در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لب ورچید که قبله عالم دوره شکار و کباب در بیابان و غیره و ذالک تمام شده. فرمودیم چطور؟ عارض شد: نه یوز و ببری در کوهستان مانده نه میش و کلی، صدقه سری قبله عالم، شاهان قاجار هرچه بوده از دم تیر گذراندهاند.
پسیاش زدیم که به دودمان همایونی ما توهین نکند. عرض کرد: چشم. گفتیم: حالا بنال؟ عارض شد که بسیار از وحوش و حیوانات ممالک محروسه به علل و ادله مختلف تلف شده و رو به انقراضند و چندقلاده و راسی از هر کدام بیشتر نمانده. اینها را هم حکومت عین چی مراقب است که خم به ابرویشان نیاید و خلاصه قصد شکار کردید، نکردید! داغ و درفش و حبس و تعزیر سزای آنکسی است که در خورجینش لاشهای از شکار یافت شود.
ریش خاراندیم و اندیشیدیم؛ ای دل غافل در دوره حکومتی ما چه بیپروا و بیانصاف این آفریدههای حی لایزال را کشتیم و به پنج تیر سینهشان را سرخ کردیم. خداوند متعال ما را عفو کند که این بیزبانان که دلیل زیبایی طبیعت بودند را کشتیم برای خوشایند فلان مهمان چشم بور و فرنگی و چه خوب است رجال حکومت اینگونه سفت میگیرند و شکار ممنوع شده است.
خشایار عارض شد تصدقت گردم، اینکه چیزی نیست در کشور چین و ماچین به قدری با پانداها مهربانند که اگر کسی یک سیلی به آنها بزند مجازاتش اعدام است. فرمودیم: پاندا کیست؟ نالید که نوعی خرس است که گوگولی مگولی و زیبا بوده و هر قلادهاش چند خدم و حشم دارد! یکی طعامش میدهد، یک مشت و مال چی دارد، یک ماما دارد و یک طبیب دندان....
چهارشاخ گاردان بریده گفتیم یک خرس این همه کلفت و نوکر؟ عارض شد: بلی... خشایار را مرخص کرده، آه کشیده رو به آسمان کرده از درگاه حیلایزال یواشکی خواستیم ای کاش پاندا خلق میشدیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: