همین علاقهمندی نشان میدهد هنوز هم رادیو با بهره بردن از قوه تخیل شنونده تلاش میکند مخاطب خودش را حفظ کند. شاید همین مساله باعث شده هنرمندانی همچون فریدون محرابی، میرطاهر مظلومی، بیوک میرزایی، فریبا متخصص، حمیدرضا هدایتی، شهین نجفزاده، زهره مجابی و قربان نجفی با اینکه در آثار تصویری مشغول هستند، همزمان به فعالیتشان در رادیو هم ادامه بدهند و خانه رادیو را ترک نکنند.
بازیگران نمایشهای رادیویی با بازی در هر اثری میتوانند شخصیتهای متفاوت را با ویژگیهای اخلاقی گوناگون تجربه کنند. البته کارشان سختتر از تصویر است، زیرا بدون این که از چهرهشان کمک بگیرند باید همه هنرشان را در صدایشان بریزند و کاراکترها را خلق کنند.
بازی در نمایشهای رادیویی این امتیاز را برای بازیگر دارد که میتواند هر روز با یک دنیای متفاوت روبهرو شود، دنیایی که پر از شخصیتهای رنگارنگ است. به همین دلیل بازیگر در رادیو دائم مشغول بازی و تمرین است. همین مساله باعث میشود بازیگران رادیو از آمادگی خاصی برای بازی در نقشهای متفاوت برخوردار باشند.
نمایش رادیویی به نوعی بازی با صداست و بازیگر رادیو باید سعی کند با خلاقیت نقش خود را اجرا کند. او فقط صدا را در اختیار دارد و باید تمام حس نقش را به واسطه صدا به شنونده منتقل کند. از سوی دیگر نمایش رادیویی امکان تصویرسازی را در ذهن فراهم میکند؛ هر چند ادبیات هم از این توان بهرهمند است که با توصیف برای خواننده تصاویر ذهنی بسازد، اما در نمایش رادیویی تنها متن نیست که سازنده تصاویر است، بلکه اجرا هم به کمک آن میآید و این مساله در نمایش صحنهای نمود بیشتری پیدا میکند و نوعی نوشتار صوتی پدید میآید. در واقع مخاطب رادیو تنها با متن روبهرو نیست، بلکه با صدایی روبهروست که متن را برای او میخواند و بازی میکند. نویسنده نمایش رادیویی در عالم خیال و در ذهن خود تلاش میکند کلمات را به گونهای کنار هم بچیند و بدون این که چشمها را بگشاییم، فقط از طریق گوشدادن آنها را دریابیم. در نمایش رادیویی، صدای بازیگران و بازی آنها، موسیقی و جلوههای صوتی به کمک متن میآیند تا از آن تئاتر ذهنی به وجود آورند. در مجموع دنیای نمایشهای رادیویی همیشه برای مخاطبان پر از راز و رمز است.
فاطمه عودباشی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم