انزوا؛ سرنوشت شعر انقلاب

کاش ماجرا به همین معطل‌ماندن قصه خانه‌موزه حمید سبزواری در سبزوار خلاصه می‌شد؛ این قصه که در همین صفحه به آن پرداخته‌ایم و البته آن‌قدر در این مدت در جام‌جم به موارد مشابه‌اش مثل خانه‌موزه سیمین دانشور و جلال آل احمد و همچنین خانه نیما یوشیج اشاره‌ها کرده‌ایم که هم خودمان خسته شده‌ایم و هم مسئولان مربوط.
کد خبر: ۱۱۴۷۲۲۳

حالا بیتوجهی به میراث بزرگان، از دایره ملک و املاکشان فراتر رفته و به میراث ادبیشان آسیب زده است. کمتر کسی باورش میشد پس از مرگ یکی از سردمداران راستین شعر انقلاب، شعر او نیز به فراموشی سپرده شود و حالا فرزندش به خبرگزاری تسنیم خبر بدهد که مجموعه شعرهای منتشر نشدهاش دو سال است که در دست چاپ مانده است. اگر این اتفاق برای حمید سبزواری با آن پیشینه درخشان در شعر انقلاب میافتد، سکه برای دیگران چطور چرخ خواهد خورد و دیگران چه سرنوشتی را در آینه مرگ خواهند دید؟

دو سال پیش، وقتی در همین روزها خبر درگذشت سبزواری منتشر شد، مسئولان فرهنگی کشور همانند همیشه در صحنه حاضر شدند و وعدههایی دادند؛ از انتشار تمام سرودههای منتشر نشده او، تا در اختیار گذاشتن سرودهای انقلابی او به عموم مخاطبان و راهاندازی یادمان پدر شعر انقلاب در سبزوار و افتتاح موزهای به نام او در زادگاهش و... اما از همه این وعدهها هیچکدام به سرانجام نرسیده است.

وحید ممتحنی، فرزند زندهیاد حمید سبزواری، درباره کتابی که انتشارش معطل وعدهها مانده، گفته: برای انتشار کتابی که حاوی اشعار منتشر نشده پدر بود، از تمامی اعضای خانواده به منظور رضایت برای چاپ آن امضا گرفتند، اما کتاب پس از حدود دو سال هنوز به چاپ نرسیده است.

وقتی هنوز مردم سرودههای او را بر زبان دارند و فراموشی جمعی، نتوانسته خود را بر اذهان دوستداران شعر سبزواری حاکم کند، هیچ معلوم نیست این ناملایمتیها برای چه باید بر سر میراث ادبی حمید سبزواری آوار شود؟ آیا نگران این نیستیم وقتی یکی از مهمترین مصادیق شعر انقلاب را به دست فراموشی سپردهایم، از این ماجرا به صورت نمادین به انزوای شعر انقلاب تعبیر شود؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها