به گزارش خبرنگار جام جم ، ساعت 19:30 شب 29 اردیبهشت سال گذشته ، ماموران گشت پلیس تهران در کیلومتر 8 جاده مخصوص تهران کرج به 4 جوان که با یک دستگاه پراید مشکی رنگ در حال تردد بودند مشکوک شدند و به راننده خودرو دستور توقف دادند که در بازرسی از خودروی آنها 4 قبضه شمشیر و یک سلاح قلابی کشف و ضبط شد. ماموران قصد انتقال سرنشینان خودرو به مرکز پلیس را داشتند که ناگهان یکی از آنها به نام آرش فرار کرد. یکی از ماموران به تعقیب وی پرداخت اما پسر جوان با حرکات رزمی او را نقش زمین کرد و سلاحش را به چنگ آورد و شروع به دویدن کرد که ناگهان متوجه پرایدی شد که به صورت دنده عقب به سویش می آید. به گمان این که سرنشین خودرو یکی از دوستان اوست ، به خودرو نزدیک شد که پی برد راننده یک افسر پلیس است و به این ترتیب با او درگیر شد و مامور پلیس به نام حسینعلی طریقی را با شلیک 5 گلوله به شهادت رساند. به دستور بازپرس اصغرزاده ، ماموران به تعقیب مهاجم مسلح پرداختند و پی بردند وی همراه دختری به نام روشنک از تهران به مکان نامعلومی متواری شده است . جستجوی پلیسی برای یافتن وی ادامه داشت تا این که قاتل فراری دچار عذاب وجدان شد و 2 ماه بعد از جنایت به مرکز پلیس مراجعه و خود را تسلیم و به قتل مامور پلیس نیز اعتراف کرد. روز گذشته آرش ، متهم به قتل در شعبه 71
دادگاه کیفری استان تهران حضور یافت . ابتدای جلسه ، دادیار علی دلداری ، نماینده دادستان تهران به دفاع از کیفرخواست پرداخت و برای جوان قاتل ، تقاضای مجازات قانونی و اولیای دم نیز تقاضای قصاص کردند. قاضی عزیز محمدی ، رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران از آرش ، متهم به قتل خواست از خود دفاع کند.
اظهار ندامت متهم در دادگاه
آرش متهم به قتل در اظهاراتش گفت : قبول دارم افسر گشت پلیس را به شهادت رسانده ام ولی باور کنید نمی خواستم چنین اتفاقی بیفتد. از خانواده وی صمیمانه طلب بخشش دارم و به آنها تسلیت می گویم و به شدت پشیمان هستم . متهم به قتل ادامه داد: من صاحب یک مرکز بیلیارد بودم. آن شب همراه دوستانم قصد داشتیم به کرج برویم و خبر نداشتم دوستانم قمه ، چاقو و اسلحه قلابی همراه دارند. حوالی اتوبان در حال حرکت بودیم که گشت پلیس به ما شک کرد و خودرو توقیف شد. ماموران هنگامی که در بازرسی از داخل خودرو قمه و چاقوها را به دست آوردند ، به دوستانم دستبند زدند و من از ترس این که کاری انجام نداده بودم باید گرفتار می شدم ، پا به فرار گذاشتم که یکی از افسران پلیس مرا تعقیب کرد. به او التماس می کردم که به من کاری نداشته باشد ولی او مدام به من فحاشی می کرد. در یک لحظه با او درگیر شدم و با حرکات ورزشی او را نقش زمین کردم و با برداشتن سلاحش متواری شدم . جوان قاتل افزود: در حال فرار بودم که متوجه یک دستگاه پراید مشکی رنگ شدم که دنده عقب به سمتم می آمد. گمان بردم یکی از دوستانم است که به سراغم آمده اما وقتی سرم را برگرداندم ، متوجه شدم یکی از همان افسران گشت است و سلاحی را که دستش بود به سمتم نشانه گرفت . متهم به قتل گفت : با التماس از او خواستم کاری با من نداشته باشد اما بی فایده بود. در یک لحظه همان افسر پلیس با سلاح محکم به سرم زد که احساس سرگیجه به من دست داد و کمی خم شدم و نفهمیدم چطور به سمتش شلیک کردم . با دفاعیات پدر متهم به عنوان وکیل مدافع بعدازظهر روز گذشته قاضی عزیزمحمدی و چهار مستشار شعبه 71 با توجه به دفاعیات متهم و شکایت خانواده مقتول حکم قصاص متهم را صادر کردند.