لوئیس این اظهارنظر صادقانه و از سر مهر و ارادت را در حالی مطرح کرد که همکاری آنها از جایی به بعد رو به افول گذاشت و به جدایی انجامید. با اینکه هرکدام به راه خود رفتند و به هویتی مستقل دست پیدا کردند، اما از مهر آنها نسبت به یکدیگر کاسته نشد و برخلاف اینجا که جدایی هنری، عموما با قهری همیشگی همراه است، قدرشناسی خود را تا پایان عمر حفظ کردند. نه لوئیس و نه مارتین هیچکدام یادشان نرفت که از کجا شروع کردند و چه لحظات شیرین موفقی کنار هم داشتند و چه بسیار موقعیتهای دلنشینی برای شادی یک جهان خلق کردند.
لوئیس و مارتین البته دو دهه بعد با فیلمی به کارگردانی دوست مشترکشان فرانک سیناترا دوباره کنار هم قرار گرفتند و به آرزوی چندین ساله دوستداران خود پاسخی مثبت و در خور دادند. میتوان حدس زد که لوئیس پس از مرگ همکار و دوست دیرینش در دسامبر 1995 چه حال و روزی پیدا کرد و چقدر به مرور خاطرات دونفرهشان پرداخت. حتما همین یادآوریهای مدام بود که سرانجام لوئیس را وادار به نوشتن کتابی به نام «دین و من: یک داستان عاشقانه» کرد تا در قالب کلماتی پراحساس، خاطرات دوستیها و همکاریهایشان را مرور کند و در عین حال بهطور غیرمستقیم و کاربردی از اهمیت زوج هنری بودن و نعمتهای برخورداری از یک همکار همراه و خلاق بگوید.
کمدین برجسته و نام آشنای سینمای جهان حالا بعد از 22 سال دوری، به دوستش ملحق شده و احتمالا آنقدر این فراغ طولانی مدت برای هر دو سنگین بوده که بخواهند مشتاقانه همکاری خود را از سر بگیرند و ادامه دهند. منتقدان در دوره اوج همکاری این زوج معمولا درباره نوع و اجراهای کمدی آنها به اختصار مینوشتند: «مارتین آواز میخواند و لوئیس دلقکبازی درمیآورد.» به نظر میآید این دو دوست و همکار قدیمی حالا دور جدیدی از آوازخوانی و دلقک بازی را شروع کردهاند و امشب و هرشب میزبان تماشاگران میت زیادی هستند. شما هم برای تماشای این هنرنمایی حتما عجله کنید ـ بعد از 120 سال البته ـ و وقت را از دست ندهید.
علی رستگار
سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم