به گزارش جامجم، این مرد میانسال به اتهام قتل همسر و مادرزنش و زخمی کردن پدرزنش صبح شنبه در یکی از محلههای غرب تهران بازداشت شد. او در بازجویی اولیه به این دو جنایت و زخمی کردن پدرزنش اعتراف کرد. متهم دیروز برای ادامه تحقیقات به دادسرای جنایی تهران منتقل شد. او در جریان تحقیقات به قاضی پرونده گفت: من در اداره پست کار میکنم. ده سال پیش با همسرم ازدواج کردم. ثمره زندگیمان یک پسر پنجساله است. مدتی از ازدواجمان نگذشته بود که اختلافهای من و همسرم شروع شد. اما مدتی بعد درگیری و دعوا پایان گرفت. برسر هر مشکلی که در زندگیمان پیش میآمد خانواده او دخالت میکردند.
وی افزود: این دخالت ها پایانی نداشت و باعث شده بود حال و روز خوبی نداشته باشم. اعصابم به هم ریخته بود. حال و روز خودم را نمیفهمیدم. یک شب قبل از جنایت هم به دلیل دلخوری که از خانواده همسرم داشتم، همراه آنها به عروسی نرفتم. همسرم آن شب بعد از پایان عروسی نزد خانوادهاش ماند. روز بعد به خانهشان رفتم. پسرم را به خانهمان بردم و دوباره به خانه پدرزنم بازگشتم. اعصابم به هم ریخته بود که با آنها دعوا کردم. خواستم با زندگیام کاری نداشته باشند و دیگر در کارهای من و خانوادهام دخالت نکنند. آنها میگفتند ما هر کار میکنیم از روی دلسوزی بوده و تو آن را دخالت میدانی. خیلی خشمگین شدم. کنترل اعصابم را از دست دادم. انگار آدم دیگری شده بودم.
وی گفت: ابتدا با پدرزنم درگیر شدم و با چاقو ضربههایی به وی زدم. مادرزنم و همسرم به سمتم آمدند تا پدر خانواده را نجات دهند که نشد. بعد مادرزنم و همسرم را زخمی کردم. مادرزنم کناری افتاد. بعد همسرم فرار کرد تا کمک بیاورد که نشد و او را با ضربههای چاقو زخمی کردم که باعث مرگ او شد. دوباره سراغ مادرزنم رفتم و ضربههای بعدی چاقو را به او زدم که فوت شد. من نمیخواستم آنها بمیرند. اما در اوج عصبانیت نتوانستم خشم خود را کنترل کنم و انگار جنون به من دست داده بود و دست به این جنایت تلخ زدم.
با توجه به گفتههای متهم به قتل، تحقیقات از او در اداره دهم پلیس آگاهی تهران در حالی ادامه دارد که قرار است متهم برای بررسی سلامت روانیاش به پزشکی قانونی معرفی شود تا معلوم شود زمان جنایت به او جنون دست داده است یا نه؟