jamejamonline
فرهنگی سینما و تئاتر کد خبر: ۱۰۶۴۹۷۳ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶  |  ۰۴:۱۵

گفت‌وگو با افشین هاشمی، کارگردان

«گذر موقت»‌ حرکتی در مرز خیال و واقعیت

افشین هاشمی از آن دست بازیگرانی است که به دلیل ریشه‌های تئاتری‌اش و همین‌طور آشنایی خوبش با موسیقی خیلی زود توانست خودش را در جرگه بهترین‌های تئاتر، سینما و تلویزیون جا بیندازد و از جمله آثار شاخص او می‌توان به بازی در فیلم‌های سینمایی «خیلی دور، خیلی نزدیک»، «به نام پدر»، «میگرن» و سریال‌های تلویزیونی «گاوصندوق»، «مسافرخانه سعادت» و... اشاره کرد.

«گذر موقت»‌ حرکتی در مرز خیال و واقعیت
هاشمی افزون بر سال‌ها فعالیت در سطح اول بازیگری تئاتر به تدریس بازیگری در کلاس‌های آموزشی نیز می‌پردازد و با نگاه به کارنامه هنری او می‌توان به جرأت گفت که از تمام فوت و فن‌های بازیگری بخوبی سردرمی‌آورد. این بازیگر پرکار چندسالی است به کارگردانی سینما هم رو آورده و چند سال پیش «خسته نباشید» را همراه با محسن قرایی کارگردانی کرد و اکنون «گذر موقت» را بر پرده سینماها دارد. به بهانه اکران این فیلم با هاشمی گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید:

ایده فیلم «گذر موقت» چطور شکل گرفت؟

وقتی نمایش «منهای دو» نوشته ساموئل بنشتریت و ترجمه شهلا حائری را با کارگردانی مرحوم داوود رشیدی در تئاتر شهر دیدم به نظرم رسید که می‌توان از آن یک فیلم شهری خوب درآورد. اصل نمایشنامه را خواندم و با اقتباس از آن فیلمنامه «گذر موقت» را نوشتم.

در مورد داستان فیلم کمی توضیح می‌دهید؟

«گذر موقت» داستان دو پیرمرد (با بازی اسماعیل محرابی و مسعود کرامتی) است که در شبی تاریک، تصمیم مفرحی می‌گیرند. «گذر موقت» در لحظاتی تماشاگر را می‌خنداند، اما بیشتر به دنبال این است که بیننده با حالی خوش سالن سینما را ترک کند.

دغدغه‌ها و حرف‌هایی که فیلم شما مطرح می‌کند دقیقا از متن همین جامعه بیرون می‌آید، آیا این موضوع باعث نشده شما کمی محافظه‌کارانه‌تر به موضوع فیلمتان نزدیک شوید؟ یعنی نگاهتان را تعدیل نکردید؟

طبیعی است که باید قوانین را رعایت کنم.

خودتان فیلمتان را دقیقا در چه ژانری قرار می‌دهید؟

ژانرش را نمی‌دانم، ولی «گذر موقت» در مرز واقعیت و خیال حرکت می‌کند. درواقع فیلم به نوعی خیالپردازی می‌کند و در رویا و خیال امیدش به سرانجام می‌رسد.

شخصیت‌هایتان ما به ازای بیرونی هم دارند و منطبق با واقعیت هستند؟

من ما به ازای مشخصی ندارم، اما هر شخصیت وام گرفته از مجموعه چیزهایی است که ما اطرافمان می‌بینیم.

آیا به انتخاب این گروه از بازیگران از ابتدای ساخت فکر می‌کردید؟

برای نقش‌های این فیلم با بازیگرانی گفت‌وگو کردیم و در نهایت به این بازیگران (پانته‌آ بهرام، شقایق فراهانی، شبنم فرشادجو و...) رسیدیم.

از ماحصل کارتان راضی هستید؟

این بهترین کاری بود که می‌توانستم در آن شرایط بسازم. طبیعی است وقتی امکانات مالی بهتری مهیا باشد، ایده‌ها هم بهتر پیاده می‌شود و این بهترین کار در آن شرایط بود که با همکاری مهدی رحمانی و تمام گروه فراهم شد.

شما علاوه بر کارگردانی در هر سه عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون، فعالیت بازیگری هم دارید. تفاوتی میان نوع بازیگری در هر کدام از این مدیوم‌ها قائل هستید؟

اصلا، به نظر من تفاوتی در جوهره بازی در این سه وجود ندارد. آنچه اهمیت دارد، شیوه اثری است که در آن بازی صورت می‌گیرد.

برای پذیرش بازی در یک نقش چه چیزی در انتخاب شما اولویت است؟

کیفیت آنچه روی کاغذ است برایم در اولویت قرار دارد، ولی باز این هم ثابت نیست و ممکن است روزبه‌روز تغییر کند.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

الان مشغول تمرین تئاتر «شیرهای خان بابا سلطنه» هستم که از سه‌شنبه 31 مرداد در سالن تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.

هنرمندی همه‌فن حریف

افشین هاشمی سال‌ها پیش از بازیگری و کارگردانی، نوشتن را در مطبوعات آغاز کرد و اتفاقا در نشریات حضور پررنگی هم داشت. او سال‌ها بعد البته، کم‌کم به عنوان بازیگر تئاتر شناخته شد و از آنجا بود که به قاب تلویزیون و پرده سینما هم راه پیدا کرد. هاشمی طی سال‌ها فعالیت بازیگری‌اش هیچ‌گاه نوشتن را کنار نگذاشت و از هر فرصتی برای دست به قلم بردن استفاده ‌کرد که از جمله آثارش می‌توان به نمایشنامه‌های «درستکارترین قاتل دنیا»، «هتل ایران»، کتاب «خواب نگاری‌های دوازده ساله و یک بهار» و... اشاره کرد. او این روزها به واسطه فعالیت در عرصه‌های مختلف هنری آن‌قدر حرف‌های مهمی برای گفتن پیدا کرده که هوادارانش را در هر سن و سالی که باشند، ترغیب می‌کند به تماشای آثارش بنشینند و در تماشای دیدن دنیایی جذاب و تفکرانگیز با او همراه باشند. جالب است بدانید او نوازنده چیره‌دست کمانچه هم هست.

ساناز قنبری

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

حوزه هنری و تحول دیجیتال

حوزه هنری و تحول دیجیتال

با آن کاپشن خاکی رنگ و شال گردنی که همیشه روی صورتش می‌کشد، سوار بر موتور وارد حیاط می‌شود، چرخی دور حوضچه خوشرنگ حوزه می‌زند و کنار دیوار آینه‌کاری شده، موتورش را تکیه می‌دهد، عینک ته استکانی اش را با انگشت بالا می‌دهد و دستی به سبیل سیاهش می‌کشد و می‌رود گوشه پله‌ها کنار قیصر می‌نشیند و با سیگار و چاق سلامتی، صحبت‌شان گل می‌اندازد.

گفتگو

بیشتر
خیلی هم موفق هستم!

گفت‌وگو با لاله صبوری، بازیگر باسابقه تلویزیون که حالا چند سالی است دیگر نقش‌های پررنگی بازی نکرده است

خیلی هم موفق هستم!

پیشنهاد سردبیر بیشتر
افطاری‌ ها

ماه رمضان امسال چه سریال‌هایی روی آنتن شبکه‌های مختلف سیما خواهند رفت؟

افطاری‌ ها

پیشخوان بیشتر