در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازار شام مسقف است و بعضی از جاهایش منافذی برای عبور نور دارد(شبیه بازار یزد). بهطور رسمی اولینبار است که با حجم زیادی از مردم بهصورت مستقیم روبهرو میشوم. لباسهایشان دارای تنوع زیادی است. مردها از شلوارک و لباسهای بیآستین تا شلوارهای جین و کتوشلوار رسمی به تن دارند. خانمها هم لباسهای متنوعی دارند از نیمآستین یا بیآستین و شلوارک گرفته تا آنهایی که چادر و روبنده(پوشیه) دارند. در بازار شام همه چیز پیدا میشود، از لباس و خوردنی تا صنایعدستی و گاریهای میوه فروش و جوانهایی که در قابلمههای بزرگ روحی شیربلال میفروشند؛ اگر بخواهی بلال بخری باید بالا سر قابلمه بزرگ بایستی و با دستت بلالهای مثل ماهی غوطهور و پخته شده در آب را انتخاب کنی.
میوههاشان انصافا خوش آب و رنگ است و خوش عطر. آن قدر عطرش هوسانگیز است که دوست داری حتما مشتری گاریها شوی. میوههای تازه از توتفرنگی گرفته تا گیلاس قرمز و حتی سیبهای جنگلی ریز. گیلاس اینجا حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ لیر است.(۱) با احتساب لیر ۱۵ تومانی یعنی قیمتی در حدود ۶۰۰۰ تا ۷۵۰۰ تومان به پول ایران.
عبور از بازار شام با احتساب شلوغیاش زمانی حدود ۱۵ دقیقه از ما گرفت و بعد در انتها به یک بازرسی بدنی رسیدیم. در اینجا برعکس جاهای دیگر که بازرسی خانمها در قسمتی مجزاست و اتاقکی دارد و محفوظ است؛ چنین جایی ندارد. کسی که مسئول این کار بود یک افسر خانم بود که لباس نظامی کاملا مردانهای داشت و کلاه لبه دار پلنگی هم روی سرش بود، موهایش را بسته بود و از پشت کلاه بیرون گذاشته بود. او هم مثل همکار مردش در انتهای صف خانمها ایستاده و خانمها را تفتیش میکرد.
(1) میوهفروش میگفت حدود سه سالی است که قیمت گیلاسهایش همین است.
سیدمجتبی مومنی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: