ما بیعشق و دوست داشتن شروع کردیم، اما به یاد میآورم در همان اولین سالی که با هم زیر یک سقف رفتیم نادر به من گفت «دوستت دارم» و یکی دو سال بعد به من گفت «تو را چون خاک میخواهم همسر من».
نادر ابراهیمی عاشق خاکش بود و نهایت علاقهاش در خاک وطنش خلاصه میشد. «چهل نامه به همسرم» و «یک عاشقانه آرام» بعد از ازدواجمان نوشته شد که نادر تجربیاتی در زندگی مشترک پیدا کرد. بسیار پیش آمده بود که از من نظر میخواست و برای اسم داستان با من مشورت میکرد. وقتی اولین بار جرقه داستانی در ذهنش میزد به اتاقش میرفت و طرح اولیه را مینوشت و من غالب مواقع خودم را جای مخاطب میگذاشتم و حس مخاطب و سوالاتی که برایش پیش میآمد را میپرسیدم. بارها نادر میگفت «تو رفیق منی یا خواننده؟» و من میگفتم میخواهم پیشاپیش آماده باشی که جواب سوالات را داشته باشی.
در آثار نادر سه زن شخصیت اصلی بودند: هلیا، عسل و مهری. هلیا قهرمان «بار دیگر شهری که دوست میداشتم» است که داستان آن در زمان نامزدی ما نیمه کاره بود.
عشق هلیا در واقع عشق به وطن است و این داستان از اولین نوشتههایی بود که نادر برای من خواند. بر اساس همین داستان نیز اسم دخترمان را هلیا گذاشتیم. هیچگاه به هیچکدام از زنان داستانهایش حسادت نکردم.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد