حزب الله قدرت نجات بخش -2
پایبندی به اوامر ولی فقیه در لبنان
گسترش موج اسلام گرایی و ظهور گروههای سیاسی اسلامی بی گمان یکی از مهمترین تحولات سیاسی و
اجتماعی در دهه های پایانی قرن بیستم بوده است.
کد خبر: ۱۰۹۸۰۲
درباره علل و عوامل ظهور جنبش های اسلامی در
دوران معاصر دو نظریه عمده وجود دارد:
نظریه «تجدید حیات اسلامی» که توسط خورشید احمدخان محقق پاکستانی ارائه شده که خود یکی از
اعضاؤ و دبیر کمیته سیاسی «جنبش جماعت اسلامی» در این کشور بود و نظریه دوم «نظریه ادواری»
است که از سوی هرایر دکمجیان محقق مسیحی عرب تبار و استاد علوم سیاسی دانشگاه کالیفرنیا ارائه
شده است. از دیدگاه اول تجدید حیات طلبی اسلامی معاصر را باید محصول فرآیند استعمار و عملکرد
آن در جهان اسلام دانست.(1)
این دیدگاه راههای مقابله با عقب ماندگی جوامع اسلامی را یا در «پیروی از تمدن غرب» که به مثابه استراتژی نوگرایی است و یا «تعهد به ارزشها، عقاید و سنن بومی» که همانا «بازگشت به سنن اسلامی» است ، می داند که این دو راهکار با دو شیوه نگرش روبه رو شد.
الف: استراتژی مقاومت حفاظتی: این راهبرد تمامی مظاهر پیشرفت و تمدن غرب را انکار می کرد و بر
حفظ سنتهای موجود تاکید داشت.
ب: استراتژی تجدید حیات اسلامی: که درباره غرب و دستاوردهای آن رهیافتی گزینشی داشتند.(2)
اما دیدگاه دوم (نظریه ادواری) بر این باور است که جنبش های رستاخیزی در تاریخ اسلام و درواقع
عکس العمل ها و پاسخ های مسلمانان به دوران های سقوط و انحطاط بوده است. به عبارت دیگر در برابر
هر سقوط و انحطاط، یک جنبش فکری یا سیاسی رستاخیزی به وقوع پیوسته است که هدف آن احیای
مجدد دین اسلام بوده است.
برابر این نظریه از قرن نوزدهم به بعد اغلب جوامع اسلامی در خاورمیانه کنونی با محیطهای بحرانی
روبه رو شده اند که این بحران ها عبارت بوده است : بحران هویت ، بحران مشروعیت ، بحران آشوب و
فشار، کشمکش طبقاتی ، ضعف نظامی و بحران فرهنگ را باید نام برد.(3)
در اینجا لازم است پیرامون دو مفهوم توضیح داده شود. اول آن که مراد از «جنبش» چیست ; جنبش را در
تعریف علمی «کوشش جمعی برای رسیدن به هدفی روشن ، بویژه دگرگونی در بعضی نهادهای اجتماعی» می دانند(4) و دوم «مفهوم اقدام جمعی» است.
باید گفت «اقدام جمعی» بخشی از مطالعه عمومی تر تحول اجتماعی است که مفاهیمی نظیر ثبات ،
بی ثباتی ، خشونت و انقلاب را در برمی گیرد.(5)
صاحبنظران و تحلیلگران درباره علل و عوامل اقدام جمعی سخنهای فراوانی دارند، اما سه عامل
«اقتصادی ، روانی ، اعتقادی و فکری» را می توان به عنوان علت العمل اقدامهای جمعی برشمرد.(6)
تجربه جنبش های اسلام گرایی در عصر حاضر در رابطه با منطق اقدامات جمعی ، رهیافت های موجود
مربوط به اقدام جمعی را به درجات متفاوت به چالش می طلبد; چراکه جنبش های اسلامی که از اواخر
دهه 1920 به بعد در صحنه خاورمیانه ظاهر شده اند نوعی از منطق اقدام جمعی را به نمایش گذارده اند
که کمتر در چارچوب رهیافت های اقتصادی و روان شناسی قابل تبیین است و علت عمده شکل گیری
جنبش های اسلامی را به رهیافت اعتقادی و «ضرورت وجود یک نظام حکومتی اسلامی و تداوم آن» باز
می گرداند(7)، که در این خصوص دیدگاه های موافق و مخالفی وجود دارد که فرصت پرداختن به آن در
این مجال میسور نیست.(8)
«جنبش اسلامی حزب الله لبنان» از این قاعده مستثنی نبوده است. این جنبش را می توان در بستر
خیزش های اسلامی در خاورمیانه مورد بررسی قرار داد، اما بی شک پیدایش جنبش حزب الله لبنان در
جهان اسلام و منطقه استراتژیک خاورمیانه متاثر از انقلاب اسلامی ایران است. انقلاب اسلامی در سپهر
اهداف خود «حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان» و «حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر
مستکبرین در هر نقطه از جهان»(9) را در قانون اساسی خود نهادینه کرده است.
حمایت های مادی و معنوی جمهوری اسلامی در پیدایش و تداوم حزب الله بی شک بسیار موثر بوده است. شیخ نعیم قاسم ، جانشین دبیرکل حزب الله در کتاب حزب الله درخصوص حمایت های ایران چنین می نویسد: «برخورداری حزب الله از حمایت های جمهوری اسلامی ایران مانند برخورداری دولت لبنان است. این برخورداری ناشی از باور ایران نسبت به سلامت خط حزب الله و حق آن در جهاد و مقاومت و نیز حقوق لبنان در بازپس گیری سرزمین های اشغالی است. پایبندی جمهوری اسلامی به
اوامر ولی فقیه ، این اشتراک را با دیدگاه حزب الله نسبت به مسائل منطقه و اهداف آزادیبخش تسهیل
کرده است.(10)
بی گمان انقلاب اسلامی تاثیر فراوانی بر تجدید حیات اسلام در دهه های پایانی قرن بیستم بر
جنبش های اسلامی داشته است.(11) اما حزب الله لبنان در این میان یک پدیده استثنایی است.
پانوشت ها
1- حمید احمدی ، آینده جنبش های اسلامی در خاورمیانه: طرح یک چارچوب نظری ، فصلنامه مطالعات خاورمیانه ، شماره 1415، (تابستان و پاییز 1377) ص 59
خورشید احمد معتقد است که سیاست های استعمار چهار اثر بر جوامع اسلامی داشته است. سکولاریزه کردن جوامع اسلامی ، سلطه الگوی غربی و وابستگی نهادهای سیاسی به غرب ، قطب بندی کردن آموزش بر محور نهادهای آموزشی سنتی و نهادهای آموزشی نوین که به ظهور گروهی از نخبگان جدید که با مردم بومی بیگانه بودند و بالاخره بحران رهبری که در اثر نابودی سازمان یافته رهبری سنتی جوامع اسلامی و تحمیل رهبری سیاسی از خارج که از اعتماد مردم برخوردار نبود، به وجود آمد.
2- همان ، ص660.
3- هرایر دکمجیان ، جنبش های اسلامی در جهان غرب ، بررسی پدیده بنیادگرایی اسلامی ترجمه حمید احمدی ، (تهران ، انتشارات موسسه کیهان ، 1366) ص 11-}115.
4- محمدرضا حافظنیا، مبانی مطالعات سیاسی اجتماعی ، (تهران ، سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور، 1379) 2 جلد، جلد دوم ، ص 169 و نیز برای مطالعه جامع پیرامون جنبش و تفاوت های آن با نهضت های اجتماعی بنگرید به: تام ، باتامور، جامعه شناسی سیاسی ، ترجمه محمد حریری اکبری ، (تهران: قطره ، 1380)
5- مورد یکم.
6- برای مطالعه جامع پیرامون این رهیافت ها بنگرید: همان ، ص 64-}69.
7- برای مطالعه بیشتر بنگرید به : ژیل کوپل ، پیامبر و فرعون (جنبش های نوین اسلامی در مصر)، چاپ
دوم ، ترجمه حمید احمدی ، (تهران : موسسه انتشارات کیهان ، 1375)
8- برای مطالعه و آگاهی از دیدگاه های موافقان و مخالفان حکومت اسلامی بنگرید به : حمید احمدی ،
همان ، ص 69-}73.
9- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، تدوین جهانگیر منصور، چاپ دوازدهم (تهران: نشر دوران ،1379) بند 16 ذیل اصل سوم و نیز اصل 1154.
10- نعیم قاسم ، حزب الله لبنان ، ص 883.
11- برای مطالعه پیرامون بازتاب انقلاب اسلامی بویژه بر جنبش های اسلامی به منابع زیر رجوع کنید:هیکل ، ایران: روایتی که ناگفته ماند، ترجمه حمید احمدی (تهران: الهام ، 1362).