در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کاکوتی که دم کشید متوجه شدیم قند در بساط نداریم و خاکه قند موجود هم کفایت شیرین کردن یک پیاله را نمیکند. با چشم قی کرده و سبیل روغن نمالیده و بیحوصله کفش و کلاه کرده به بقالی سرکوچه شدیم. قدرتی خدا همهچی دارد. از باتری ریموت گرفته تا استون لاک پاککن... سی سنگ قند ابتیاع نموده مراجعت نمودیم.
در راه بر یک ستون بلند و بدقواره که از سنگ و ساروج است و اهالی طهران تیربرق میگویندش کاغذ الصاق کرده بودند منقش به عکس یک گربه. ذیلا مرقوم کرده بودند: مژدگانی گربه فوق به نام دارچین در تاریخ فلان گم شده و مراجعت ننموده. از یابنده تقاضا میشود با نمره تلفون فلان تماس گرفته و مژدگانی مبسوط دریافت کند. ریش مبارک خارانده و به این زبان بسته فکر کردیم. اصلا به اعتقاد راسخ ما که دنیا دیده و چشیدهایم این مملکت هرچه میکشد از همین گربه میکشد. آن از نقشهاش که کانه گربه بر نقشه نزول اجلال کرده، آن از ببری خان گربه شاه شهید ناصر که مدتی گم بود و یک دربار دنبالش بودند و رعیت مفلوک و گیوه پاره افتاده بودند به ببری خان یافتن و مشتلق گرفتن و این هم از جناب دارچین که گذاشته و رفته...
وابستگی و تعلق خاطر به مظاهر دنیا بای نحو کان مذموم است و نکوهیده. شایسته نیست اگر گربهای از دست دادیم یا گم شد یا هرچه... گوش فلک کر کرده از خواب و خوراک بیفتیم و آرزوی مرگ کنیم. و الله علیم بما فی الصدور... زیاده فرمایش نداریم...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: