روشنفکری در ایران ، از یک نظر زاییده تمدن معاصر اروپا و غرب است که متناسب با تاریخ و شرایط اروپا از قرن هفدهم شکل گرفته است. قرن هجدهم ، بویژه در فرانسه به قرن روشنگری معروف شده است.
کد خبر: ۱۰۶۶۴۵
از نگاهی دیگر، تمدن کنونی غرب و مدرنیسم ، رهاورد عصر روشنگری در اروپاست. متفکران عصر روشنگری طیف واحدی نیستند و دین و ماورائالطبیعه همواره یکی از مسائل و معضلات فکری آنان بوده است. با این وجود جریانات روشنفکری اروپا، یکسری ویژگی های مشترک دارند. یکی از این ویژگی های عام ، سکولار بودن آن است. روشنفکران ، دین را که تا آن زمان مبنای حیات اجتماعی و سیاسی مردم اروپا بود، بعنوان یک امر فردی تلقی کردند و امور اجتماعی و سیاسی را به عقل جزوی بشر احاله دادند. لذا دومین ویژگی مشترک روشنفکران ، راسیونالیزم است که در ادامه تحول حیات خود ماهیتی تجربه گرایانه پیدا کرده است.
سکولاریسم و راسیونالیزم به یک معنا، واکنشی در مقابل مسیحیت تحریف شده بود که توسط پاپ و کلیسا، طی قرون متمادی در ابعاد سیاسی و فرهنگی بر اروپا حاکم بوده است. ماهیت سیاسی مسیحیت ، از آن یک چهره استبداد دینی ترسیم کرده و در بعد فرهنگی و علمی ماهیتی ضدعلمی بدان داده است. دادگاه های تفتیش عقاید، در خلال قرون وسطی هم بیانگر ماهیت استبدادی حاکمیت کلیسا و هم نمودار ماهیت ضد علمی آن است. هر چه یافته های علمی دانشمندان افزایش می یافت تقابل مسیحیت و علم بیشتر می شد و تنها حوزه هایی که هنوز به مدد دانش نوین کشف نشده بود برای عرصه اعتقاد دینی باقی می ماند و این عرصه نیز دائما در حال تنگتر شدن بود...غیر از ویژگی هایی مانند سکولاریسم ، راسیونالیزم و دین ستیزی ، روشنفکری دارای ابعاد دیگری مانند لیبرالیسم ، قانونگرایی ، آزادی ، پارلمانتاریسم ، تفکیک قوا و ناسیونالیزم می باشد.
روشنفکری و پیام تجددطلبی آن به عنوان راه پیشرفت و ترقی ملتها، توسط نسلهایی از مستعمرات کشورهای مشرق زمین تقلید شد و از آن جمله در کشورهای اسلامی انعکاس یافت.
در واقع افکار و ایده هایی که برآیند تاریخی جوامع و شرایط دیگری بود، برای شرایط متفاوتی در کشورهای شرقی و اسلامی تقلید و تطبیق شد. در کشور ما هم از دوران قاجار و از عهد ناصری ، تفکرات روشنفکری بتدریج رسوخ کرد.آنچه در انقلاب مشروطیت و بعد از آن ، از جریان روشنفکری غرب تقلید شد و انعکاس یافت ، حامل چند عنصر اصلی از تفکرات روشنفکری اروپا بوده است که از جمله آنها عبارتند از:
1- قانونگرایی و پارلمانتاریسم و مخالفت با استبداد فردی.
2- دین ستیزی و معارضه با علمای دینی.
3- ناسیونالیزم و مبنای نوین دولت - ملت.
بررسی نتایج عملی تقلید و تحقق این تفکرات ، به عنوان رهاورد روشنفکری منفعل و مقلد ایران در مشروطیت و بعد از آن منوط به فرصت دیگری است.