صنعت نشر در ایران نیازمند قانونگذاری داخلی است

نشر بی‌قانون

113 عنوان کتاب از جوجو مویز طی سه سال در ایران منتشر شده است. از سال89 تا کنون 90 ترجمه از آثار اروین یالوم وارد بازار نشر شده است. همچنین از سال 1393 تا کنون 45ترجمه هم از الیف شافاک یا شفق وارد چرخه نشر در کشورمان شده و از سال 1370 تا امروز 135 ترجمه از آثار اورهان پاموک در کشورمان چاپ شده است. کازوئو ایشی گورو هم مانند پاموک برنده نوبل ادبیات بوده و از سال 80 تا کنون حدود 75 ترجمه در ایران از آثار او منتشر شده است.
کد خبر: ۱۱۴۹۶۴۱

حالا با دو مساله مواجه میشویم. اول اینکه آیا نویسندههایی که نامشان را آوردیم، واقعا این تعداد کتاب دارند؟ مثلا پاموک تا به حال 135کتاب نوشته است؟ مسلما اینطور نیست. لااقل نویسندههای حرفهای دنیا حساب شده مینویسند و به این رقمهای نجومی نمیرسند. مویز هم که نسبتا نویسندهای جوان تر در این فهرست محسوب میشود، نمیتواند 113 کتاب منتشر کرده باشد.

ماجرای سودجویی ناشران

یک راه خیلی ساده وجود دارد تا ببینیم این کتابهای منتشر شده چه ماجرایی دارند. نام هر نویسنده خارجی را که در سایت کتابخانه ملی جست و جو کنیم، با ترجمههای آثار او در ایران روبهرو میشویم. بهطور مثال تا کنون 33 ناشر سراغ کتابهای همین خانم مویز رفته اند و از برخی کتابهایش چندین و چند ترجمه در ایران منتشر شده است. حالا مخاطب میماند و این همه انتخاب. میتواند به فهرست ترجمهها با نام متفاوت مترجمان نگاه کند و گیج شود که دلیل حضور این همه ترجمه از یک کتاب در بازار چیست و اصلا آنها با هم چه تفاوتی دارند.

از طرف دیگر، ناشران بسیاری هم در این میان متضرر میشوند. همین که کتابی را منتشر میکنند و با اقبال خوبی مواجه میشود، به ترتیب ناشران دیگر هم سراغ ترجمه همان آثار میروند! یعنی ناشران اول با تلاش، سرمایهگذاری و بازار یابی میکند و درست در شرایطی که از میان دهها کتاب منتشر شده اش، یکی عنوان پرفروش را از آن خود میکند، ناشران دیگر از راه میرسند و از این میوه رسیده براحتی بهره میبرند! حالا کار به جایی رسیده که مدیر یک اپلیکیشن مجازی فروش کتاب هم کار در عرصه ترجمه را آغاز کرده و پرفروشهای بازار کتاب را خودش ترجمه میکند و میفروشد، البته مدعی هم هست نیازی به دریافت مجوز نشر کتاب از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نداشته و قوانین نشر شامل حال او نمیشود!

مساله کجاست؟

در نگاه اول مساله این است عضو قانون جهانی کپی رایت نیستیم. هر چند این موضوع همیشه مشکلاتی را در کشورمان ایجاد کرده است و روابط ناشران ایرانی و جهانی را دچار مشکلاتی کرده، اما در موضوعی که مطرح شد، تا حد زیادی مساله خود ناشران ایرانی هم هستند و میتوان گفت ما در ایران از نوعی بی قانونی میان ناشران ضربه میخوریم.

در روز پنجشنبه محمدصادق علیزاده، دبیر گروه فرهنگ و هنر روزنامه مان در مطلبی با تیتر «تهرانی کردن برن» پیوستن ایران به معاهده جهانی کپیرایت را بررسی کرده و به محاسن و معایب آن پرداخت. بنابراین قصد نداریم دوباره به همین موضوع بپردازیم و میخواهیم ماجرا را از بعد دیگری نگاه کنیم. زمان آن رسیده که اگر قرار هم نیست به معاهده جهانی کپی رایت بپیوندیم، باید سازوکار قانونی برای این موضوع در کشور تعریف شود و لااقل قوانین داخلی جلوی بروز چنین اتفاقاتی را بگیرند. نشر در ایران امروزه بیش از هر چیز تاوان نداشتن کپی رایت را میپردازد، هر چند در این چرخه حقوق ناشر و مولف خارجی هم نادیده گرفته میشود، اما حالا به جایی رسیده ایم که حقوق مترجم و ناشر داخلی هم نادیده گرفته میشود و سرنوشت هیچ عضوی از این چرخه برای دیگری مهم نیست و هر کسی فکر کار خودش است.

البته ناگفته نماند برخی ناشران و مترجمان هم این روزها در حال خرید کپی رایت یک کتاب از ناشر آن هستند و در برخی موارد هم رضایت نویسنده و ناشر را از انتشار کتاب در ایران کسب میکنند. اما در این موارد هم پس از اقبال عمومی از کتاب ناشران دیگر بدون گذراندن این مراحل، وارد چرخه سودجویی میشوند و بدون رضایت نویسنده و ناشر خارجی و البته ناشر داخلی کسب و کار خود را پیش میبرند. کسب و کاری که با نارضایتی دیگری پیش میرود و نمیشود چندان هم برکت داشته باشد.

گلایههای عکاس خارجی از ناشر ایرانی

آلن شالر ،عکاس معروف متولد لندن که در جهان هم بهوسطه ثبت عکسهای شهریاش معروف است، هفته پیش از نشر نگاه گلایه کرد. نشر نگاه بدون اجازه این نویسنده دو عکس از او را روی طرح جلد دو کتاب «شبگرد» نوشته نجیب محفوظ و «حامله و امپراتور» نوشته هومن نحوی استفاده کرده است. شالر در یکی از صفحاتش در فضای مجازی نوشت: صادق دارابی و نشر نگاه در کتابهای تازهای که منتشر کردهاند، بدون کسب اجازه از عکسهای من استفاده کردهاند و این کار شبیه شوخی است.

پاسخ نشر نگاه

بعد از گلایه شالر و حواشی آن با نشر نگاه تماس گرفتیم تا روایتشان را از این حواشی داشته باشیم. فرید مرادی، سر ویراستار نشر نگاه در این باره به جام‌جم توضیح داد: ما طراحی جلد را به گرافیست‌ها واگذار می‌کنیم و کار را هم از آنها تحویل می‌گیریم. بنابراین ما در جریان نبودیم عکس‌های آقای شالر روی طرح جلد کتاب‌ها استفاده شده‌اند. او ادامه داد: وقتی متوجه شدیم عکس‌ها متعلق به ایشان بوده، برایشان پیام فرستادیم و اعلام کردیم نام ایشان را در چاپ‌های بعدی کتاب ذکر کرده و حاضر به پرداخت حقوق مادی‌اش هم هستیم. اما شرایط ایران را هم توضیح داده و بیان کردیم ما عضو قانون جهانی کپی رایت نیستیم. مرادی تاکید کرد: از این به بعد با دقت بیشتری کارها را پیگیری می‌کنیم تا شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.

زینب مرتضایی فرد

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها