منافع آمریکا در تداوم بحران و فروش اسلحه تعریف شده است

تماس امیر قطر با ولیعهد عربستان به منظور یافتن راهی برای پایان اختلافات پیش آمده میان دوحه با چهار کشور عربی (عربستان، مصر، امارات و بحرین) و انتشار روایت‌های مختلف از محتوای این گفت‌وگوها، به کشمکشی تازه میان دوحه و ریاض بدل شده و تلاش‌های تازه برای حل بحران را خیلی زود به بن‌بست کشاند. درهمین زمینه با صباح زنگنه، کارشناس ارشد مسائل جهان اسلام گفت‌وگو کرده‌ایم که ماحصل آن در پی می‌آید:
کد خبر: ۱۰۷۱۱۹۱

گفت‌وگوی امیر قطر و ولیعهد عربستان که روایت‌های مختلفی از آن انعکاس یافته، به اختلاف بیشتر و عمیق‌تر منجر شده است. آیا این موضوع یک بهانه تازه برای ادامه یافتن بحران تحلیل نمی‌شود؟

مذاکره تلفنی میان امیر قطر و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، پس از ماه‌ها تداوم بحران و قطع روابط دیپلماتیک، انجام شده است. این رویداد یا با پیشنهاد رئیس‌جمهور آمریکا بوده است یا امیر کویت، در نهایت از تمایل مقامات قطر برای حل مناقشه به‌وجود آمده از مسیر گفت‌وگوی مستقیم با هیات حاکمه عربستان حکایت دارد. اما در طرف مقابل، عربستان تمایل دارد با اعمال قدرت بیشتر و از موضع برتر در رابطه با این موضوع برخورد کند. بویژه این‌که از زاویه نگاه مقامات ریاض، تماس تلفنی رئیس‌جمهور آمریکا با عربستان، امارات و قطر، به‌عنوان یک رفتار جانبدارانه به سود سیاست‌های عربستان تعبیر می‌شود. تا زمانی‌که این نگاه وجود دارد، بحران موجود هم ادامه پیدا خواهد کرد.

قطر از لحاظ ذخایر مالی و ارزی و همچنین منابع نفت و گاز از کشورهای ثروتمند محسوب می‌شود که به نظر می‌رسد تحریم‌های اعمالی به سرکردگی عربستان، چندان تاثیر منفی بر دوحه نگذاشته است. مقامات ریاض تا چه بازه زمانی این فرآیند تحریم را ادامه می‌دهند؟

عربستان از نظریه‌ای تبعیت می‌کند که در شورای همکاری خلیج‌فارس، کشور بزرگ حق وتوی نظریات سایر کشورها را برای خود قائل است. یا به عبارتی دیگر، کشورهای کوچک ملزم به پیروی از سیاست‌های کشور بزرگ هستند. نام دیگر این سیاست «اعمال هژمون» یا «هیمنه و سلطه» بر کشورهای کوچک است. این روشی است که مقامات ریاض اعمال آن را حق خود می‌دانند، غافل از این‌که شرایط منطقه‌ای و نظام بین‌الملل با گذشته تفاوت پیدا کرده است. از سوی دیگر کشور قطر راه‌هایی را برای خنثی سازی اثر سوء‌ تحریم‌ها و محاصره پیدا کرده است. به جهت مسیر حمل‌و نقل هوایی، مشکلات خود را حل کرده و از لحاظ مرز دریایی هم مایحتاج مورد نیاز شهروندان خود را تامین می‌کند. علاوه بر این‌که از ذخایر مالی قدرتمند و منابع سرشار نفت و گاز بهره‌مند است و نیازی به کشوری مانند عربستان ندارد. از جهت شاخص وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای هم اگر موضوع را مورد سنجش قرار دهیم، ریاض و دوحه، شرایط فعلی خود را زیرچتر حمایتی آمریکا تعریف کرده‌اند.

تلاش‌های کاخ سفید برای حل مناقشه میان قطر و چهار کشور عربی از لحاظ سیاست بین‌الملل، یک امر واقعی است یا یک اقدام صوری و نمایشی محسوب می‌شود؟

قرائن حکایت از آن دارد که آمریکا تمایل ندارد بحران‌های موجود در منطقه غرب آسیا تخفیف یافته و برطرف شود. برعکس، سیاست آمریکا در ایجاد و تداوم مناقشات است. البته به شرطی که بخوبی مدیریت شود و به منافع حیاتی واشنگتن و تل‌آویو ضربه‌ای وارد نسازد. اکنون آمریکا به قطر، عربستان، امارات و حتی کویت که کشوری است که سیاست‌های محافظه کارانه دارد و در این بحران هم تمام تلاش خود را معطوف به میانجیگری کرده است، سلاح می‌فروشد و از این بازار پرسود منافع سرشاری را نصیب شرکت‌های بزرگ تسلیحات می‌کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها