او بیش از دو دهه تجربه در تئاتر دارد. ابراهیمی بیش از این که بازیگر سینما و تلویزیون باشد بازیگر تئاتر است و در دوران نوجوانی با بازی در تئاتر دانشآموزی در سال 1365 موفق به کسب رتبه نخست بازیگری کشور شده است.
چهار جلد نمایشنامه با نامهای «آوای باد»، «سیاریحون»، «پندارزنده گفتار مرده» و «ته خط» از او به چاپ رسیده است. ابراهیمی با مجموعه صاحبدلان در تلویزیون به مردم معرفی شد و در مجموعههای متعددی ازجمله مثل هیچ کس نقشآفرینی کرده است. او ایفاگر نقش هوشنگ در مجموعه گاوصندوق بود. در فروردین 1392 دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش ضدقهرمان مرد را از جشنواره فیلمهای پلیسی مسکو برای تله فیلم «تعبیر خواب» دریافت کرد. فرزندخاک، آلزایمر، دیر راهبان و شب خانه ازجمله آثاری است که او در آنها هنرنمایی کرده است. دریافت جایزه اول بازیگری «آوای باد» جشنواره ماه، دریافت جایزه دوم بازیگری «یک بوته گل برای لیلا» جشنواره پلیس و دریافت جایزه اول بازیگری «ماریا» از جشنواره کانونهای نمایشی، از جوایز کارنامه ابراهیمی محسوب میشود.
در سالهای دورتر در تلویزیون نقشهای زیادی بازی کرده بودید. بعد از مدتها در سریال کهنه سرباز بازی کردید. براساس چه ویژگیهایی بازی در این نقش را پذیرفتید؟
فیلمنامه را خواندم و دیدم نقش جای کار و بازی دارد و پیشنهاد را قبول کردم.
معمولا حمید ابراهیمی را به عنوان بازیگری میشناسند که نقشهای خاکستری و منفی را مثل سریال صاحبدلان بخوبی بازی میکند... .
بله، نقشهای خاکستری به واسطه نوسان شخصیتی پستی و بلندی دارد و به بازیگر این فرصت را میدهد که نقشش را شایسته و خوب بازی کند. سریال صاحبدلان هم دارای متن بسیار خوب و قوی بود و شخصیتپردازی هم در فیلمنامه به درستی شکل گرفته بود و به نظرم جزو کارهای شاخص کارنامه کاری محمد حسین لطیفی است. نقشی که من بازی کردم آدمی قربانی حرص و طمع میشود و راه را به خطا میرود.
به کدام یک از کارهایتان علاقه بیشتری دارید؟
تمام نقشهایم را با دقت انتخاب کردهام، اما به نقشهایم در کارهایی نظیر گاو صندوق، آلزایمر، فرزندخاک و مثل هیچ کس علاقه زیادی دارم .
معمولا نقشهایی که باعث ایجاد درام و درگیری با پارنتر روبهرو میشود و عموما هم تقابل بین پدر ـ فرزندی است را خوب بازی میکنید... .
در این نوع سریالها همیشه شخصیت پیچش و اوج و فرودی دارد که در چالش و تقابل با شخصیت مقابلش قرار میگیرد. از همه مهم تر باید میان شر و خیر یکی را انتخاب کند و این روند باعث ایجاد جذابیت برای بازیگر و مخاطب میشود.
چه تحلیلی از شخصیت علی که در کهنهسرباز بازی کردید داشتید؟
نقشی بود که جای کار داشت. اگر نقشهایی را که بازی کردهام دنبال کنید، متوجه میشوید نقشهایی را که بازی کردهام چند وجهی و دارای لایههای مختلف است و تکبعدی و مثبت یا منفی صرف نیستند. همیشه اعتقاد دارم باید نقشهایی را بازی کنم که جای کار دارد و میتواند بازی کردنش برای مخاطب حائزاهمیت باشد و با آن ارتباط برقرار کند.
شغل علی که یک محقق و پژوهشگر است چقدر در شخصیتپردازیاش موثر است؟
علی مهندسی است که صرفا خودش را محدود به شغلش نمیکند و برای ارتقای آن به کاری تحقیقاتی و پژوهشی هم میپردازد. او برای رسیدن به خودکفایی و حمایت از تولید ملی روی ارتقای کمی و کیفی چای ایرانی و این که میشود از چه راههایی آن را بهتر عرضه کرد، تلاش میکند و علیرغم اختلافاتی که با پدرش دارد، به کارخانه تولید چای او میرود و در این راه و حمایت از عرصه چای ایرانی با کیفیت بهتر تلاش میکند. روز اولی که فیلمنامه را خواندم با کلیت کار ارتباط برقرار کردم، اما موقعی که بازی من شروع شد احساس کردم نقشم در شخصیتپردازی و همچنین کلیت فیلمنامه دچار کاستیهایی است. در حین پخش هم این اعتقادم پررنگتر شد و به نظرم میشد شخصیت علی را در قالب درستی در درام داستان کار کرد.
در حین فیلمبرداری برای بهتر شدن نقش و کلیت کار پیشنهادی ارائه نکردید؟
نکاتی را ارائه کردم و از برخی از آنها استفاده شد. به واسطه پیشینه تئاتریام همیشه در باره نقشم تجزیه و تحلیل و ارائه میکنم و هیچ وقت از چنین کاری دوری نمیکنم.
نکته مهم شخصیت علی این است که اسیر وسوسه پول گرفتن و چشمپوشی از پیگیری طرحش نمیشود...
علی آدم متعهد، ریشه دار و معتقدی است. او درکنار پدری وارسته و وابسته به ارزشها و در دل طبیعت بزرگ شده و برای طبیعت، گذشته و بومش احترام قائل است. به همین دلیل دانش خود را براحتی نمیفروشد. خود من هم در زندگی به این نوع مسائل اعتقاد دارم و با خودم میگویم بازیگر خوبی هستم و در ایفای نقشهای دشوار تواناییهایم را نشان دادهام و نیازی نمیبینم مثل برخی همکارانم برای گرفتن نقش تن به هر کاری بدهم. خیلیها از من میپرسند فلانی چرا کم کار هستی. در پاسخ میگویم که من نمیروم دفتر تهیهکننده و کارگردان تا به من نقش و فرصت بازی کردن بدهند. همه جنس بازی و تواناییهایم را میشناسند و اگر مایل باشند از من برای بازی دعوت میکنند.
به نظر میرسد بعد از گذشت سالها علی نتوانسته پدرش سلیمان را به خاطر مرگ مادرش ببخشد...
بله، چالش مهم میان پدر و پسر درباره مرگ مادر است و علی معتقد است مرگ مادر تقصیر پدرش است.
تئاتر همیشه برایتان دارای جایگاه خاصی است...
بله، من از تئاتر نمیتوانم دور باشم و چندی قبل هم داور جشنواره ملی تئاتر لالههای سرخ در اندیمشک بودم.
احمد محمداسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم