من در سنگر هستم. دراین خانه محقر. در این خانه فریاد و سکوت ، فریاد عشق و سکوت ، در این سرد و گرم ، سردی زمستان و گرمای خون ، در این خانه ساکن و پرجوش و خروش.
کد خبر: ۱۱۰۷۷۸
سکون در کنار رودخانه و هیجان قلب و شور شهادت ، خانه نمناک و شیرین ، کوچکی قبر و عظمت آسمان. امشب پاس دارم. ساعت 1.39 چه شب باشکوهی! چه شب با شکوهی است! من به یاد انس علی ابن ابیطالب با تاریکی شب و تنهایی او می افتم. او با این آسمان پرستاره سخن می گفت. سر در چاه نخلستان می کرد و می گریست. در همین تاریکی شب علی برمی خاست و به نخلستان می رفت. فاطمه وضو می گرفت ، پیامبر به سجده می رفت و حسن و حسین به عبادت می پرداختند. این خانه کوچک است ،این سنگر، این گودی در دل زمین ، این گونی های بر هم تکیه داده شده پر از حرف است ، فریاد است ، غوغاست...صدای پر محبت اصغر و حرف زدن آرام رضا و خوش زبانی منصور ؛ بغض گلویم را گرفته ، قطرات اشکم هدیه تان باد. تنهایی عمیق ترین لحظات زندگی یک انسان است.
خدایا این خانه کوچک را برای من مبارک گردان ؛ در این چند روز با خاک انس گرفته ام ، بوی خاک گرفته ام. حال می فهمم که علی ابن ابیطالب چگونه می فرماید: سجده های نماز، حرکت اول خم شدن روی مهر، این معنا را می دهد که خاک بوده ایم ، حرکت دوم این معنا را دارد که از خاک برخاسته ایم ، متولد شدیم. حرکت سوم رفتن دوباره به خاک به این معناست که دوباره به خاک برمی گردیم و حرکت چهارم به این معناست که دوباره زنده می شویم.اما در این سنگر همیشه در کنار این خاکیم و خاک پناهگاهمان است. درون سنگر با خود سخن می گویم. راستی چه خوب است از این فرصت استفاده کنم و با قرآن آشنا شوم. آیات خدا را بخوانم و بعد حفظ کنم و سپس زمزمه کنم و بعد شعار زندگی کنم. باشد تا این دل پر هیجان و طپش را آرامش دهد. و بعد با این برای خود توشه سازم و توشه را راهی سفرم گردانم و در انتظار شهادت بمانم و بمانم.آیات جهاد را، شهادت ، تقوی ، ایمان ، ایثار، اخلاص ، عمل صالح...همه را پیدا کنم و سنگر کلاس درسم باشد و میعادگاه ملاقاتم با خدا شود. سنگرم محرابم گردد. سنگرم خانه امیدم شود و قبله دومم گردد. از فردا حتما بیشتر قرآن خواهم خواند.
اما زندگی در این خانه کوچک که یک قلب پرتپش است ؛ یک دل خاکی است در زمین خدا، در متن پاکی نمی تواند تکرار پذیر باشد ؛ زیراکه لحظاتی با خدا سخن می گویم و ساعاتی را با شهدا و زمانی به خود می اندیشم و زمانی به خمینی روح خدا و به فضای پر غوغای راهپیمایی ها و زمانی لحظه ای هم...آری...تنهایی موهبتی است الهی و در تنهایی می توان به خدا رسید.