بیومکانیک آلمانی، اساطیر آزتکی و مامانی‌های جام؟

من عاشق فوتبال آمریکای‌لاتینم. آن فوتبال‌ سرخپوستی و سوررئال، کشته‌مرده فراوان دارد. چیزی مثل پرو و کلمبیا. یا حتی کولاکی در حد و حدودهای مکزیک‌ (در آمریکای ‌مرکزی) که مخاطب را از فوتبال ساحرانه خود سیراب می‌کنند. انگار این توپچی‌ها از لای سطرهای خاکستری رمان‌های آمریکای‌لاتین درآمده‌اند. دریبل‌هاشان. بازی‌گروهی‌شان. سلحشوری‌شان. شکوه فردیت‌شان؛ چیزی فراتر از فوتبال است و دیگر وارد وادی ادبیات جادویی می‌شود. در تمام لحظاتی که مکزیک، آلمان را زیر‌سلطه خود برده یا پرو، دانمارک را محبوس کرده بود، دوست داشتم تیم ما نیز ماکت کوچکی از آفرینندگی این دو تیم را در دل خود داشت. انگار گارسیا‌مارکز یا وارگاس‌یوسا یا نرودای عزیز، کاراکتر سیال چنین توپچی‌هایی را در دنیای قصه‌های خود خلق کرده و به چمن‌های اساطیری تزریق کرده‌اند.
کد خبر: ۱۱۴۸۵۲۱

فوتبال مکزیک را از قدیم دوست داشتم. همهچیزشان تلفیقی از تخیل و قهرمانگونگی بود. انگار تکتک این سبزپوشها از دامن ایزدبانوی تمدن آزتک بیرون آمدهاند. هنوز به یاد میآورم که رکورد حواله کارت قرمزها در دست آنهاست. روزی را خاطر دارم از حوالی جامجهانی 1978 که یک داور مکزیکی در یک بازی، 26کارت قرمز حواله کرد. اسم داور قشنگ یادم هست؛ گونزالس بود و داشت مسابقه یک تیم آمریکایی را در مکزیکوسیتی قضاوت میکرد. روزی که خبر قضاوت این داور را در دنیای ورزش سال 57 میخواندیم تیم ایران داشت با دو شکست و یک تساوی از جامجهانی 78 به خانه بازمیگشت. کنههای فوتبالفارسی درگیر این پرسش از خود بودند که یک داور مگر در یک بازی میتواند بیشتر از 22 بازیکن داخل زمین را بیرون کند؟ اما گونزالس میگفت «آری بلکه بیشتر!» آن روزها تصویرهای فتورادیویی آسوشیتدپرس ما را با معجون جدیدی در حوزه قضاوت مواجه کردهبود. مردی که ابتدا هفت بازیکن داخل میدان را به دلیل خشونت حاکم بر میدان با کارت قرمز مواجه کرد. اما هنگامی که درگیریها به سمت نیمکت دو تیم شعلهور شد و رزروها و آسیستانهای دو تیم با هم یقهبهیقه شدند او دیگر کارت قرمزش را زمین نگذاشت. 12 اخراجی هم از نیمکت دو تیم بیرون کرد. اما هنوز آتشبازی او نخوابیده بود. پس به این نتیجه رسید که به هفت نفر از میان تماشاگران نیز کارت قرمز نشان دهد. حتی آن روز که کدام تیم برنده یا بازنده شده است شاید در خاطرمان نمانده باشد اما اسم گونزالس در تاریخ فوتبال ماند. این البته تنها نامداری مکزیکیها نبود. آنها در جام 1978 با آلمان همگروه بودند و در مصاف با این تیم - تا به خود آمدند - شش گل در دروازهشان روییده بود. همین مکزیکی که دیروز در پهنه جام2018، آلمان قدرقدرت را به تنگ آورد هنوز زخمهای آن ششتایی شدن را در روح و جسم پدران خود داشت. من هنوز بریدهجراید آن جام را نگه داشتهام. دقیقا به تاریخ 16 خرداد 1357 بود که مکزیک با وجود استفاده از ستاره دههشصتی خود «هوگو سانچز» و در حالی که بازی را با قدرت آغاز کرده بود به ناگهان با ماشین گلزنی آلمانها مواجه شد و همه چیزش پودر شد. آنها نیز عینهو تیم ملی ایران، جزو مامانیهای جام 78 نامگذاری شدند! اما مکزیک تنها ششتایی آن جام نبود. همان پرویی که من عاشقش هستم و آن روز ما را چهارتایی کرد، در ادامه جام 78 از آرژانتین شش تا خورد و آنها نیز به لیست مامانیهای جام پیوستند. شکست پرو از آرژانتین چنان برای برزیلیهای خصم آرژانتین، سخت و مضحک آمد که دهها هزارنفرشان در خیابانهای ریو تظاهرات کرده و پروییها را با واژه «مارمالاد» خطاب کردند که در فولکلورشان نشانه لرزش و سازش و گاوبندی بود. روزنامهنگارهای جام آن سال چنان از مفتبازی و ارفاق پرو به تنگ آمدند که دولت آرژانتین را متهم به پرداخت رشوه- در قالب اهدای بخشی از جنگلهای آمازون- به پرو کردند تا اینچنین دروازهاش را در برابر تیم آنها باز بگذارد. آخرش نیز پاپاراتزیها به اسنادی دست یافتند که از هدیه پنهانی 5/7 میلیون دلاری دولت آرژانتین به پرو سخن میگفت که آنروزها خیلی پول بود.

40 ســـــــال پیش در جام 78 وقتی آلمان‌ها قافیه را به اتریش باختند ورزشی‌نویســــــــان بســـــــیاری پـــــــدر هلموت‌شوئن را درآوردند و روی جنازه‌اش راه رفتند. آن‌ روزها اما یک جامعه‌شناس ژرمن در برابر پاپاراتزی‌های آلمانی شمشیر کشید و به آنها تاخت که شما کدام‌تان انداره هلموت از فوتبال روز جهان و سرمایه‌های انسانی فوتبال آلمان سردرمی‌آورید؟ او نوشت: «هنگامی که 44 بازیکن ژرمن در اردوی اولیه جام‌جهانی جمع بودند یک گروه دانشگاهی در مونیخ طی یک کار پژوهشی بلندمدت، بازیکنان را از طریق مجموعه آزمایش‌های بیومکانیکی زیرنظر گرفت. در این آزمایش‌ها مجموعه رفتارهای فیزیکال و روانی بازیکنان از طریق جدول‌های حساسی محاسبه می‌شد که مو لای درزشان نمی‌رفت. در این لابراتوارهای بیومکانیک، اساتید دانشگاهی به صورت آکادمیک روی توانایی‌های جسمانی و روانی بازیکنان کار می‌کردند و به مربی گزارش می‌دادند که دو تیم «11‌‌نفره» مطلوب از نظر رفتارهای اجتماعی، هماهنگی‌های تیمی و توافق‌های‌اخلاقی کدام‌اند؟ در‌این پژوهش‌های بیومکانیک بود که 11 نفر اول استخوان‌بندی اصلی تیم مشخص شد. «اکنون در هزاره سوم، تیمی که 40 سال پیش آزمایش بیومکانیک درباره تک‌تک بازیکنانش راه می‌انداخت حالا با این همه پیشرفت علم، کدام اهداف آکادمیکی را مدنظر داشته باشد که پای ظرافت‌های میتولوژی و اسطوره‌شناسی، کم نیاوَرد؟

حالا که مکزیک، آلمان علم‌زده را چنین از پا درمی‌آوَرد و علم بیومکانیک در برابر بازی‌سیال، کم می‌آورد به این نتیجه می‌رسی که فوتبال، ضد علمی‌ترین پدیده جهان است. در اساطیر آزتک، آن‌که سرانجام به خورشید تبدیل می‌شود قهرمانی به نام «تکوسیس‌تکاتیلِ» ثروتمند نیست بلکه «ناناواتسینِ» شجاع است.

ابراهیم افشار

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها