الیوم میرزا چنگیزخان صابونپز دقالباب کرده اذن ورود خواستند. ماندهایم والدین این بشر چه فکر کردهاند نام چنگیز بر وی نهادند عقلمان به جایی نرسید . علت آمدنش را جویا شدیم، فرمودند در امری مشورت میخواهند. اذن دادیم فرمودیم بیایند. قبا بر تن کرده در اندرونی جلوس فرمودیم، مشرف شدند. گویا مرحوم ابویشان طلبی از جد کبیر ما داشتند و به قصد زنده کردن نقود آمده بودند. در پیشانی صحبت دیدیم اندرونی را بوی نامطبوعی برداشته. خشایار خان را خواسته با چشمک و اشاره علت را جویا شدیم. با ایما و اشاره ملتفتمان کردند که بوی دهان همین چنگیزخان است. فوقالنهایه نامطبوع بود! لاکردار نمیدانیم چه حکمت بود مدام هم از کلمات «ه» دار استفاده مینمود و هوای داخل دهان را به بیرون متصاعد مینمود. روزهمان رو به بطلان گذاشته بود و هوای اتاق به قدری مسموم گشت که چشممان به قی افتاد. فیالفور قبول قرض فرموده گفتیم چقدر بوده هر قدر باشد میپردازیم تو فقط برو ...
خشایار را فرمودیم نقود آورد، دادیم، رسید گرفتیم، مرخص شد. فرمایشمان این است که مسواک دهان و دندان از واجبات است در رمضان از اوجب واجبات. شوخی نیست که رسول بر انجامش سفارشها کرد. صائمین و نازنینانی که روزه میگیرند باید آویزه گوش خود گردانند که حتما بعد از تناول سحری اقدام به انجامش نمایند تا در طول روز خلقی از مصاحبت و معاشرت با جنابشان کمتر در عذاب باشند و اگر هم موفق به مسواک نشدند از کلمات «ه» دار کمتر استفاده کنند تا هوای درون امحا و احشا را بیرون نریزند. زیاده فرمایش نداریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم