فرهاد توحیدی گفت: در مورد محمدعلی سجادی میتوانم بگویم که او یک نوجویی و جسارت در کار دارد و عنصر تجربی را از آغاز فعالیتهای هنری خود تا به الان حفظ کرده است و این از کسی که هم نقاش است و هم کارگردان، هم بازیگر و هم نویسنده بعید نیست. کسی که بخواهد با بوف کور کشتی بگیرد یا احمق است یا شجاع و در مورد سجادی تشخیص من این است که او شجاعت به خرج داده است.
جابر قاسمعلی هم گفت: بوف نهچندان کور حدیث نفس خود محمدعلی سجادی است. سجادی این فضا را برای کارها و نگاه ویژه خودش فراهم کرد. «بوف نه چندان کور» یک جورهایی معکوس شده است و در واقع حدیث نفس خود محمدعلی سجادی است؛ سجادیای که نقاش است حالا آمده تا در فضا و بستری که به سینما نزدیک است آن ژانری که خود دوست میدارد را در آن بریزد. آن چیزی که برای من بشدت جذاب است تاکید بر جهان مردگان است.
بازی با جهان مردگان بازی با عنصر آینه، بازی با زنی که مثل کابوس ظاهر میشود، بازی با یک افسانه یونانی، بازی با اسطوره «ارفه» است و در اینجا هم در واقع نویسنده و نقاش هر دو یکی هستند و با یادآوری آن گذشتهها به یک گذشتهای برمیگردد که فقط جهان مردگان را برای ما بازسازی میکند. سجادی از ترفند بازی در بازی استفاده میکند و این به خاطر محدودیت امکانات یا موارد مالی نبوده، بلکه استفاده از بازیگران محدود و ایفای نقشهای متعدد توسط آنها در حقیقت عامدانه بوده و در پایان نمایش میخواسته بگوید همه اینها در حقیقت میخواسته یک نفر باشد.
قاسمعلی گفت: محمدعلی سجادی در سن و سالی که الان دارد یک بچه بازیگوش است که به نظر من یکی از اصلیترین خصیصههای محمد است.
محمد ابراهیمیان هم یکی دیگر از سخنرانها بود که گفت: نقطه درخشان این کار زبان نمایش و نگاه آن به اجراست. من روایت سجادی را از «بوف کور» به انار تشبیه میکنم.
اما آخرین کسی که صحبت کرد، خود محمدعلی سجادی بود. او گفت: با دیداریکردن کتاب میخواهم فضای دوری از کتابخواندن را پر کنم.
در محضر بزرگ علوی
محمدعلی سجادی، همزمان که در بیشتر هنرها دستی داشت، روزنامهنگار هم بود. او در روزنامه اطلاعات کار میکرد. یکی از گفتوگوهایش در این روزنامه، در تاریخ ادبی مطبوعات ماندگار شده است؛ گفتوگو با بزرگ علوی قصهنویس ادبیات معاصر. این گفتوگو سال 1358 منتشر
شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم