بتازگی هم محمد رشنونژاد که بعد از کسب مدالهای متعدد در ردههای سنی نوجوانان و جوانان، سال گذشته در اولین حضور خود در رقابتهای مردان آسیا موفق به کسب مدال نقره شد، در هلند ماند و به تهران نیامد.
به گفته سیاحی دبیر فدراسیون، اعضای تیم ملی یک روز قبل از بازگشت به تهران، به قصد خرید، هتل را ترک کردند و این جودوکار پس از آن دیگر به هتل بازنگشته است. محمدرضا رودکی که همزمان مسئولیت سرپرست و نمایندگی حراست را برعهده داشته، در هلند ماند تا پیگیر کارهای این جودوکار باشد.
در روزهایی که جودو نتایج خوبی در رقابتهای مختلف کسب نمیکند، غیبت این جودوکار میتواند فشار روانی دو چندانی را به فدراسیون با مدیریت محمد درخشان وارد کند. مدیری که 14 ماه قبل وعده بازگشت به روزهای خوش را برای جودو داده بود.
استفاده از کلمه «پناهنده» در این شرایط که دبیر فدراسیون عنوان کرده، هیچ اطلاعی از او نداریم، برای این موضوع شاید زود باشد و شاید هم چندان صحیح به نظر نرسد ولی بررسی سابقه این موضوع در جودوی ایران، این ادعا را ثابت میکند که بازگشت «رشنونژاد» به تهران سخت و تا حدودی بعید به نظر میرسد.
وداع با تیم ملی و خروج ورزشکاران از ایران به دلایل مختلف طی سالهای اخیر در رشتههای مختلف اتفاق افتاده است که برای اغلب این رشتههای ورزشی نیز غیرمنتظره بود، اما این موضوع در جودو به یک موضوع عادی تبدیل شده است و سابقه طولانی دارد. این رشته المپیکی هر چند مدالهای خوبی کسب نمیکند، ولی از این حیث در ورزش ایران رتبه نخست را دارد و تقریبا رکورددار است.
امیروالی، شهرام شهبازی، فرخ عزیزی، عباس زینعلی، سام ستوده، حسن شیخی، محمد احدپور، وحید سرلک، محسن غفار، احسان رجبی، محمد ملک محمدی، ایرج امیرخانی، شایان نصیرپور، سبحان رسولی، حسین خدامرادی، امیر و آریا شیخ حسینی و هادی هادیها جودوکارانی هستند که طی سالهای گذشته از ایران خارج شدهاند.
برخی از این نفرات پشیمان شده و به ایران بازگشتند و حتی به عضویت تیم ملی هم درآمدهاند. مانند سبحان رسولی که به لبنان رفت و بعد از مدتی نتوانست کارهای خود را هماهنگ کنند و به ایران بازگشت. اغلب این نفرات عضو تیم ملی بودند .
باید بررسی شود چرا جودوکاران علاقه زیادی به خروج از ایران دارند و نمیخواهند برای تیم ملی خود مبارزه کنند. زمانی که سرلک از ایران خارج شد، شرایط را به قدری برای او در تیم ملی سخت کردند که وی عطای کار را به لقایش بخشید و رفت.
همین رشنونژاد که سال گذشته نایب قهرمان آسیا شد، به دلیل شرایط بد مالی، مصاحبهای کرد که قصد دارد مدالهای خود را به حراج بگذارد تا هزینه سفر به تهران و حضور در اردوها را فراهم کند. وی گفت به جودو عشق میورزد و میخواهد برای فعالیت در ورزش مورد علاقه خود دست به هر کاری بزند.
بعد از همین گفتوگو که بیشتر شبیه درددل بود، رشنونژاد از سوی فدراسیون تحت فشار قرار گرفت و چندماهی با بیتوجهی مسئولان فقط تمرین کرد و به نوعی در محرومیت خاموش بود. جودوکاری که میتوانست آینده وزن 60ـ کیلوگرم را بیمه کند، با همین برخوردها انگیزه خود را از دست داد. در واقع شرایط خروج این ورزشکار با آتیه را از همان ماههای پایانی سال 95 فراهم کردند.
وزارت ورزش و جوانان باید پیگیری کند که چرا این جودوکار با تیم ملی به ایران بازنگشته است و با کدام قانون وظایف سرپرستی و نماینده حراست به یک نفر واگذار شده است؟ اکنون که یک جودوکار به ایران برنگشته چه کسی پاسخگوست؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم