در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بد نیست بدانید همینگوی در استفاده از کلمات بسیار حساس بوده و به این راحتی کلمهها را وارد متن نمیکرده است.
او از نخستین نویسندگانی است که اهمیت ایجاز در نویسندگی را درک میکند، او ماشینتحریر را روی میزی میگذاشته، راه میرفته و فکر میکرده، بعد کلمهای را مینوشته. این نویسنده معتقد بوده نشستن و نوشتن موجب میشود بیشتر و طولانیتر بنویسد، پس وقتی راه برود و فکر کند، کلمههای کمتری را مینویسد.
او در اینباره گفته است: «نوشتن را بسیار دوست داشتم و هیچ وقت [با چیزی] بیشتر از نویسندگی خوشحال نمیشدم…روزهایی که ۱۲۰۰ یا ۲۷۰۰ لغت مینوشتم خوشحالتر از آن چیزی میشدم که بتوان باور کرد.
از موقعی که متوجه شدم روزی ۴۰۰ تا ۶۰۰ لغتی که با کیفیت نوشته شده سرعتی است که میتوانم بسیار راحتتر آن را حفظ کنم، با رسیدن به این عدد شاد میشدم. فقط هم زمانی که حداقل۳۲۰ لغت مینوشتم خیالم راحت میشد.»
در ادامه بخشی از «پیرمرد و دریا» معروف ترین اثر همینگوی را مرور میکنیم:
دلش برای ماهی بزرگی که صید کرده بود، سوخت. با خود گفت این ماهی، ماهی عالی و عجیبی است و میداند که من چقدر پیرم. تا به حال ماهی به این پر زوری نگرفتهام، ماهی به این غریبی نگرفتهام. شاید میداند که نباید از آب بیرون بپرد.
اگر پرید یا وحشیگری درآورد بیچارهام میکند. اما شاید هم پیش از این چندبار به قلاب افتاده، میداند که راه جنگیدنش همین است.
از کجا میداند که فقط با یک نفر طرف است، یا آنکه طرفش پیرمرد است؟ اما عجب ماهی بزرگی است، اگر گوشتش خوب باشد در بازار خیلی پول میشود.
طعمه را هم مثل ماهی نر خورد، کشیدنش هم به ماهی نر میماند، در جنگیدنش هم نشانی از ترس نمیبینم. نمیدانم نقشه دارد یا او هم مثل من وامانده است؟
امید رحمانی
فرهنگو هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: