شبکه مستنـد و جشنواره‌ای از مستندهای جذاب

بدون تردید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای صدا و سیما در سال‌های اخیر، تخصصی کردن برخی شبکه‌هاست که مخاطب علاقه‌مند به یک حوزه خاص را معطوف شبکه‌های یاد شده می‌کند.
کد خبر: ۱۱۰۷۲۳۵

برای مثال می‌توان به شبکه‌های قرآن، پویا، نمایش، ورزش و مستند اشاره کرد که این آخری در سال جاری بسیار موفق ظاهر و با رشد مخاطب هم مواجه شده است. تلویزیون همواره برای عرضه فیلم‌های کوتاه و مستندهای تلویزیونی، بستر مناسبی بوده که تا پیش از به راه انداخته شدن شبکه یاد شده از این ظرفیت به درستی استفاده نشده بود. در این میان گاه برخی از شبکه‌ها، دقایقی از آنتن خود را آن هم در ساعات کم‌مخاطب به این بخش اختصاص داده و علاقه‌مندان سینمای مستند را آنچنان که باید جدی نمی‌گرفتند، اما با راه‌اندازی شبکه مستند، دوستداران این نوع از سینما که انگشت شمار و معدود هم نیستند یکباره با خیل عظیمی از مستندهای جذاب داخلی و خارجی مواجه شدند. در عین حال برنامه‌ریزان این شبکه با به‌راه انداختن برنامه‌هایی همچون: جشنواره فیلم‌های مستند و پخش منظم فیلم‌های حاضر در این جشنواره تلویزیونی، مخاطبان پروپاقرصی برای خود دست و پا کرده‌اند. در این شماره قاب کوچک نگاهی به چند مستند شاخص به نمایش در آمده از این شبکه می‌اندازیم با امید به این که روند فعلی همچنان حفظ شده و در مسیر پیشرفت حرکت کند.

«آزادی» و شکار پرندگان مهاجر

در این مستند ستایش شده جشنواره فیلم فجر به کارگردانی کمیل سهیلی و رضا فرهمند، با معضلی به نام شکار بی‌رویه پرندگان مهاجر روبه‌رو هستیم که سه‌گروه را درگیر خود کرده است؛ نخست خود شکارچیان و نیز پرنده‌فروش‌ها که بخشی از معاش خود را از این راه می‌گذرانند، دوم نهادهای دولتی و در راس آن سازمان محیط زیست که به عنوان متولی این امر باید در برابر گروه اول بایستد و سوم نهادهای مردم‌محور که برای حفظ گونه‌های بعضا کمیاب پرندگان به شیوه‌های مختلف فعالیت می‌کنند. نکته مهمی که در این فیلم رعایت شده، ارتباط این سه گروه با یکدیگر به شیوه‌های مختلف است که گاه در کنار هم و گاه در برابر هم قرار می‌گیرند. شیوه روایت فیلم «آزادی» هم به گونه‌ای است که مخاطب را با قهرمان‌های خود همراه کرده و در دل ماجرا قرار می‌دهد. از طرف دیگر معادله‌هایی را پیش روی مخاطب می‌گذارد که برای حل کردن آن باید به قطب‌های مختلف ماجرا و حرف هایشان بخوبی توجه کند. برای مثال کافی‌ است به سکانس تکان‌دهنده‌ای نگاه کنید که طی آن شکارچی‌ها با گلوله‌های متعدد در تالاب فریدون کنار، چند پرنده را شکار کرده‌اند. در کنار اینها نمی‌توان از نگاه غمخوارانه فیلمساز به دام گذارهای محلی هم به سادگی عبور کرد که به ندرت پرنده‌ای شکار کرده و عملا تهدیدی جدی برای پرندگان تالاب به حساب نمی‌آیند، اما برگ برنده این دو فیلمساز جوان، مردی میانسال به نام مهندس احمدی است که وارد فیلم شده و پایانش را رقم می‌زند. مرد ثروتمندی که در سال و در چند نوبت پرنده‌هایی را از صیادان خریده و آزاد می‌کند.

ماجراهای آقای رادیو!

عشق و علاقه به یک شغل بخصوص در حیطه هنر، می‌تواند دستمایه تولید آثار مختلفی در حیطه مستند باشد که این اتفاق هم بارها رخ داده است. ازجمله این آثار می‌توان به« آقای هرتز» ساخته صادق داوری‌فر اشاره کرد که در جشنواره‌های مختلف داخلی نیز مورد توجه قرار گرفته است. قهرمان فیلم جوانی به نام سیدسراج‌الدین موسوی از استان سیستان و بلوچستان است که عشق و علاقه حیرت‌انگیزی به رادیو و برنامه‌های رادیویی دارد. تا جایی که از بیست و چهار ساعت، بیست و دو ساعت آن رادیو کنار دستش است و حتی هنگام استحمام نیز آن را به همراه دارد! در بخش نخست فیلم با موسوی و علاقه‌اش همراه شده و تا جایی پیش می‌رویم که برای خواستگاری از دختر مورد علاقه‌اش از مریم نشیبا، گوینده کهنه کار و خوش صدای رادیو کمک می‌گیرد.

در بخش دوم رگه‌هایی از تلخی وارد قصه شده و می‌بینیم که سراج‌الدین جوان فقط یک شیفته و علاقه‌مند رادیوست که در گزارشگری و گویندگی عملا تبحری ندارد. در این بخش است که می‌فهمیم خواستگاری او از دختر علاقه‌مند به رادیو به نتیجه نرسیده و ماجرا کلا تمام شده است.

در بخش آخر با موسوی‌ای همراه می‌شویم که علاقه‌اش به رادیو نتوانسته تمام تنهایی و خلأهای زندگی‌اش را پر کند و به همین دلیل هم خواهر و برادر و خانواده‌هایشان را برای ناهار به منزل مادری‌اش دعوت می‌کند. اینجاست که تلخی‌های پرده میانی بیشتر شده و می‌بینیم که خانواده‌اش هم به خاطر علاقه وحشتناک سراج به رادیو و بیکار بودنش عملا علاقه‌ای به خواستگاری رفتن برای وی نشان نمی‌دهند. رفتن او به ساختمان رادیو فقط برای تماشا کردن ساختمان و گپی کوتاه با یکی از مدیران آن را می‌توان پایان بخش برشی از زندگی سیدسراج‌الدین موسوی به حساب آورد که در پلان آخر فیلم در حالی که نورها هم جمع شده‌اند از حسرت‌های رادیویی‌اش می‌گوید. نکته مهم این فیلم که آن را به عنوان یک مستند پرتره برجسته کرده، فراموش کردن دوربین توسط سراج‌الدین در بخش‌های مهمی از فیلم است که فاصله مابین خود، دوربین و مخاطب را برداشته است.

در آخر باید به مستندهای تاریخ شفاهی اشاره کرد که در هر قسمت از آن بخش‌هایی از جلسات مجلس خبرگان یا جلسات دادگاه اعضای گروهک فرقان و منافقان پخش شده و مخاطب امروزی را به سه- چهار دهه پیش می‌برد. آن هم با حضور چهره‌های برجسته انقلاب که بسیاری از آنها همچون آیت‌الله بهشتی و... در همان سال‌ها به دست منافقین به شهادت رسیده‌اند. نکته مهم دیگر درباره با این مستندها، کیفیت تصویری فوق‌العاده آنان است که مخاطبان خود را غافلگیر می‌کند.

«بغض هامون»؛ تلخ و تکان‌دهنده

یکی از مستندهای جذاب و دیدنی سال‌های اخیر ساخته محسن شیرزایی است که دوربین خود را به زابل برده و مخاطب را با زندگی سخت و طاقت‌فرسای مردم آن آشنا می‌کند. مردمی که روزگاری به دلیل فراوانی آب، کشاورزی پرباری داشته و در کنار آن به دامداری هم می‌پرداختند اما این روزها برای امرار معاش به قاچاق سوخت چشم دوخته‌اند. نکته دیگری که شیرزایی دست روی آن گذاشته، بحث بیکاری و مهاجرت مردم زابل است که در نماهایی کوتاه و به شکلی موجز به آن پرداخته شده است. همچنین فیلم به شیوه گفت‌وگومحور پیش رفته و اطلاعاتش را از راه میان‌نویس‌‌ها به تماشاچی منتقل می‌کند. همچنین سراغ کسانی می‌رود که سال‌‌هاست در این منطقه زندگی می‌کنند. برای مثال می‌توان به مردی اشاره کرد که زمان جنگ از هر خانوار عشایر منطقه، دامی تهیه کرده و به پشت جبهه فرستاده است. نکته مهم دیگر وجه تحقیقی این مستند است که در این بخش شیرزایی بسیار موفق عمل کرده و تحقیقات کاملی درباره گذشته زابل انجام داده است. به لحاظ فنی هم «بغض هامون» کیفیت بسیار بالایی داشته و فیلمساز، مرعوب قصه تازه و تلخش نشده است. برای مثال هم می‌توان از نماهای هوایی درخشان فیلم یاد کرد که کاملا در خدمت فیلم قرار دارد. مستند بغض هامون از آن دسته کارهایی است که مخاطب را تحت تاثیر قرار داده و برای مدتی ولو کوتاه رهایش نمی‌کند.

محمد جلیلوند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها