مدیر مطالعات مرکز ژنو برای سیاست امنیت در کنفرانس موسسه تحقیقاتی واشنگتن درباره خاورمیانه گفت: «فعالیتهای هستهای ایران، یک طرح پایدار و نه برنامهای شتابزده ، است.»
کد خبر: ۱۱۳۲۳۲
به گزارش فارس ، موسسه تحقیقاتی واشنگتن در کنفرانسی با حضور مهدی چوبین، مدیر مطالعات مرکز ژنو برای سیاست امنیتی و گری سیمور، مدیر آینده مطالعات شورای روابط خارجی به بررسی پرونده هستهای ایران و اهداف تهران در برنامه هستهای خود پرداخته است.
مهدی چوبین در سخنرانی خود با بیان آنکه "بر اساس تعریف ایران، آمریکا از طریق مداخله و تبعیض مستقیم، نسلها است به دنبال جلوگیری از پیشرفت جمهوری اسلامی است" ، افزود: «ایرانیها معتقدند این منطقه تحولات خاصی را از سر میگذراند و آمریکا و اسرائیل - به همراه کشورهای سکولار خاورمیانه- به دنبال به چالش کشیدن آنها از طریق اعمال هژمونی منطقهای و کنترل منابع هستند.»
با این حال وی مدعی شد: «رژیم ایران یکدست نیست. تندروها ، ایران را سپر پیشرفت انقلاب اسلامی و قدرت غالب در حال ظهور در منطقه میدانند اما اصلاحطلبان تاکیدی بر نقش کشور خود برای توسعه انقلاب در ورای مرزهای خود ندارند. اصلاحطلبان ایران را کشوری "معمولی" میدانند که با نقاط دیگر جهان ارتباط دارد در نتیجه این گروه احتمال بیشتری برای انجام "معامله بزرگ" با غرب دارد.»
چوبین در ادامه درباره اهداف هستهای ایران گفت: «فعالیتهای هستهای ایران، یک طرح پایدار و نه برنامهای شتابزده، است. حکومت ایران از زمان اطلاع جامعه بین المللی از برنامه غنیسازی اورانیوم این کشور در سال 2002، تنها به تسریع آن پرداخته است.»
وی افزود: «گرچه ایرانیها روشی فرصتطلبانه را در مسئله هستهای در پیش گرفتهاند اما اهداف خود را بطور کامل فرمولبندی نکردهاند. آنها تمایل دارند در صورت امکان به پیروی از پیمان ان پی تی ادامه دهند و از خروج به سمت تسلیحات هستهای خودداری کنند زیرا آنها هنوز نمیدانند پس از چنین خروجی، چه اقدامی انجام بدهند. در مجموع آنها همان چیزی را میخواهند که بقیه کشورها میخواهند یعنی استفاده از فواید تواناییهای هستهای، بدون هیچ مشکلی.»
مهدی چوبین گفت: «با وجود این موانع ، تحریم میتواند بر ایران تاثیر بگذارد. بطور مثال، تنبیهات شدید که بر قیمت انرژی تاثیر بگذارد میتواند به قدرت یافتن عناصر اصلاحطلب در جامعه ایرانی کمک کرده و به جامعه قدرت دهد تا بر محاسبات حکومت تاثیر بگذارد. این رژیم میتواند تا آنجا پیش رود که از هراس انزوا یا سقوط خود ، برنامه هستهای را متوقف کند.»
در ادامه این کنفرانس، گری سیمور نیز به تحلیل برنامه هستهای ایران پرداخته و با بیان آنکه "تلاشهای دیپلماتیک کنونی احتمالا نمیتواند به توقف کامل برنامه هستهای ایران بیانجامد" گفت: «اما این اقدامات میتواند به آمریکا و متحدانش کمی وقت بدهد. مشوقها و تهدیدهای بسیاری که وجود دارد آنقدر قدرتمند نیست که نخبگان ایرانی را متقاعد به توقف برنامه هستهای بسیار ارزشمندشان کند. در مقابل آنها معتقدند در حالی که قدرتهای بزرگ دچار اختلاف شدهاند و قیمت انرژی نیز در آمریکا بالا است، فرصتی برای پیشرفت برنامه خود دارند. البته اگر احساس کنند وقفه در این برنامه میتواند به گسترش اختلاف در جامعه بینالمللی انجامیده و مانع اقدامات تنبیهی شود، ممکن است چنین اقدامی را بپذیرند.»
سیمور گفت: «تهران به تدریج بر مشکلات فنی خود فایق خواهد شد. در آن زمان تلاشهای دیپلماتیک متوقف شده و آمریکا و متحدانش با انتخابی دشوار میان دو گزینه بسیار مخرب مواجه خواهند شد: ایجاد محدودیت از طریق متحدان خود یا تهدید به تلافی و یا مقابله از طریق حمله به تاسیسات هستهای ایران.»
وی در ادامه با بیان آنکه جامعه بین المللی هنوز میتواند به مصالحهای برای تعلیق غنیسازی با ایران دست پیدا کند، افزود: «ایران با وجود پذیرفتن نظارتهای محدود بر تاسیسات هستهای خود برای اطمینان از عدم استفاده نظامی از آنها، حاضر به پذیرش دیگر درخواستهای گستردهتر غرب نشده است.»
این کارشناس در ادامه سخنان خود افزود: «بهترین لحظه برای چنین توافقی، بلافاصله پس از اشغال عراق توسط آمریکا بود، زمانی که ایران خود را هدف بعدی میپنداشت البته امروز ایران تعلیق غنیسازی را فرصتی برای گرفتن زمان از جامعه بین المللی تحت پوشش مذاکرات و تا زمانی میداند که شرایط سیاسی برای از سر گرفتن این برنامه مهیا شود.»
سیمور در ادامه با اشاره به احتمال مداخله از طریق تحریم و اقدام نظامی گفت: «اگر دیپلماسی شکست بخورد، گزینههای باقیمانده جذاب نخواهد بود. گرچه تهدید به تحریم یک ابزار دیپلماتیک مفید خواهد بود اما هردوی چین و روسیه، در مقابل اجرای واقعی اقدامات تنبیهی مقاومت خواهند کرد و لذا آنها را بیتاثیر خواهند کرد.»
وی افزود: «اگر تمامی گزینههای دیگر شکست بخورد، آمریکا و اسرائیل ممکن است خطر مداخله نظامی را بپذیرند. با این وجود، موفقیت چنین اقدامی نیز نیازمند اطلاعاتی بسیار بیشتر از آن چیزی است که ظاهرا این دو کشور در حال حاضر در اختیار دارند. بعلاوه مداخله نظامی میتواند خطر انتقامجویی غیرمستقیم ایران علیه منافع آمریکا و اسرائیل را در پی داشته باشد (مثلا از طریق حزبالله یا حملات خونین در عراق).» سمیور در پایان گفت: «در بلندمدت، ترکیب دیپلماسی و اقدامات بین المللی میتواند به کسب زمان کمک کند و ایران نیز هنوز سالها با رسیدن به توان تسلیحات اتمی فاصله دارد البته ایران بازی دیپلماتیک زیرکانهای را آغاز کرده است. آنها ثابت کردهاند توانایی هستهای آنها چیزی فراتر از یک برنامه عجولانه است و حاضرند برای تولید سلاح هستهای ، منتظر فرصت ایدهآل بمانند- این مسئله باعث میشود آمریکا و متحدانش نتوانند به راحتی متوجه شوند ایران چه زمانی از خط قرمز گذشته است و زمانی که ایران بتواند در عرض چند سال تسلیحات اتمی تولید کند ، غرب با انتخابی دشوار میان محدود کردن و اقدام پیشگیرانه مواجه خواهد بود.»