برای سالهای متمادی، کمبود دسترسی به شعب بانک وجود داشت. در سالهای قبل از بحران، هر ماه 200 شعبه جدید بانک تاسیس میشد. سال 2009 به ازای هر 100 هزار نفر، 35 شعبه بانک وجود داشت که دو برابر سایر کشورهای ثروتمند بود. اما پس از آن و در شرایط نرخ بهره بشدت پایین و قوانین جدید، سودآوری بانکها سقوط کرد و شروع به کاهش هزینهها کردند. تعداد شعب ایالات متحده از 100 هزار شعبه به 90 هزار شعبه کاهش یافت.
بانکها شروع به بهینهسازی شبکه شعب خود براساس تغییرات الگوی رفتاری مشتریان کردند. تعداد شعبههای مناطق ثروتمند تنها 3 درصد و در مناطق فقیر 10 درصدکاهش یافت.
اکنون این نگرانی وجود دارد که اگر شعب بانکها در مناطق فقیر تعطیل شود، دسترسی به خدمات بانکی در این مناطق کاهش مییابد. برآورد میشود، بیش از 1100 منطقه هیچ دسترسی به بانکها ندارند که از اصطلاح banking desert برای توصیف آن استفاده میشود ( حداقل فاصله 17 کیلومتری به نزدیکترین بانک). این مناطق نسبت به پیش از بحران 86 برابر شده و پیش بینی میشود، این وضعیت با سرعت بیشتری ادامه یابد. جمعیتی که در این مناطق قرار دارند، حدود 7/1 درصد جمعیت کشور است، اما در بیشتر مناطق دسترسی به بانک آسان است و کمتر از سه کیلومتر فاصله دارد. نیمی در فاصله کمتر از یک مایلی و 90 درصد آمریکاییها نیز در فاصله کمتر از پنج مایلی قرار دارند.
نبود دسترسی به بانکها، هزینه قابل توجهی برای جوامع بخصوص کسب و کارهای کوچک فعال در آن جوامع دارد. این کسب و کارها با دسترسی به خدمات مالی و بانکی و اعتباری روبه رو میشوند. تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا نشان میدهد، بسته شدن شعب بانک ها، سبب کاهش 13 درصد تسهیلات کسب و کارهای کوچک جدید در آن محدوده میشود. در مناطق کم درآمد، این رقم تا بیش از
40 درصد است. اگر قوانین نظارتی بانکها تشدید شود و نرخ بهره افزایش یابد، روند کاهش شعب ادامه خواهد یافت. مناطق بدون بانک گسترش مییابند و دسترسی کسب و کارهای کوچک به اعتبارات محدودتر میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم