در مقاطعی که ایران، چندان به لحاظ بومی قدرتمند نبود تلاش کرد اقتدار منطقهای خود را از طریق برقراری ارتباط با قدرتهای فرامنطقهای اعمال کند و این مساله در دوران پهلوی از طریق روابط گسترده با آمریکا انجام شد و بواسطه مراودات زیادی که میان دو کشور برقرار شد ایران به عنوان یکی از مهمترین واردکنندگان سلاح آمریکایی شناخته شد. در آن روزگار ایران در تحلیل مقامات آمریکایی مهمترین پایگاه استراتژیک ایالات متحده در خلیج فارس به شمار میآمد و در پی خروج انگلیس از این منطقه، آمریکا برای پر کردن خلا قدرت، مجدانه در پی افزایش قدرت نظامی ایران بود. جلوگیری از نفوذ شوروی و همچنین برخی جنبشهای مبتنی بر دیدگاه چپ در منطقه و حفظ و حراست از منابع نفتی و همچنین تاکید شاه بر حفظ بیطرفی در درگیریهای میان اعراب و اسرائیل یکی از دلایل مهم توجه آمریکا به ایران بود. در چنین شرایطی کشور ما به عنوان یکی از پایگاههای مهم برای برقراری ثبات منطقهای و حفظ منافع آمریکا از سوی ایالات متحده به عنوان ژاندارم منطقه شناخته شد. به تعبیری ایران از دیدگاه غرب، به عنوان حلقهای از زنجیره دفاعی و گسترده غرب در مقابل نفوذ کمونیسم محسوب میشد و وظیفه اتصال پیمان «ناتو» را به پیمان «سیتو» بر عهده داشت.
در یک سند «سری» سفارت آمریکا تحت عنوان «ارزیابی اطلاعات درباره تهران» متعلق به سال 1978 (1357) چنین آمده است: نیروهای مسلح ایران علاوه بر یاری رساندن به دولت عمان در دفاع از خود علیه شورشیان (ظفار)، در حراست از غرب به منظور دسترسی به عرضهکنندگان نفت مثمر ثمر بودهاند.
همه این مسائل حاکی از آن است که اقتدار منطقهای ایران در قبل انقلاب، متکی به آمریکا و در راس آن غرب بود و اگر شرایط برای حکومت پهلوی به گونهای پیش میرفت که حاکمیت ایران مورد بیاعتمادی غربیها قرار میگرفت طبعا از این نفوذ و اقتدار به میزان قابل توجهی کاسته میشد.
اقتدار خوداتکای جمهوری اسلامی ایران
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از معادلات منطقهای و بینالمللی فرو ریخت و شرایط دیگری در منطقه خاورمیانه که تحولات پرشماری را به خود دیده بود حاکم شد. انقلاب ایران، انقلاب آرمانها و ارزشها بود. ارزشهایی که بر مبنای تفکر دینی و مذهبی در ایران شکل گرفته بود نافی هر گونه تسلط خارجی و بیگانه بود و بر سیاست محوری نه شرقی و نه غربی تکیه میکرد. بر همین اساس کشورهای دنیا با ایران جدیدی در عرصه سیاسی مواجه شدند که همت خود را بر دفاع از مظلومان جهان نهاده بود و از هرگونه زورگویی خارجی اعلام برائت میجست. در چنین شرایطی تلاشهای گستردهای برای مهار ایران شکل گرفت که جمهوری اسلامی به انزوا کشیده شود یا لااقل از نفوذ معنوی آن کاسته شود. وقوع آشوبهای داخلی، شکلگیری کودتاها با حمایت قدرتهای خارجی، تحمیل جنگ هشت ساله عراق علیه ایران و... از جمله اقداماتی بود که کشورهای غربی با بهرهگیری مالی از منابع ثروت برخی کشورهای عربی برای تحقق این هدف پیریزی کردند اما در عمل چنین رویایی رنگ واقعیت به خود نگرفت و ایران با گذر از چالشهای متعدد داخلی و خارجی ضمن نظم بخشیدن به امور اداری و سیاسی خود رفته رفته نفوذ و اقتدار خود را به صورت جدی در منطقه گسترش داد. نکته حائز اهمیت در چنین هماوردی این بود که قدرت جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر قدرتهای فرامنطقهای نبود بلکه این اقتدار، مردم پایه شکل گرفت و از این رو باید این قدرت را خودبنیاد دانست. در این حوزه اقتدار ایران بیش از آنکه بر قدرت نظامی و دفاعی تاکید داشته باشد بر پایه نفوذ معنوی و فرهنگی استوار است. این حرف البته به معنای بیتوجهی به توان نظامی نیست چون توانمندیهای دفاعی یکی از ابزارهای مهم برای بازدارندگی است، اما قدرت و نفوذ منطقهای ایران صرفا بر مسائل نظامی تکیه ندارد. این مساله البته از زمان شکل گیری پیروزی انقلاب اسلامی و نشر آرمانها و شعارهای انقلابی مردم ایران به عنوان یکی از عوامل اصلی نفوذ جمهوری اسلامی شناخته میشد و بسیاری از کشورهای عربی و غربی در عرصه تبلیغات نگرانی خود را از گسترش افکار انقلابی مشابه حرکت مذهبی و ملی مردم ایران پنهان نمیکردند. بسیاری از جنبشهای آزادیبخشی که در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی در جهان اسلام پدید آمد حرکت مردمی ایران را به عنوان الگوی مبارزه با سلطه و زور پذیرفته بودند. نکته حائز اهمیت اینکه اقتدار ایران مبتنی بر ابعاد مختلف سخت و نرم و هوشمند است و در این عرصه بیشتر بر قدرت نرم و نفوذ معنوی و فرهنگی تاکید دارد.
ایران، امنترین کشور منطقه
وقوع تحولات متعددی در دهه اخیر مانند انجام اقدامات تروریستی و تحرکات داعش مجموعه کشورهای غرب آسیا را به محیط ناامن بدل کرد، اما شرایط در ایران بهگونهای دیگر رقم خورد و جمهوری اسلامی ایران به عنوان امنترین کشور منطقه شناخته شد.
اندیشکده آمریکایی «سوفان گروپ» در تحلیلی نوشت که جایگاه و موقعیت ایران در منطقه خاورمیانه پس از تحولات چند سال اخیر ارتقا یافته است.
در تحلیل اندیشکده آمریکایی SOUFAN GROUP آمده است: موفقیتهای میدانی همپیمانان ایران و اقدامات ناموفق دشمنان آنها موجب شده است تا نفوذ این کشور در منطقه خاورمیانه در حد قابل توجهی افزایش یابد.
در ادامه تحلیل آمده است: زمانی که ایران توافق نامه چندجانبه هستهای (برجام) را امضا کرد، بسیاری بر این باور بودند که لغو تحریمها موجب دسترسی بهتر و بیشتر تهران به منابع مالی میشود که بهواسطه آن نفوذش در منطقه خاور میانه گسترش مییابد و عدهای دیگر برعکس پیشبینی کردند که ایران محدود خواهد شد، اما روند تحولات در منطقه به گونهای به نفع ایران پیش رفت که هیچ یک از آن گمانهزنیها نهتنها تحقق نیافت، بلکه تهران نیز با پرهیز از آن خویشتنداری مورد نظر، موقعیت و نفوذ قابل توجهی در منطقه خاورمیانه برای خود مهیا ساخت، آن هم نه به خاطر بهرهبرداری از منابع مالی بیشتر، بلکه به سبب آنکه منازعات جاری منطقه فرصتهای نابی در اختیار ایران قرار داد تا براحتی بتواند در این منازعات دخالت کرده و از آنها بهرهبرداری کند.
پایههای اقتدار ایران در منطقه
ایران از منابع قدرتمندی در عرصههای ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی برخوردار است و همچنین توان گفتمانسازی، هنجارسازی و فرهنگسازی در عرصه منطقهای را نیز دارد. از سویی دیگر میتواند مسائل و مشکلات منطقهای را به نفع خود مدیریت کند و نظم نویی را در اندازد. در حوزه موازنهسازی نیز این امکان برای ایران فراهم است که وارد اتئلافسازی با قدرتهای منطقهای شود. در کنار این مساله باید به این نکته توجه داشت که در صورت تهدید خارجی همواره مردم ایران نشان دادهاند که به سرعت به بسیج امکانات داخلی روی خواهند آورد. تجربه نشان داده است که ایرانیان در برابر هر تهدید فرامرزی با نادیده گرفتن اختلافات داخلی و در سطوح عمومی و نخبگانی به انسجام میرسند. طبعا در برای چنین قدرتی موانع زیاد در عرصه محیطی، منطقهای و بینالمللی وجود دارد. گرچه برخی از کشورهای منطقه و فرامنطقهای حضور ایران را تهدیدی برای بسط نفوذ خود میدانند، اما در عین حال برای بسیاری از قدرتهای بینالمللی و فرامنطقهای تردیدی وجود ندارد که راه چاره اصلی برای گشودن بسیاری از گرههای امنیتی و سیاسی منطقه بدون بازیگری فعال ایران امکانپذیر نیست، گرچه برخی از این قدرتها در بیان و حرف همواره بر این تاکید دارند که باید از نفوذ جمهوری اسلامی کاست، اما سیر تحولات و رویدادهای منطقهای بهگونه است که بدون حضور ایران نمیتوان برای حل آن راه چارهای جست.
برخورداری ایران از چنین جایگاهی البته نافی توجه جمهوری اسلامی به وجود چالشها و الزاماتی برای حفظ این جایگاه نیست. حفاظت از این اقتدار هزینههای زیادی دارد که البته با تدبیر و انسجام ملی میتوان این هزینهها و چالشها را به فرصت تبدیل کرد.