در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حاتمیکیا در عرصه فیلمسازی در ادوار مختلف زمانی بارها متولد شده و هر بار به خلق معجزهای بیبدیل در سینمای ایران دست زده است. هر سالی که او فیلم میسازد، جشنواره فیلم فجر شعفانگیزتر و پر زرق وبرقتر جلوه میکند و هر سالی که فیلمی نمیسازد، چراغ جشنواره فجر خاموش است. در سینمایی که فاقد شجاعت کافیاست، حاتمیکیا از معدود فیلمسازانی است که شهامت را از طریق آثارش به مخاطبان منتقل میکند. در واقع حاتمیکیا از معدود فیلمسازانی است که چراغ شهامت را در سینمای ایران و در میان خیل محصولات بزدلانه سینمایی، روشن نگاه میدارد.
فیلم به وقت شام، جهشی جهانی در فرم و محتوا برای حاتمیکیاست. تفاوت آشکار آخرین ساختهاش با سایر آثار پیشین او این است که در فیلم به وقت شام، قرار نیست از
هزار توی باورهای فردی کسی که از پشت دوربین به ویزور چشم دوخته، عبور کنیم. با فیلم به وقت شام، بسادگی میتوانیم رویدادهای اطرافمان را حلاجی کنیم و البته تماشای این فیلم، مخاطب را به خودش وامیدارد و هراس سراغمان میآید، چون با شجره خبیثه داعش چند کیلومتر بیشتر فاصله نداشتیم.
نگاه استعاری و تمثیلی به شخصیتهای معاصر،حسن
در خور فیلم است و نمایشهای سمبلیک است که هضم فیلم را آسانتر میکند. مثلا شخصیت بلژیکی و زن خواننده متال، بخوبی ریشه خشونت گره خورده با تمثال معاصر، شمر را در فیلم مشخص و معین میکند و مخاطب با چنین شمایلی ، آسانتر همذاتپنداری میکند.
تحلیل پس از پایان فیلم باید در ذهن مخاطب رسوب کند و علی القاعده این اتفاق در فیلم پس از پایان تماشا رخ میدهد و مخاطب درگیر تحلیل موقعیتهای مختلف و متنوع در لحظات پیچیده و افسون شده نیست. ظرافت فیلم در این است که در هیچ موقعیتی نمیتوانیم احساس کنیم حاتمیکیا دارد نگرهها و روزمرگیهایش را به مخاطب تحمیل میکند. در آثار پیشین این فیلمساز معمولا این اتفاق به شکل نامحسوسی میافتاد. فیلم «به نام پدر» سمبلی از ارائه قضاوت در متن اثر است. حاتمیکیا تلاش میکرد تحلیل و دریافتهای خودش را قبل از نمایش هر صحنهای به مخاطب تحمیل کند. پیش قضاوت از داخل متن اثر نباید به سوی بیننده پرتاب شود. همین اتفاق در فیلم «گزارش یک جشن» دوباره تکرار شد. یعنی با اثری مواجه بودیم که شخصیتهایش را نمیتوانستیم لمس کنیم، قصهاش را دریافت نمیکردیم و نمیفهمیدیم این مکانی که مشتی جوان در آن جمع شدهاند در نهایت قرار است محمود رضایی را به عقد چه کسی درآورند؟ پشت تمام تصویر میتوانستیم براحتی سایه کارگردان را تماشا کنیم که آمده بود با ابزاری غیر نمایشی در قالب سینما تفسیری تازه از شرایط سیاسی روز به مخاطبانش ارائه کند. این مساله به خودی خود اشکال ندارد، بلکه تالیف خاص ابراهیم سینماست، با آن دریافتهای متعالیاش. اما جایگاه آقا ابراهیم مشخص است، اول سینما و بعد سیاست. اگر حاتمیکیا بخواهد در شکل رادیکالی مخاطب را نصیحت کند باید جلوهای متفاوت از سینما را در مقابل مخاطب قرار دهد. به همین علت آثار حاتمیکیا بیشتر از آنکه محتوای عمومی داشته باشد، دارای چگالی خاصتری است. اما تفاوت به وقت شام با سایر آثار عالیجناب حاتمیکیا این است که چگالی خاصی در هر سکانس ریخته نشده، بلکه فیلم دارای یک چگالی سنگین با آرایش سینمایی بسیار ساده است.
اما مزیت ویژه فیلم به وقت شام این است که مساله سینمای حاتمیکیا منهای خاکستر سبز و به وقت شام، آکنده از انگارههای ملی است اما به وقت شام، گفتمان و رویکردش کاملا جهانی است. از این منظر حاتمیکیا از یک سطح متوسط گفتمانی درباره داعش فراتر میرود. آنچه فیلم را از سایر آثار 20 سال اخیر حاتمیکیا متمایز میکند، صعود و دست یازیدن به گفتمانهای بینالمللی و تحلیلی مـلموس از افراطیگـری ایدئولوژیـک است.
لیلا مودت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: