آینده را دیده و از الان برای آنها راهحل ارائه کند. بالا رفتن قیمت سکه و دلار و گردش سرمایه آزاد از جمله مسائلی است که تاکنون با آن روبهرو بودیم. چرا برای حل آن تاکنون فکری اندیشیده نشد بنابراین ضعف مدیریت و ارتباط نداشتن با نخبگان در این دولت مشهود است چون دغدغههای برخی وزرا با دغدغههای مردم و نخبگان یکی نیست. این در حالی است که شعار آقای روحانی اعتدال بود و اعتدال به صورت اصولی باید جلوی افراط و تفریط را بگیرد اما دولت رویه اعتدالی در پیش نگرفت. در عمل انتظار این بود آقای روحانی نظرات منتقدان را بپذیرد و به آنها احترام بگذارد. روحانی میتوانست به جای گزارش صدروزه به مردم بگوید در قبال مسائل مختلف موجود میتواند دو یا سه مساله اساسی را مثلا در حوزه بهداشت یا مسکن حل کند. آن طرف ماجرا را هم باید دید. ما هم به عنوان اصولگرا در این قضیه بد عمل کردیم. اساسا جناحها باید به فکر حل مشکلات مردم باشند نه اینکه وقتی کار خوبی از سوی رقیب انجام شد به آن توجهی نکنند. در جلسهای که برای بررسی وقایع دیماه سال گذشته برگزار شد گفتم من انتظار زلزلهای 5/7 ریشتری را داشتم اما رویداد دیماه زلزله 5/2 ریشتری بود. این نارضایتی البته همچنان زیر لایهها باقی مانده و در صورت بیتوجهی بالا خواهد آمد. مردم البته ظرفیت ایستادگی دارند و اگر مسئولان رویکردشان حل مسائل باشد این مساله را میتوان چاره کرد. دفاع از انقلاب یعنی دفاع از عدالت. دفاع از تبعیض، مرگ عدالت است. بنابراین اصلا نظام نباید در این باره تعارف داشته باشد و هر کسی اعم از اصولگرا یا اصلاحطلب که نتوانست مشکل مردم را حل کند باید کنار برود.
در شرایط فعلی که برجام در حالت احتضار قرار دارد شاید برخی بر این باور باشند که برای حفظ آن باید امتیاز بیشتری را به طرف غربی داد. نظر شما چیست؟
من ضمن اینکه کاملا زحمات آقای ظریف را که دلسوزانه کار کرد درک و از آن تقدیر میکنم اما به نظر من بحث حمایت از برجام یا امتیاز دادن بیشتر به طرف مقابل الان مطرح نیست. اصلا مشکل ما بیرون نیست بلکه مساله اصلی داخل است. به جای اینکه ده تا امتیاز به طرف دیگر مذاکرهکننده بدهیم دو تا امتیاز به مردم بدهیم. نرمش قهرمانانه را باید در ارتباط با مردم خودمان داشته باشیم. رهبری برای بهانهزدایی و نشان دادن دروغگویی آمریکا به این مساله رضایت دادند و ثابت شد آمریکا دروغ میگوید. اگر قرار به عقبنشینی است باید در مقابل مطالبات مردم این کار را انجام دهیم. حل مسائل مردم باعث خواهد شد هیچ قدرتی نتواند به کشور صدمه بزند.
آقای آشنا، مشاور رئیسجمهور در صحبتی عنوان کردند که اکنون با آمریکای ضدترامپ وارد گفتوگو شویم. به نظر شما الان شرایط برای برقراری چنین دیالوگی
مهیاست؟
ببینید در دیپلماسی عمومی اینگونه مسائل امکان دارد. البته الان مسائل ما چیزهای دیگری است. اساسا تاکنون عبارت کدخدای آقای روحانی برای من قابل هضم نبوده است. آدمی که با خدا بسازد نیازی ندارد با هیچ کدخدایی بسازد. اگر اقداماتی عملی از سوی دولت و مسئولان برای حل مشکلات مردم در راستای احترام و برقراری وحدت صورت گیرد نیازی به دریوزگی دموکراتها و جمهوریخواهان نداریم. چرا کسانی که براین باورند با طرفهای غربی گفتوگو کنیم هیچ گاه طرحی برای گفتوگو با رقبای سیاسی خود ارائه نمیدهند. نیازی نیست با آمریکاییها صحبت کنید بلکه با احترام با رقبای خود رفتار کنید و از آنها برای حل مشکلات کمک بخواهید.
در شرایط فعلی و در ادامه گفتوگوهای برجامی و غیربرجامی چگونه میشود با اروپاییان رفتار کرد؟
اروپا از رویکرد جدید ترامپ و آمریکا نگران است ولی این نگرانی چیز دندانگیری را نصیب ما نخواهد کرد، چون اروپا قدرت ایستادگی در برابر آمریکا را ندارد. حتی معتقدم روسها و چینیها هم با ما خیلی راه نخواهند آمد. فقط کافی است به میزان تراز بازرگانی اروپا با آمریکا و ایران نگاه کنید. طبعا اروپا از قطع رابطه با آمریکا بیشتر صدمه خواهد دید تا از قطع رابطه با ما. روابط دیپلماتیک براساس روابط احساسی و عاشقانه نیست بلکه پای آمار و درآمدها و ... در میان است. همراهی نیمبند آنها با ایران ناشی از نگرانیهای آنها برای حفظ حیثیتشان در برابر آمریکاست. هر کشوری برای منافع خود تلاش میکند. ترامپ هم همین گونه است و او روح واقعی و عریان مردم آمریکاست.
در شرایط متلاطم نباید پیمان های دراز مدت بست
روسیه، آمریکا، اروپا و چین همه در پی منافع خود هستند و عاشق چشم و ابروی ما نیستند. این را اول از معادلات خود به طور کامل خارج کنیم و ما هم باید این گونه نگاه کنیم. ما در تعامل با اینها باید منافع خود را در نظر بگیریم. یک زمان منافع ما اقتضا میکند که الان گفتوگو کنیم و یک زمانی هم نباید گفتوگو کنیم. مشکل ایرانیها این است که تا حدودی افراطی به این قضایا نگاه میکنند و یا کسی را دوست دارند و یا زمانی به طور کلی از او متنفر میشوند. دوست داشتن زیاد و عشق و همچنین نفرت هر دو جزو مقولات احساسات است و در سیاست خیلی جایی ندارد. بنابراین اینکه روسیه خوب است یا بد است باید ببینیم که چه منافعی برای ما دارد. اگر رابطه با این کشور برای ما منافع داشت آن را ادامه میدهیم و هر وقت که منافعی در بین نبود این رابطه را کنار میگذاریم. مشکل این است که تصور میکنیم طرف روسیه و اروپا رفتیم باید عاشقشان بشویم. نه چنین رابطهای وجود ندارد. ما وقتی دیدیم که رابطه با روسیه و چین برای ما میصرفد و توانستیم در دوره تحریمها از یکسری از این مشکلات خارج شویم به این رابطه ادامه میدهیم. بعضیها پیشنهاد دادند که یک رابطه 50 ساله با روسیه ببنیدیم. این حرف کاملا بیربطی است. چون شرایط شما ثابت نیست. ممکن است یک سال دیگر کاملا شرایط کشور تغییر کند. آیا این منطقی است که در چنین حالتی، شرایط را با یک قرارداد 50 ساله پیوند بزنیم؟ تعجب از کسانی است که با این که حسن نیت دارند اما این پیشنهاد را مطرح کردند. معنا ندارد چنین پیمانی را با کشوری آن هم با قدرتی بغل گوشمان ببندیم. بله در چنین شرایطی مناسب است که روابط خوبی را با روسیه برقرار کنیم. به نظر من از آن منظر هم احساسی نباید برخورد کنیم. اما در عین حال 50 سال آینده خود را برای چه پیشفروش کنیم. معلوم نیست که در سالهای آینده در روسیه چه کسی به قدرت برسد. الان ظاهرا با پوتین روابط خوبی داریم فردا کسی دیگری آمد و رویه بدتر از آمریکا در پیش گرفت خوب معنا ندارد که منابع خود را پیشاپیش بفروشیم. اساسا نباید در شرایط متلاطم به پیمانهای درازمدت از این دست فکر کنیم. بستن قرارداد طولانی در شرایط ضعف یعنی اسارت. البته معتقد هستم که کسانی که میگویند اصلا نباید با روسیه وارد تعامل شد حرف بیربطی میزنند چون اساسا با سیاست این سخنان همخوانی ندارد. شعار نه شرقی نه غربی به معنای استقلال ما است. البته برخی میگویند که دورانش تمام شده. خیر دوران این شعار تمام نشده . ما باید مستقل باشیم. نه شرقی و نه غربی یعنی اتکا به تواناییهای داخل کشور.
بیاعتنایی به اقتصاد مقاومتی
متاسفم که نسبت به توصیه مهم رهبری درباره اقتصاد مقاومتی از سوی نهادهای مختلف بیاعتنایی صورت میگیرد. اقتصاد مقاومتی یعنی مدیریت بهینه و یعنی فشار آوردن روی مدیران. بعضی فکر میکنند که اقتصاد مقاومتی به نوعی اقتصاد ریاضتی است به این معنا که روی مردم فشار بیشتری میآید. خیر فشار روی مردم نیست. وقتی هزینهها کاهش پیدا میکند دست هم پیش دیگران دراز نمیشود. بسته بودن زبان مسئولان در بسیاری از مواقع به خاطر این است که خرجشان زیاد است. اگر هزینههای اتلاف سرمایه از بین برود و حساب شده و درست خرج شود بسیاری از مشکلات حل خواهد شود. وقتی شبکه فساد وجود داشته باشد بسیاری از پولهایی که در قالب فروش نفت حاصل میشود اساسا به جیب مردم نمیرود. بعد از برجام گفته شد که این همه پول وارد کشور شد. سوال این است که این پولها کجا رفت؟ وضع مردم چقدر تغییر کرد؟ هیچ.
فتاح غلامی
سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: