در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصلا تصدق آدمیزاد به همین حرف زدن از سایر مخلوقات باریتعالی تمییز داده شده و انسان را از حیوان و نبات همین قوه حرف زدن و اندیشیدن سوا کرده است. تصدقت گردم شما در نظر بگیر همین معجون که اختراع فرمودهایم و خوردیم به سالهای آینده طهران اگر همین چهار خط سیاق نمینوشتیم و کاغذی نمیکردیم و کسی ملتفت میشد به قول ازمنه سابق نه خانی آمده و نه خانی رفته ... همین چهار کلمه که مینویسیم فردا روز نوه نتیجههایمان میفهمند توی کله همایونیمان چه خبر بوده و به بودنمان به خود میبالد و سر بالا نگاه میدارد، ملتفتی جانا در این دنیا هرچه برای مردمانت بیشتر و بهتر حرف داشته باشی جایت بر صدر و همه به دوستی به خود میبالند ...
این بنیبشر دو پا گاهی اوقات این حرفهایش را باید به یکی بگوید و آن یکی از قضای روزگار دور بوده یا معذور بوده یا بیاعتناست ... اسم بیماری دلتنگی است و اگر آدمیزاد ملتفت نباشد یحتمل که آدم از پا بیندازد و بیم مرگ و ناخوشی فراوان نیز میرود. الیوم فوق النهایه دلتنگیم ... کاغذ نوشتیم رفع کنیم، نشد. کنج اتاق شمدی پاییزه بر نیمتنه انداخته به سقف زل میزنیم میخوابیم و کابوس و سپس دوباره کابوس... باید بدهیم خشایار برایمان خروس سر ببرد بدهیم مستحق خیلی گرهگشاست. زیاده فرمایش نداریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: