سازمان ملل متحد امنیت جهانی و مسوولیت مشترک

سازمان ملل متحد با هدف برقراری صلح و امنیت بین المللی تشکیل شد و از همان ابتدا قدرتهای بزرگ سعی کردند با استفاده از ابزارهایی نظیر حق وتو این سازمان را تحت نفوذ در آورند اما از دهه 1960 با افزایش تعداد کشورهای مستقل و عضویت آنها در سازمان ملل
کد خبر: ۱۱۱۳۸۶
این سازمان دچار تغییرات ساختاری نظیر گروه بندی هایی همچون گروه 77 و... شد و اکثر کشورهای جهان سومی گروه واحدی تشکیل دادند لذا ایالات متحده خود را در سازمان ملل متحد بویژه در مجمع عمومی منزوی تر از گذشته یافت از این رو این کشور برای حفظ نظام سلطه و به کرسی نشاندن سیاست یکجانبه گرایانه خویش به اهرم حق وتوی مالی و سیاسی متوسل شد. تداوم و پیگیری این سیاست حتی بعد از فروپاشی نظام دوقطبی یکی از عوامل اصلی ناکار آمدی سازمان ملل بوده و هست . این در حالی است که رویکرد خوشبینانه نسبت به اقدامات سازمان ملل متحد این بود که با خاتمه جنگ سرد ، تلاش گسترده ای از سوی اعضا برای حل و فصل مسائل بین المللی شروع شود، چرا که جنگ سرد میان شوروی (سابق) و امریکا مانع اصلی بر سر راه تلاش شورای امنیت و برقراری صلح بود ، به طوری که دو قطب اصلی قدرت با تقسیم جهان ، مانع از اجرای مصوبات سازمان ملل بودند. در سالهای پایانی دهه 80 با بروز تحولات اساسی در نظام بین المللی ، شورای امنیت اقداماتی را از جمله در پایان دادن به جنگ داخلی السالوادور ، خروج شوروی از افغانستان ، استقلال نامیبیا و مهمتر از همه خارج کردن عراق از کویت انجام داد. با وجود این ساختار دوقطبی غیرمنعطف امکان هر اقدام مثبتی را از این نهاد بین المللی سلب کرده بود و وظیفه اصلی این سازمان را فقط به جلوگیری از بروز جنگ میان دو قدرت اصلی یعنی شوروی (سابق) و ایالات متحده امریکا تنزل داده بود. با وجود حاکم شدن فضای مثبت برای به بار نشستن اقدامات دسته جمعی سازمان ملل متحد و جلوگیری از تسری بحران های سیاسی و انسانی و زیست محیطی در بعد از دوره نظام دوقطبی ، عوامل متعددی مانع از آن شده است :
1- اتخاذ سیاست های یکجانبه گرایانه دولت امریکا
مثلا امریکا به بهانه حملات تروریستی القاعده به شکل یکجانبه حمله گسترده ای را علیه عراق آغاز کرد و آن را منطبق با قطعنامه 1441 سازمان ملل دانست . این در حالی بود که بازرسان سازمان ملل بعد از بازرسی های طولانی به مورد مشکوکی که نشان از تلاشهای این رژیم در تولید تسلیحات اتمی باشد ، دست نیافتند. در عین حال تصمیم گیری درباره نقض قطعنامه شورای امنیت مطابق منشور سازمان ملل باید به تصویب تمام اعضای آن می رسید و امریکا به تنهایی این اختیار را نداشت که درباره نقض قطعنامه شورا تصمیم گیری کند.
2- استفاده ابزاری از شورای امنیت
ایالات متحده امریکا به شکل ظالمانه تاکنون 73 قطعنامه صادر شده درباره فلسطین را وتو کرده که آخرین مورد آن ، قطعنامه پیشنهادی کشورهای اسلامی در محکومیت رژیم صهیونیستی به دلیل ارتکاب جرایم ضدانسانی و تجاوز به لبنان بود. استفاده غیرقانونی و ابزاری از حق وتو از سوی امریکا به نفع رژیم صهیونیستی باعث شد این رژیم ، ضمن بی اعتنایی کامل به افکار عمومی مردم دنیا با تکرار فجایع روستای قانا ، خط بطلانی بر آرمان های انسانی بکشد.
3- ابتکار سفارشی
پس از مطرح شدن پرونده هسته ای ایران در سازمان های بین المللی بویژه شورای امنیت ، ایالات متحده سعی کرده است با ایجاد اجماع بین المللی و کسب آرای لازم ، بستر مناسبی را برای تحریم و تجاوز به ایران فراهم سازد. عمده تلاشهای نومحافظه کاران کاخ سفید در سازمان ملل متحد براین محور تمرکز یافته است که ایران را به عنوان برهم زننده امنیت منطقه ای و بین المللی معرفی کنند. این در حالی است که بازرسی های متعدد بازرسان آژانس و بازدیدهای البرادعی از ایران نشان می دهد ایران هیچ انحرافی از مسیر صلح آمیز هسته ای خویش نداشته است . این در حالی است که اسرائیل ششمین قدرت هسته ای جهان است و عضو ان.پی.تی نبوده و امنیت منطقه را با تهدید جدی مواجه کرده است.
4- عدم پرداخت حق السهم
ایالات متحده امریکا با پرداخت 22 درصد از بودجه سازمان ملل متحد ، تلاش گسترده ای را برای نفوذ و سیطره کامل بر این نهاد تاثیرگذار بین المللی شروع کرد. از سوی دیگر ، بن بست سیاست های امریکا در سازمان ملل متحد بویژه در مجمع عمومی ، طیف تندرو نومحافظه کاران را برآن داشت که علنا اعلام کنند سازمان ملل نهادی بی اعتبار و ناکارآمد است بنابراین آنان به دولت بوش پیشنهاد کردند با قطع سهم خویش زمینه لازم را برای اصلاحات مورد نظر امریکا مهیا کند.
فرجام
تلاش گسترده ای که نومحافظه کاران کاخ سفید برای بی اعتبار کردن سازمان ملل متحد دنبال می کنند بدعت خطرناکی است که در صورت تداوم ، جهان را به سوی آنارشیسم و قانونی کردن تفکر «حق نزد کسی است که زور دارد» هدایت می کند. این عمل دامنه تجاوز و ناامنی را در سراسر جهان گسترده و کل ساختار حقوقی و سیاسی حاکم بر نظام بین المللی را مختل خواهد کرد. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که سازمان ملل متحد حاکمیتی فراتر از حاکمیت دولتهای مستقل ندارد بنابر این تنها با لحاظ کردن منافع دسته جمعی و گریز از سلطه جویی و سلطه پذیری می توان آرمان های آن را به واقعیت نزدیک تر کرد. برای عملی کردن این ایده جهانی به مفروضات ذیل باید توجه کرد: حتی الامکان بستر مناسب برای استقلال اقتصادی این نهاد بین المللی فراهم شود. سازمان ملل متحد و آرمان های مترقی آن باید برگرفته از ارزشها و تفکرات تمام ملل جهان باشد. (مسلما این نهاد در وضعیت فعلی از افکار اندیشمندان غربی نشات می گیرد در حالی که جهان منحصر به غرب نیست). تغییر در ساختار سازمان ملل متحد بویژه رکن اصلی آن شورای امنیت و حذف حق وتو می تواند به این نهاد بین المللی مشروعیت سیاسی و قدرت اجرایی بخشد. جهانی اندیشیدن یکی از هدفهای نهایی بشر است و امروزه در کشورهای مختلف جهان طرفدارانی دارد. سازمان ملل باید زمینه لازم را برای تبلیغ این شعار و حمایت از این آرمان بزرگ فراهم کند. سازمان ملل باید در راه توزیع عادلانه مواهب از جمله امکانات و فناوری پیشرفته و کاهش شکاف میان شمال جنوب فعالانه کوشا باشد.

دکتر محمدمهدی مظاهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها