آن روز هواپیماهای ارتش عراق منطقه عمومی سومار را بمباران شیمیایی کردند. در ساعت 9 و 30 دقیقه بیش از شش فروند هواپیمای عراقی ضمن حمله به مراکز تجمع نیروها و انبارهای مهمات در سطحی گسترده به استفاده از بمبهای شیمیایی اقدام کردند. این حملات طی دو روز انجام شد و دو اردوگاه جنگی بمباران و افراد مستقر در آنها شامل 700 نفر اعم از مردم و نظامیان بهواسطه استنشاق گاز اعصاب و خردل، مصدوم و بیش از 160 نفر هم شهید شدند.
عراقیها پیش از این نخستین بار در 18 دی 1359 شهر سومار را مورد حمله شیمیایی قرار داده بودند. علاوه بر بمباران شهر، بیمارستان 501 هم مورد تهاجم هواپیماهای عراقی قرار گرفت. در صفحه 55 کتاب528، بخش «تاریخچه بیمارستانهای صحرایی در دوران دفاع مقدس» درباره این فاجعه آمده است: «با تخریب بیمارستانها، کادر پزشکی با هماهنگی نیروهای نظامی به خانههای شهر پناه بردند و با انتقال وسایل و تجهیزات پزشکی، در این خانهها اورژانسهایی برپا کردند. البته این اورژانسها نیز از حملات هوایی دشمن در امان نبود. علاوه بر این، با خط مقدم نیز فاصله داشت و آمبولانسها برای انتقال مجروحان باید از میان شهر میگذشتند؛ شهری که خیابان به خیابان بمباران میشد...»
بعد از هر اقدام شیمیایی عراق، مراتب اعتراض مقامات جمهوری اسلامی ایران به سازمان ملل متحد اعلام میشد، اما در آن زمان گویی همه در کنار نیروی متجاوز قرار داشتند و از هرگونه محکومیت رسمی عراق به خاطر کاربرد سلاحهای شیمیایی خودداری کردند. دوران دفاع مقدس مانند هر رویداد دیگری به تاریخ پیوسته است و به عنوان یک موضوع پژوهشی مورد بحث و بررسی کارشناسان نظامی و سیاسی قرار میگیرد، اما در کنار اینها، کمتر به پاهای جامانده و سینههای خسته و نخلهای سوخته و بالهای زخمی پرندگان مهاجر توجه میشود.
فتاح غلامی
سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم