حال قصه چیست، گویا پمپئو نامی که هنر و درایتش شکنجه کردن و ناخن کشیدن و چپه آویزان کردن است، اخیرا به مقام وزارت در ینگه دنیا رسیده و هنوز از راه نرسیده غلط زیادی خورده، افاضاتی فرمودهاند که هیچ در قد و قوارهاش نبوده است. فوقالنهایه در بادی امر خنده کرده و از بلاهت و جوگیری این مردک ابله خندیدیم و لختی بعد اندیشیدیم این طفلک شرط و شروط گذاشته که ممالک محروسه ایران باید ال کند و بل کند تا ما با ایران وارد تعاملات گشته، درهای اقتصاد و معیشت و بانک
باز کنیم و رعیتش بتوانند نفس بکشند. در اول نظر که میاندیشیم، میبینیم این دلقکخان سیاباز فیالواقع لیستی از آرزوهای دور و درازش را برای ما یکجا به عنوان شروط معاهده جدید عنوان کرده است و قطع یقین داریم این شروط که هیچ، یک هزارم این شروط را رعیت و حکومت غیور زیر بار نرفته و تمکین نمیکنند. به قول بزرگی که فرموده بودند دوران بزن در رو، تمام شده و هر کس هر غلطی بکند بایستی تقاصش را کامل و جامع پس بدهد. این مردک هم باید بداند آن بوش پدر و پسر و اسلاف من قبل و بعدهم از این افاضات زیاد فرمودند و غیور رعیت ایران به وقتش پاسخی در شأن به آنها دادهاند. شما هم اگر فلان... شب دراز است... زیاده فرمایش نداریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم