در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، 28 مرداد امسال زنی با حضور در شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، با طرح شکایتی از ناپدید شدن خواهر جوانش خبر داد.
او به بازپرس سهرابی گفت: خواهرم ساعت 11 روز گذشته سوار خودروی پرایدش شد و از خانه بیرون رفت. قرار بود عصر بازگردد، اما هر چه منتظر او شدیم خبری نشد. چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتیم که پاسخگو نبود و گمان کنم بلایی سرش آمده باشد.
با دستور قضایی، پرونده برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. ماموران ابتدا مشخصات زن گمشده و خودروی او را در اختیار گشتهای پلیس قرار دادند. تحقیقات در حالی ادامه داشت که ماموران به سرنخهایی دست یافتندکه نشان میداد، زن گمشده از مدتی پیش با مردی جوان ارتباط داشته است. همین سرنخ کافی بود که این جوان به عنوان تنها مظنون در این پرونده تحت تعقیب پلیس قرار بگیرد.
جستوجوهای پلیسی همچنان ادامه داشت تا اینکه، چهار روز بعد از این شکایت ماموران در تماس پلیس شهر پردیس باخبر شدند خودروی پراید این زن در ابتدای ورودی این شهر بدون سرنشین رها شده است. تحقیقات نشان میداد لوازم داخل خودرو به سرقت رفته و سپس در این مکان رها شده است.
با کشف خودرو، این فرضیه که ممکن است زن جوان به قتل رسیده باشد، قوت گرفت. در این مرحله نشانی خانه مرد 33سالهای به نام مرتضی که آخرین بار با مقتول در ارتباط بود، در حوالی پردیس بهدست آمد. ماموران با هماهنگی قضایی ساعت 11 صبح پنجشنبه وارد خانه وی که متاهل و دارای فرزندی چهار ماهه است، شدند و او پیش از اینکه بتواند فرصتی برای فرار پیدا کند، بازداشت شد. متهم بازداشت شده برای ادامه تحقیقات به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران منتقل شد. او در جریان تحقیقات پلیسی، آشنایی با زن گمشده را قبول کرد؛ اما مدعی شد در روزی که وی گمشده، با هم ملاقاتی داشتهاند، اما بعداز آن دیگر وی را ندیده و از او خبری ندارد.
تحقیقات از او ادامه داشت تا اینکه سکوت خود را شکست و به قتل زن گمشده اعتراف کرد. متهم به قتل گفت: از چندی پیش بهواسطه یکی از دوستانم با این زن آشنا شدم و ارتباطمان شکل گرفت. آن روز همسرم خانه نبود، بنابراین زن جوان را به خانهام دعوت کردم که قبول کرد و آمد. مدت کوتاهی از حضور او در خانه من نگذشته بود که از او خواستم خانه را ترک کند، اما او برای این کار 300 هزار تومان وجه نقد طلب کرد و گفت اگر این پول را به او پرداخت نکنم، همسایهها را از حضورش در خانه مطلع میکند. به او گفتم بیشتر از 150 هزار تومان نمیتوانم به او بدهم، اما او همچنان اصرار داشت 300 هزار تومان به او پرداخت کنم. با هم درگیر شدیم که ناگهان مقتول روی زمین افتاد. مقتول نفس نمیکشید؛ ترسیده بودم و میخواستم هر چه زودتر جسد را به بیرون از خانه منتقل کنم تا خانوادهام متوجه موضوع نشوند.
مرتضی ادامه داد: یک چمدان مسافرتی خریدم تا جسد را با آن به داخل پراید مقتول منتقل کنم، اما جسد در داخل چمدان جا نمیشد. تصمیم گرفتم جسد را مثله کنم تا داخل چمدان جا شود. پس از قرار دادن جسد در داخل چمدان، آن را به زحمت به داخل خودرو منتقل کرده و به سمت غرب استان تهران حرکت کردم. از تهران خارج شدم و به سمت شهریار حرکت کردم. به منطقه بازیافت زباله در منطقه صفادشت رسیدم؛ چمدان را به محل نخاله و زباله بردم، در چمدان را باز کرده و داخل آن بنزین پاشیدم. جسد و چمدان را آتش زده و بسرعت محل را ترک کردم. نزدیکیهای خانه که رسیدم، ماشین را در ابتدای ورودی شهرک رها کرده و به خانه رفتم.
سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران در این باره گفت: با اعترافهای تکاندهنده مرد جوان، ماموران همراه او به محل کشف جسد اعزام شده و پس از جستوجوی چند ساعته موفق به کشف چمدان و جسد سوخته شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: