سنت دینی ، در دوران معاصر و از جمله در عصر مشروطیت ، بویژه پس از شهادت حاج شیخ فضل الله نوری ، در فضایی نامناسب به حیات خود ادامه داده و غالبا شرایط زمانه محدودیت های فراوانی را بر آن تحمیل کرده است.
کد خبر: ۱۰۵۵۵۷
اما در عین حال ، توانسته شکل های مختلف و نسبتا پرباری از میراث فکری را هرچند به صورت پراکنده ، به یادگار گذارد که زوایای متفاوتی را در برابر ما می گشایند: سنت مداران دین باور دوران معاصر، در مواجهه با غرب و رهاورد مدرنیته عمدتا بر بنیادهای اصیلی تکیه داشته اند که مواجهه آنان را در طیفی از خودآگاهی تا ناخودآگاهی نسبی ، جهت می داده است.
به گونه ای که رهاوردها و کالاهای تمدنی مدرن را از چشم انداز آن اصالت ها به تماشا نشسته و گزینش می کرده اند؛ همان گونه که میزان پیوند آنها با خاستگاه های استعماری را با تکیه بر همان اصالت ها می سنجیده اند. یعنی ، اصالت های پیش داشته آنان نهضت مقاومتی را در دوران معاصر شکل داده و تکاپوی آنان را جهت دهی کرده است.
سنت مقاومت در برابر تجدد، از یک سو تلاش برای ارتقای درک سنت مداران از آن را سامان داده است و از سوی دیگر، ارتقای خودآگاهی دینی را همراه داشته است ، گو آن که نمی توان کیفیت تلاش های نظری معطوف به آن را تنها در چهره کمیت محدود آنها ملاحظه کرد. سنت مقاومت مذکور، برخورد نسبتا گزینشی با ورود کالای مدرنیته را به عنوان راهکار خود برگزیده و هم زمان به دنبال احیای ابعاد متروک و فعال سازی ظرفیت های سنت بوده است. برخورد گزینشی در جریان مقاومت سنت ، برخورد انتقادی با اندیشه های نوین را ایجاب کرده و سطوحی از اندیشه های انتقادی را، هرچند به صورت نسبتا محدود، نسبت به مبانی فکری مدرنیته به دنبال داشته است. سنت مقاومت دینی همواره در چارچوب قدر مقدورهایی اقدام کرده است که ظرف زمان و مکان ، امکان آنها را مهیا کرده است. در این میان ، سنت مقاومت در برابر سیل تجدد از آسیب های مختلفی نیز رنج برده است ، از جمله: در طرح نظری مبانی ، اصول و راهکارهای مواجهه خلاها و کاستی های فراوانی وجود داشته است. بررسی جدی مولفه های مواجهه با تجدد، فضای ویژه ای را طلب می کرده است که این فضا در دوران پس از مشروطه و در دوره پهلوی ، چندان مجالی پیدا نکرده است.
در دوران معاصر رویکردهای متعددی مبتنی بر خاستگاه های ملی گرایانه ، شرقی آسیایی و شبه دینی ، تکوین یافته است که با هدف بازسازی و تکیه بر هوی^ت نوین ایرانی ، صورت های گوناگون از مقاومت و بهره مندی از مدرنیته را رقم زده ؛ اما نگاه انتقادی درخوری به آنها نشده است.
جریان های وام دار مدرنیته هنگامی که به مطالعه و به ویژه بررسی انتقادی سنت دینی می پردازند، تنها با تکیه بر اندیشه ها و رهیافت های مدرنی اقدام می کنند که از سنت دینی گذر کرده و نمی توانند به آسیب شناسی سنت مقاومت دینی بپردازند.