به گزارش جامجم، دیروز زنی با حضور در شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران با طرح شکایتی از ناپدید شدن پسر 18 سالهاش خبر داد.
شاکی به بازپرس سهرابی گفت: من و همسرم بهدلیل اختلافهایی که با هم داشتیم، زمانی که پسرمان کوچک بود، از هم جدا شدیم. من بعد از آن دیگر ازدواج نکردم. هر چه تلاش کردم نتوانستم حضانت پسرم را بهعهده بگیرم و شوهرم حضانت او را گرفت. دوری از پسرم برایم خیلی سخت بود. در این سالها بهخاطر سختگیریهای همسرم خیلی کم پسرم را میدیدم. چندی پیش پسرم با من تماس گرفت و اطلاع دادکه پدرش فوت کرده است. بنابراین برای دیدن او به خانهشان در کرج رفتم. او از مرگ پدرش ناراحت بود و تحمل این وضع برایش سخت بود. بعد از آن چند بار با هم ملاقات کردیم. مدام از او میخواستم بیاید و با من در تهران زندگی کند که پاسخ درستی به من نمیداد.
شاکی ادامه داد: یک هفته پیش با من تماس گرفت و گفت برای دیدنم به خانهام میآید. هر چه منتظر شدم، خبری از وی نشد. نگرانش شدم. گوشی تلفن همراهش نیز پاسخگو نبود. گمان کردم شاید حالش بد شده و به کرج بازگشته است. یکی دو روزی منتظرش بودم، اما خبری از او نشد و به ماجرا مشکوک شدم. به همین خاطر به خانه پدریاش در کرج رفتم که متوجه شدم او چند روز قبل خانه را برای آمدن به تهران ترک کرده و کارت بانکی و کارت ملیاش را همراه داشته است. به کلانتری و پزشکی قانونی سر زدم، اما کسی از او خبری نداشت. او ناپدید شده و کسی از پسر 18 سالهام خبری ندارد. میترسم بلایی سر او آمده باشد. با شکایت این زن، پرونده در اختیار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت تا سرنوشت این پسر ناپدید شده معلوم شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم