برای مسلمانان، حقوق بشر بحثی اساسی است، نه تنها در مبانی نظری، بلکه به لحاظ ساختار انسانشناسی، جهانشناسی و خداشناسی، حق بشر از جایگاه ویژهای برخوردار است.
حقوق بشر در دین اسلام به طور منطقی نهفته است، جامعه اسلامی یک جامعه حقوق بشری است. یک جامعه اسلامی وجود دارد که اسلام در اندرون آن است و یک جامعه اسلام نما نیز مطرح است. اسلام، نظامی اجتماعی است که سعادت انسانها را به عنوان کمال مطلوب مورد توجه قرار میدهد و بعثت پیامبران هم همین است که مردم را ارشاد کنند و آنها، خود با بهرهگیری از تعالیم اسلامی به اقامه قسط و عدل بپردازند. دین اسلام، دین افراط و تفریط نیست و در آن اعتدال و میانهروی وجود دارد. برخی تصور میکنند که دین اسلام تنها به آخرت نگاه میکند، در حالی که اتفاقا در اندرون دین اسلام دنیا را هم مدنظر دارند. اعتدال و میانه یعنی انسان هم باید به دنیا و هم به آخرتش برسد.
در روابط اجتماعی و حقوق بشر، اصولی در اندیشه اسلامی وجود دارد که آنها را نمیتوان نادیده گرفت، اصول حاکم بر روابط اجتماعی، سه اصل است. اصل اول، برابری است بنابراین همه افراد با همدیگر برابر هستند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد و این را نمیتوان نادیده گرفت. اصل دیگر، مسئولیت است و انسانها در مقابل یکدیگر مسئول هستند و در این خصوص نیز نمیتوان مسئولیت را نادیده گرفت.
معمولا دین اسلام بر جلوههای هنجاری، ساختاری و رفتاری قرار میگیرد، از نظر هنجاری دین اسلام، دین انسان است. اصلا دین برای چیست؟ دین برای آن است که مردم خوب زندگی کنند، برای همان کرامت انسانی است. در قرآن گفته شده است: «و لقد کرمنا بنیآدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات...» انسانها راهی بر و بحر میشوند، این کرامت انسانی است و آزادی را در خود دارد یعنی من که راهی بر و بحر میشوم، برای دسترسی به خواستههایم باید آزادی داشته باشم. این لازمه زندگی فردی و اجتماعی و این آیه کرامت انسانی است.
در مورد اعلامیه حقوق بشر و تفاوت آن با حقوق بشر اسلامی باید گفت، بیش از 70 سال از تاریخ اعلام اعلامیه حقوق بشر میگذرد، پس از جنگ جهانی دوم ضرورت دستیابی به تفاهم نیز بیشتر شده تا جلوی خشونتها جنگهایی که در آن زمان ایجاد شده بود بگیرند و مخصوصا در جهان غرب مشکلات پیش از پیش شده بود؛ مثلا بردگی تا چند دهه قبل در غرب وجود داشت و اقشاری مانند زنان از حق رای محروم بودند که در این چند دهه وضعیتشان بهتر شده است. واقعیت این است که حقوق بشر اسلامی به دلیل جامعیت و حاکمیت دین بر نگارش آن، دست برتر بر اعلامیه حقوق بشر غربی دارد.
باید این نکته را نیز در نظر داشت که به علت نادیده گرفته شدن ابعاد معنوی و دینی انسانها و تنها پرداختن به جنبههای صرف مادی و طبیعی حیات بشری در اعلامیه جهانی حقوق بشر، کشورهای اسلامی را بر آن داشت در چارچوب سازمان کنفرانس اسلامی قوانین و مقرراتی را برای جنبه حقوق بشری بر اساس شریعت اسلام تدوین و تصویب کنند. اعلامیه اسلامی حقوق بشر تصریح میکند بر اساس شریعت اسلام، حقوق بشر ناشی از کرامت و ارزش ذاتی انسان است و امت اسلامی که خداوند آن را بهترین امت قرار داده رسالتی جهانی دارد و اگرچه بشریت به مراحل پیشرفتهایی در علوم مادی دست یافته است، اما نیاز مبرم به ایمان و معنویت برای حمایت از حقوق و تمدن خویش دارد.
باید به این موضوع هم اشاره کنم که متاسفانه حقوق اولیه انسانها در جوامع مدعی حقوق بشر همه ساله نادیده گرفته میشود و اعلامیهها و همایشهای متعددی که درباره حقوق بشر اعلام و برگزار میشود تاکنون بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و تاثیر آنها در عمل، بسیار ناچیز یا در بسیاری از موارد خلاف آن بوده است؛ چه آنکه دولتهای بزرگ و همدستان آنها با تجاوز به حریم دولتهای کوچک و ملتهای مستضعف جهان، سخنی باقی نمیگذارند.
دکتر سید محمد هاشمی/ عضو سابق شورای حقوق بشر سازمان ملل