مرداد 96 یک مرد ایرانی به نام غلامرضا به طرز مرموزی ناپدید شد. پلیس در نخستین گام از تحقیقات به بازجویی از خانواده غلامرضا پرداخت و دریافت وی آخرین بار با یک مرد افغان به نام حسین قرار ملاقات داشته است. حسین بازداشت شد و به قتل با انگیزه ناموسی اعتراف کرد. وی پسرعمهاش به نام حیدر را نیز به عنوان شریک جرمش معرفی کرد. با دستگیری حیدر، حسین حرفهای قبلیاش را پس گرفت و سناریوی تازهای را مطرح کرد.
وی گفت: پیش از این گفته بودم وقتی از محل کار به خانه برگشتم و غلامرضا و زنم را با هم در خانه تنها دیدم، غیرتی شدم و با همدستی حیدر غلامرضا را کشتم، اما حالا میخواهم حقیقت را بگویم. من و حیدر به خاطر اختلاف مالی بر سر یک زمین در قرچک ورامین دست به این قتل زدیم.
با اعترافهای تازه حسین، وی و پسرعمهاش در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند و انگشت اتهام را به سوی یکدیگر نشانه رفتند.این در حالی بود که اولیای دم برای دو متهم حکم قصاص خواستند.
حسین گفت: حیدر به تنهایی غلامرضا را کشت و با اظهاراتش باعث شد تا من به درد سر بیفتم.
سپس حیدر رو به روی قضات ایستاد و گفت: حسین آن روز با من تماس گرفت و از من خواست خیلی زود به خانه آنها بروم. وقتی به آنجا رفتم دیدم حسین با چاقو غلامرضا را زده است. من دهان غلامرضا را گرفتم و حسین او را خفه کرد.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و دیروز با توجه به مدرکهای موجود در پرونده برای حسین و حیدر حکم قصاص صادر کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم