اشتباهات راهبردی اسرائیل نشانه چیست؛

در نبردهای جاری در اراضی فلسطینی از سال 2000 میلادی تاکنون و نیز در نبرد میان حزب الله لبنان و ارتش اسرائیل که از زمان تشکیل این حزب و آغاز مقاومت و پیروزی های به دست آمده در جنوب لبنان
کد خبر: ۱۰۵۳۷۶
تا نبرد تمام عیار امروز، آنچه بیش از همه جلب توجه می کند این است که ارتش اسرائیل نتوانسته است در هیچ یک از این دو نبرد نظامی پیروزی که در تعاریف نظامی پیروزی یک ارتش نامیده شود، به دست آورد.

پایان عصر سلطه


کسانی که مرحله اخیر از روند مناقشه میان اسرائیل و منطقه همجوار عربی آن را پیگیری کرده باشند، ملاحظه می کنند که ارتش اسرائیل توان سلطه گری و برتری خود را از دست داده است و این ارتش به رغم آنکه اکنون با ارتش های بزرگی روبرو نیست ، اما توان انجام کارهایی را که پیش از این انجام می داد، ندارد. کرانه باختری و نوار غزه از سال 1967 به بعد در اشغال این ارتش بود. پس از آن طبق توافق اسلو از این مناطق عقب نشینی کرد، اما پس از آغاز انتفاضه الاقصی در 28 سپتامبر سال 2000 بار دیگر همان شهرها و مناطقی را که از آن عقب نشینی کرده بود، به اشغال مجدد درآورد. تفاوت در این دو بار اشغال بسیار آشکار است ، زیرا ارتش اشغالگری که در سال 1967 بدون مقاومت قابل ذکری وارد کرانه باختری و نوار غزه شد و برای مدتی طولانی این مناطق را در اشغال داشت ، پس از انتفاضه نتوانست این مناطق را به سادگی اشغال کند و پس از سیطره نیز همیشه با درگیری و حملات مبارزان فلسطینی روبرو بوده است. این ارتش در اشغال مجدد مناطق فلسطینی نشین کرانه باختری و نوار غزه خود را در یک جنگ فرسایشی و طولانی گرفتار دید و به رغم آنکه این مناطق را در اشغال کامل داشت ، اما نتوانست مقاومت را از بین ببرد یا اراده آن را تضعیف کند و کار به آنجا رسید که تحت ضربات همین مقاومت به عقب نشینی از نوار غزه ناچار شد و در دو عملیات اوهام بر باد رفته و وعده صادق نیز نظامیان همین ارتش هدف حملات مبارزان فلسطینی و لبنانی قرار گرفتند. در لبنان نیز، تفاوت میان اشغال این کشور در سال 1982به وسیله ارتش رژیم صهیونیستی و حمله کنونی این ارتش به آن کشور، کاملا آشکار است. هر چند که راه بیروت در سال 1982نیز به سبب مقاومت فلسطینیان و لبنانی ها دشوار بود، اما نیروهای اسرائیلی فقط در مدت چند روز عرفات و نیروهای مقاومت فلسطین را در داخل بیروت محاصره کردند. اما اکنون ارتش رژیم صهیونیستی نه فقط با مقاومت روبرو است ، بلکه وضعیتش تفاوت بسیار زیادی با گذشته دارد، زیرا در طول چند هفته گذشته حتی یک کیلومتر نیز در داخل مرزهای لبنان پیشروی نکرده است و درگیری ها در این منطقه نیز هزینه و تاوان سنگین و بی سابقه ای برای ارتش رژیم صهیونیستی داشته و جنگ فرسایشی کنونی به یک کابوس تمام عیار برای این ارتش تبدیل شده است. مضاف بر آنکه ارتش رژیم صهیونیستی موفق به توقف شلیک موشک های مقاومت لبنان به سوی شهرهای صهیونیستی نشده است و این سبب شده است پشت جبهه ای که این ارتش همیشه افتخار می کرد همه نبردهایش را از آن دور نگه می دارد و عملیاتش در خارج از اراضی اشغالی (فلسطین) انجام می شود، هدف حملات سنگین موشکی قرار گیرد و این پشت جبهه اکنون از تجلیل و حمایت از این ارتش و فرماندهی آن کاملا مایوس شده و تغییر نظر داده است.
جالب آنکه ، همه توان ارتش اسرائیل صرف مقابله با دو گروه از مقاومت شده است که در تمام عرصه ها با محاصره کامل مواجه اند. بنابراین این پرسش مطرح می شود که اگر نیروهایی قوی تر یا ارتش های دیگری در این درگیری علیه ارتش اسرائیل مشارکت می کردند، وضعیت ارتش اسرائیل چگونه بود؛
نمودار تحولات مقاومت نیز نشان دهنده توان روبه رشد و حرکت به جلوی این مقاومت طی زمان است و حال آنکه ارتش اسرائیل در مقابل در جهت عکس آن حرکت می کند. مقاومت فلسطین در ابتدا عملیاتی در خارج از سرزمین اشغالی 1967میلادی انجام می داد و حال آنکه این مقاومت اکنون قادر است دشمن را در تمام مناطق اشغالی 1967و حتی اراضی اشغالی 1948میلادی فلسطین هدف حمله قرار دهد. در مقابل ارتش رژیم صهیونیستی از شکست این مقاومت ناتوان و ناتوان تر می شود. در جنوب لبنان نیز مقاومت ابتدا از داخل مرزهای لبنان آغاز شد، اما اکنون این مقاومت توان آن را دارد که صحنه نبرد را به پشت جبهه ارتش رژیم صهیونیستی منتقل کند. مقاومت فلسطین نیز با انجام عملیات شهادت طلبانه و شلیک موشک های قسام چنین توانایی را ثابت کرده است.

اشتباهات راهبردی


در چنین وضع پیچیده ای در رابطه میان بخش های سیاسی و اجتماعی و نظامی و در حالی که ارتش رژیم صهیونیستی در مواجهه با مقاومت فلسطین و لبنان دچار ناکامی و شکست هایی شده است ، این امر مشکلات زیادی را در داخل اسرائیل ایجاد می کند و صهیونیست ها را به بازگشت از فلسطین اشغالی و ترک این سرزمین در صورتی که احساس کنند توان و برتری ارتش کاهش یافته و رو به افول است ، جدی تر می کند، زیرا بقای آنان در این سرزمین فقط با برتری ارتش این رژیم در مقابل همسایگان امکان پذیر است.
علاوه بر آن ، طولانی شدن جنگ و تبدیل آن به درگیری مستمر نظامی در اراضی فلسطین و لبنان به جای جنگ های سابقی که ارتش اسرائیل به کشورهای عربی داشت که حملاتش برق آسا و فاصله میان جنگ ها زیاد بود ارتش را خسته تر و سست تر می سازد و به علت ارتباط شدید میان ارتش و جامعه صهیونیستی ، این امر جامعه صهیونیستی را نیز به شدت زیر تاثیر می گذارد و به این ترتیب ویژگی ها و نکات مثبت تلفیق میان نظامی و غیر نظامی ، آثار نامطلوب خود را بر این جامعه باقی می گذارد.


طلعت رمیح
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها