سابقه جنبشهای کاتالونیا به قرن هشتم برمیگردد، زمانی که مسلمانها به اروپا حمله بردند و کاتالانها با مسلمانها علیه حکومت ژرمنها در فرانسه همدست شدند و بعدها این جنبشها در جنگهای صلیبی نیز ادامه پیدا کرد و در آن زمان هم ارتباط نزدیکی با مسلمانها داشتند. اما حدود 300 سال آنها به صورت آشکار و پنهان برای استقلال از حکومت اسپانیا تلاش و مبارزه میکردند. حتی در 20 سال اخیر برای رسیدن به این هدف دست به اقدامات خشونتآمیز زدهاند. کاتالانها همچنین با نظام سلطنتی اسپانیا مخالفند که این موضوع هم به جنگهای داخلی اسپانیا در سالهای 1936 تا 39 برمیگردد.
کاتالونیا به مرکزیت بارسلون، منطقهای خوش آب و هوا در شمال شرقی اسپانیا و بین فرانسه و اسپانیا واقع شده و از نظر گردشگری بیشترین سهم را در اسپانیا دارد. همچنین از نظر کشاورزی و دامداری از مناطق دیگر اسپانیا پیشرفتهتر است.
اما مهمترین علت استقلال خواهی آنها مبنی بر این ادعاست که بیشترین درآمد میان ایالات اسپانیا از آن کاتالونیاست و باوجود پرداخت بیشترین مالیات، این منطقه کمترین خدمات را از دولت مرکزی دریافت میکند. از سوی دیگر، دولت اسپانیا اگر این منطقه را از دست بدهد، از بخش اصلی درآمدهایش محروم خواهد ماند. همچنین اسپانیا زمانی قدرت نخست جهان به شمار میرفت و امروز هم به عنوان یکی از قدرتهای اتحادیه اروپا نمیتواند شاهد سرشکستگی خود باشد و واکنش خشنی که دولت مرکزی نشان داد نیز ناشی از این مسأله است. اما این غائله تا چه زمانی میتواند ادامه داشته باشد؟ در واقع اسپانیا دو راه دارد؛ نخست این که با مذاکره و دادن امتیاز، کاتالانها را راضی کند از خیر استقلال بگذرند یا بدون کوتاه آمدن از مواضعش به اتحادیه اروپا متوسل شود تا این اتحادیه کاتالانها را راضی به ماندن در اسپانیا کند. با این همه، اتحادیه اروپا اجازه برخورد قهری و خشونتآمیز به دولت اسپانیا نمیدهد، حتی اگر به قیمت خروج اسپانیا از این اتحادیه تمام شود. بر این اساس، به نظر میرسد اتحادیه اروپا در این زمینه مداخله و پادرمیانی خواهد کرد.
تقارن زمانی همهپرسی کاتالونیا با اقلیم کردستان عراق شاید این شائبه را در ذهن ایجاد کند که چرا دولتهای مرکزی اسپانیا و عراق برخوردهای متفاوتی با این همهپرسیها داشتند. در واقع، شرایط این مناطق با یکدیگر متفاوت است. اسکاتلند هم که در سالهای اخیر همهپرسی استقلال را پشت سر گذاشت وضعیت متفاوتی نسبت به این دو منطقه دارد و شاید مقایسه اینها تا اندازهای نادرست باشد. در موضوع اسکاتلند، دولت مرکزی معارض نبود و اگر همهپرسی استقلال رای میآورد بیتردید این منطقه از بریتانیا جدا میشد و اعلام استقلال میکرد. اما در استقلال دو منطقه اقلیم و کاتالونیا، دولتهای مرکزی و همچنین کشورهای همسایه مخالفند و سازمان ملل هم دولتهای مرکزی را به رسمیت میشناسد.
اما به نظر میرسد اقلیم کردستان که سال 2005 نیز همهپرسی برگزار کرد بدون حمایتهای بینالمللی نتواند کاری از پیش ببرد. آن زمان حتی با 99 درصد آرای موافق در همهپرسی استقلال، اقلیم موفقیتی در این زمینه کسب نکرد. امروز هم اگر کردها نتوانند حمایت و توجه کشورهای دیگر از جمله همسایگانشان را جلب کنند، راهی به سوی استقلال نخواهند برد.
دکتر علی بیگدلی
استاد تاریخ روابط بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم