در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با سلام. به نظر میرسد مساله شما در ازدواج و مشکلی که در این امر برایتان پیش آمده است به نوع انتظارات شما از همسرتان و میزان معقول بودن آن ارتباط دارد. هروقت از کسی بپرسید که چرا میخواهد ازدواج کند، لیستی از نیازها، خواستهها و تمایلاتش را برای شما ردیف میکند، مثل اینکه میخواهم کسی را داشته باشم که در کنارش احساس آرامش کنم و تا آخر عمر در کنار من بماند، من را به خاطر خودم دوست داشته باشد و نیازهای مرا برآورده کند، تنهاییهایم را با او قسمت کنم، مرا بخوبی درک کند و به نیازهای من احترام بگذارد. حال تصور کنید که دو نفر با کولهباری از نیازها، تمایلات و آرزوهای عموما خودمحورانه، تصمیم میگیرند که با هم ازدواج کنند. از زمانی که دوران پرزرقوبرق اولیه ازدواج بگذرد و زندگی وارد روال اصلی و واقعی خود شود، مشکلات یکییکی خودش را نشان میدهد. در واقع از این جای زندگی است که شما با کسی مواجه میشوید که برای رساندن شما به آرامش و ارضای نیازهایتان با شما ازدواج نکرده، بلکه او نیز مانند شما برای پر کردن بسیاری از خلأهای شخصی خود با شما ازدواج کرده است. او نیز مانند شما توقع دارد که از طرف شما بخوبی درک شده و به خواستههایش احترام گذاشته شود. در هر ازدواجی باید توقعات خود از همسر را به شکل واقعبینانهای مدیریت کرده و نقطه تعادل این توقعات را پیدا کرد. در ادامه راههای رسیدن به این درک مشترک را مورد بررسی قرار میدهیم.
توقعات خود را دستهبندی کنید
اینکه زنی داشته باشید که همیشه به فکرتان باشد، برای هر وعده، غذای مورد علاقه شما را بپزد، روی حرفتان هیچوقت و تحت هیچ شرایطی حرفی نزند، هرطور شما میخواهید لباس بپوشد یا با هرکسی که شما دوست ندارید، معاشرت نکند و... در دنیای واقعی امروز واقعا منطقی به نظر نمیرسد. بنابراین لازم است در افکار و توقعات خود تجدیدنظر کنید و با اولویتبندی این انتظارها و خواستهها و براساس واقعیت طبقهبندی کنید.
کدامیک از نیازهای منطقی شما فقط به دست همسرتان تأمین میشود
بررسی کنید کدامیک از نیازهای شما فقط باید بهواسطه همسرتان تأمین شود. مثلا ممکن است نیاز داشته باشید که اتفاقات محل کارتان و درگیری با همکارانتان را با تمام جزئیات برای یک نفر تعریف کنید تا کمی آرام شوید. از طرفی تجربههای قبلی به شما نشان داده است که همسرتان حوصله شنیدن این جزئیات را نداشته و حتی اطلاع از تنشهای شما در محل کار، او را آشفته و مضطرب میکند. در چنین مواقعی شاید صحبت کردن با دوستی که او هم از همصحبتی با شما لذت میبرد، گزینه بهتری باشد.
نیازهای معقول خود را با همسرتان در میان بگذارید
هیچگاه دچار این باور غلط نشوید که او باید وظایف خودش را بشناسد و بداند که من چه نیازهایی دارم. نیازهای شما از نظر شما بدیهی به نظر میرسند. اما همین بدیهیات ممکن است برای همسرتان کاملا جدید و ناشناخته باشد. بنابراین هیچگاه از بیان صادقانه و شفاف توقعات و انتظارات معقول و منطقی خود ابایی نداشته باشید.
توقعات همسرتان را از زندگی مشترک جویا شوید
سر از لاک انتظارات خود بیرون آورده و تلاش کنید شما نیز نیاز، انتظارات و توقعات همسرتان را بهتر شناسایی کنید. با این کار به هم نزدیکتر خواهید شد و هم درک بهتری از همسر خود پیدا کرده و از اینکه او را راضی کردهاید شاد میشوید و هم با قدمی که در راه بهبود رابطه برداشتهاید، همسرتان را برای تأمین انتظاراتتان مشتاقتر کردهاید.
روی خودتان حساب کنید
باید به این موضوع باور داشته باشید که هیچکس جز خودتان نمیتواند بهدرستی دریابد که شما چه نیازهایی دارید و چگونه میتوان این نیازها را ارضا کرد. بنابراین به جای اینکه یک گوشه بنشینید و منتظر باشید دیگران بخصوص همسرتان کاری کند تا شاد شوید یا با رضایت خاطر از زندگی لذت ببرید، روی توانمندیهای خودتان حساب کنید. انتظاراتتان از دیگران را تا جای ممکن تعدیل کنید و به نیروی خود برای تأمین نیازهایتان اعتماد کنید.
عطیه رضایی - روانشناس بالینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: