به گزارش جامجم، روزهای پایانی هفته گذشته زنی با حضور در شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از شوهرش به خاطر قتل فرزندشان شکایت کرد.
وی به بازپرس محسن مدیرروستا گفت: نوجوان بودم که ازدواج کردم. 15 سال پیش همراه شوهرم، پسرم و دو دخترم که یکی از آنها دوماهه و بیمار بود برای ادامه زندگی به شهر مشهد سفر کردیم و در یک مهمانپذیر ماندیم. شوهرم با انداختن پتو روی دختر دو ماههام و گذاشتن بالش روی دهانش، او را کشت. بعد از جنایت، من و بچههایم را تهدید کرد که اگر این رازفاش شود، ما را به قتل میرساند که از ترس او، راز قتل را فاش نکردیم.
زن جوان ادامه داد: همیشه صحنه آن جنایت مقابل چشمانم بود. این اواخر شوهرم مدام بدرفتاری میکرد. بیکار شده بود و من و دخترانم را کتک میزد. با پسرم دعوا میکرد. با شدت گرفتن این درگیریها من و پسرم که شاهدان جنایت بودیم را تهدید به قتل کرد. صدای شوهرم که به جنایت اعتراف کرده را ضبط کردیم. میترسیم به خانه بازگردیم، چون او ما را خواهد کشت.
با شکایت این زن، تحقیقات پلیسی آغاز و ماموران با احضار پسر 22 ساله خانواده به تحقیق از او پرداختند که وی گفتههای مادرش را تائید کرد. ماموران به بررسی فایل صوتی که پدر خانواده در آن به قتل اعتراف کرده و خانوادهاش را تهدید کرده بود، پرداختند و در ادامه متهم تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و در اسلامشهر بازداشت شد. متهم برای ادامه تحقیقات به شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد و به بازپرس جنایی گفت: 15 ساله بودم که ازدواج کردم. چهار دختر و یک پسر دارم. گاهی با وانت کار میکنم و گاهی کارم قالیشویی است. در خانه 40 متری که خیریه به ما داده، زندگی میکنیم. پسرم چند ماه است از سربازی آمده و کاری نداشت و مدام با دوستان ناباب میگشت که سر این موضوع با او درگیر بودم. از او خواستم با هم کار کنیم تا شرایط زندگیمان بهتر شود که قبول نمیکرد. وی افزود: همین باعث دعوا و درگیری ما شد. آنقدر عصبانی بودم که چاقو برداشتم تا خودم و او را بکشم که نشد. سوم تیر امسال پسرم از من شکایت کرد. شب پلیس آمد و ما را به کلانتری برد که در آنجا رضایت داد و آزاد شدم.
متهم ادامه داد: خانوادهام با این توطئه و گفتههای دروغین میخواهند مرا به دردسر بیندازند. دختر دو ماههام 15 سال پیش به خاطر بیماری فوت شد و قتلی در کار نبود. 15 سال پیش من یک پسر و دو دختر داشتم. اردیبهشت سال 82 یکی از دخترانم بیمار شد، به خاطر تشنج یک روز در بیمارستان شهدای هفتم تیر در شهرری بستری شد. پزشکان گفتند باید در بیمارستان دیگری تحت درمان قرار گیرد، پول نداشتم و چون بیکار بودم، نشد او را ببرم. وی افزود: من و خانوادهام به حرم امام خمینی (ره) رفتیم. در آنجا نزد عروس خانواده امام رفتیم و از او 300 هزار تومان کمک مالی گرفتیم. بعد با آن پول به مشهد سفر کردیم و در مهمانپذیری ماندیم. برای شفای فرزندم در مشهد ماندیم. پتو را روی دختر بیمارم کشیدم و با همسرم برای یافتن کار بیرون رفتیم که توانستم در کارخانهای کار پیدا کنم. زمانی که بازگشتیم، دخترم دوباره تشنج کرده بود. او را به بیمارستان بردیم که پزشکان گفتند دخترم فوت شده است. تا سال 88 در مشهد بودیم و بعد از آن به اسلامشهر آمدیم. دخترم به خاطر بیماری فوت شد و آن زمان برایش گواهی فوت صادر کردند. خانوادهام میخواهند مرا به دردسر بیندازند تا به آنها سختگیری نکنم و بگذارم پسرم راحت با دوستان نابابش بگردد. با دستور قضایی قرار شد از این مرد در اداره دهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات تکمیلی انجام شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم