پس از شکاف عمیقی که میان امریکا و بازیگران کلیدی اروپا بر سر مساله عراق به وجود آمد ، بازیگران دو سوی آتلانتیک در تلاشند ضمن مصالحه با یکدیگر بر سر پرونده هسته ای ایران ، پیوندهای تاریخی میان دو سوی آتلانتیک را مجددا برقرار سازند.
کد خبر: ۱۰۹۱۶۳
در خصوص عراق ، اروپا با غیرموجه خواندن حمله امریکا آن را تهدیدی آشکار برای امنیت خاورمیانه می دانست. تشدید وخامت اوضاع داخلی عراق و بروز جنگهای قومی و فرقه ای در منطقه ، ادله ای محکم در تایید مواضع اروپا بود ، چرا که این حمله موجب شد نه تنها بعکس تصورات دولتمردان امریکایی ، شاهد حکومت بادوام و دموکراتیک در عراق نباشیم بلکه ادامه حملات تروریستی و ناتوانی امریکایی ها در کنترل اوضاع امنیتی شرایط را برای وقوع جنگ داخلی در عراق فراهم ساخت . این اختلاف دیدگاه ها میان دو سوی آتلانتیک بر سر موضوع عراق هنوز هم به قوت خود باقی است. در این میان ، موضوع پرونده هسته ای ایران نیز یکی از آن مواردی است که همواره در تعاملات فراآتلانتیکی از جایگاه بالایی برخوردار است . در این مورد نیز شاهد شکاف و بروز اختلاف جدید میان دو سوی اقیانوس اطلس هستیم. گر چه بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی براین باورند که عدم تعلیق و پافشاری ایران بر حقوق هسته ای خویش ، منافع دو بازیگر را در یک سو قرار داده و زمینه را برای تعامل و همکاری بیشتر فراهم کرده است ؛ با وجود این ، تاکید مجدد مقامات اروپایی بر ادامه مذاکرات و ماموریت شخص سولانا برای یافتن راه حل مسالمت آمیز برای پرونده هسته ای ایران ، نشانگر وجود برخی اختلاف ها میان طرفین است ؛ چرا که مقامات امریکایی پس از رد تعلیق غنی سازی اورانیوم از سوی ایران گزینه تحریم و حتی نظامی را به شکل جدی تر پیگیری می کنند اما فصل مشترک اروپا و امریکا در برخورد با پرونده هسته ای ایران محروم ساختن ایران از دانش صلح آمیز هسته ای و سد کردن هر نوع پیشرفت جدید است . براساس همین گزارش ، دیدگاه مقامات اروپایی برفرضیه فقدان شفافیت در برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران استوار است چرا که به ظن اروپا مذاکرات طولانی با ایران نیز نتوانسته است به اعتماد متقابل بینجامد. بر همین مبنی اروپا و امریکا به رغم همکاری مثبت ایران با آژانس و گزارش البرادعی مبنی بر عدم تخلف و انحراف در مسائل هسته ای از صلح آمیز به نظامی ، تداوم این فعالیت ها را تهدیدی برای امنیت کل منطقه می دانند. در تحلیل نهایی موضوع می توان گفت که اروپا و امریکا در اهداف با یکدیگر اشتراک منافع دارند اما در تعریف تهدیدات و شیوه برخورد با ایران دچار اختلاف هستند. اروپا با توجه به تحولات اخیر منطقه و تداوم ناامنی ها در لبنان و عراق و افغانستان ، اعمال زور و به کارگیری قوه قهریه علیه ایران را چالش بزرگ برای منطقه ارزیابی می کند. بنابر این معتقد است که با قدرت نرم و تداوم دیپلماسی می توان با تحصیل اهداف ، ایران را از مقاصد هسته ای خویش منصرف ساخت . از سوی دیگر رغبت کشورهایی همانند اسپانیا و ایتالیا برای مشارکت در گروه برای مذاکرات با ایران نشان می دهد که اتحادیه 1+5 اروپایی با تمرکز قدرت در نظام بین المللی و در نهایت وجود یک کانون قدرت هژمون برای اعمال قدرت و نظم بخشی به جامعه جهانی مخالف است بنابراین اروپا بر این باور است که در حل و فصل موضوع هسته ای ایران ، امریکا ضمن اجتناب از یکجانبه گرایی به ساختار ترکیبی قدرت شامل اروپا ، سازمان ملل روی آورد. خواست ایده آل اتحادیه اروپایی این است که همکاری و مشارکت گسترده دوسوی آتلانتیک زمینه را برای حل و فصل پرونده هسته ای ایران فراهم آورد ، در این میان اروپا باید نه به عنوان تابع بلکه شریک استراتژیک در حل و فصل معادله چند مجهولی پرونده هسته ای ایران قلمداد شود. خلاصه کلام چنین به نظر می رسد که اروپا و امریکا دستیابی ایران به فناوری هسته ای را مخالف سیاست های منطقه ای خویش می دانند چرا که گسترش این فناوری ضمن شکستن انحصار هسته ای توانمندی های ویژه آنان را از بین می برد. با وجود این دو سوی آتلانتیک روشهای متفاوتی برای این گزینه انتخاب کردند.