نظام جمهوری اسلامی ایران در جایگاه نظامی که مبتنی بر یک نگاه فرهنگی، ایدئولوژیک و با پسوند اسلامی شکل گرفت علیالقاعده دارای کارکردهای خاص خود است، شاید در قرن گذشته شاهد مجموعهای از انقلابهای بزرگ در سطح دنیا بودیم که ماندگار شدند و بخش قابل توجهی از تاریخ سیاسی جهان را هم به خود اختصاص دادهاند.
اما شاید انقلاب اسلامی ایران در سال 57 از این جهت که یکی از منحصربهفردترین و بینظیرترین اتفاقات و جنبشهایی بود که رهبری انقلاب بهعهده یک رهبر مذهبی یا فقیهی که چریک نبوده و از اسلحه استفاده نکرده بود توانست بخش عمدهای از جامعه آن روز کشور را متوجه افکار خود کند و با یک نگاه ضد استبدادی و استعماری یک انقلاب بزرگ را با ایدئولوژی اسلام عملا رهبری کند.
این روند ویژگی خاصی را به انقلاب ایران داد که به عنوان یک انقلاب با ریشه فرهنگی که هدفش تغییر نظام بود با تحولاتی که تقریبا از آغاز دهه 50 بخصوص در دانشگاهها شکل گرفت و گسترش یافت و با گرایش اکثریت دانشجویان به سمت اسلام با قرائت انقلابی و ضداستبدادی فرصتی شد تا انقلاب ایران شکل گرفته متولد شود و طبیعی است مهمترین پیام این انقلاب در حوزه تغییر نگاه و فرهنگ شکل گرفته است. در این انقلاب عمدتا شاهدیم بیشتر اندیشمندان و صاحبان فکر و اندیشه نقش اصلی و پایهای را در اختیار دارند ازجمله مرحوم آیتالله طالقانی، آیتالله مطهری که در حوزه بودند درخصوص انتقال این پیام انقلاب وقت گذاشتند و تلاش شد که بخش و کارکرد ویژه فرهنگی در جایگاه خود قرار بگیرد، طبیعتا از آن سو هم برخی تلاشها در مقابله با رویکرد فرهنگی وجود دارد که حوزه نرم افزاری را مورد توجه قرار دادهاند تا بتوانند با ایجاد تغییراتی در آن، دیدگاههای خود را توسعه دهند.
شاید برای مقابله با انقلاب شاهد دو حرکت همزمان هستیم؛ حرکتی که در چارچوب رفتارهای خشونت آمیز، جنگ و تحریم تقابل جدی خود را نشان میدهد، ازجمله هشت سال تحمیل جنگ به کشور یا بیش از سه دهه تحریمهای گسترده که جامعه ما را مورد توجه قرار میدهد. این موضوعات تقابلهایی از نوع سختافزارانه هستند و تلاش دارد موقعیت ایران را تضعیف کند، این رویکرد استفاده از ابزارهای نوین و شیوههایی است که متکی بر نرمافزار است که در آن حوزه فرهنگ را بیشتر مورد توجه قرار میدهد، شاید تغییر در عناصری مانند رسانه، کتاب، فیلم، پیامهای فرهنگی و... تغییر دیدگاههایی باشد که میتواند مورد جذب جامعه مخاطب ایرانی باشد. باید توجه داشته باشیم که در جنگ نرم نیاز به انجام کار فرهنگی کیفی داریم.
کشورهایی که دارای پیشینه فرهنگی و ریشههای عمیق فرهنگی هستند برای حفظ زبان، فرهنگ و تبلور اندیشه و حتی اشاعه آن نمیتوانند بیتوجه باشند و باید بتوانند با ابزارهای نوین و مطابق با نیازهای امروز جوامع از آن استفاده کنند.
به نظر میرسد نباید منتظر گرفتن فرمان و دستور بود، بلکه باید هرجا احساس میشود که فرهنگ دینی، مذهبی و ملی ما به خطر میافتد وارد عمل شد و از لطمه خوردن آن خودداری کرد. باید خودمان آگاه شویم و بتوانیم مخاطبان داخلی و خارجی خود را بیدار کنیم و حوزه فرهنگ و معرفتی خودمان را رواج بدهیم. هر کسی که تصور میکند وظیفه حراست و اشاعه فرهنگ را در هر حوزهای دارد باید براساس تشخیصی که مبتنی بر مبانی و آموزههای دینی است عمل کند.
باید توجه به بیانات رهبری و تأکید ایشان به حوزه فرهنگ و هنر را همواره مورد توجه قرار دهیم.البته متاسفانه برداشت نادرستی از عنوان آتش به اختیار شکل گرفت و برخی قصد سوءاستفاده از آن را داشتند که باعث شکلگیری برخی خودسریها و اعمال غیرقانونی در جامعه میشد. این در حالی است که قطعا افرادی که با فرهنگ و نوع ادبیات رهبری و تاکید ایشان بر قانون و استقرار موازین قانونی آشنا هستند میدانند که قصد ایشان از این عنوان قرار دادن فرصت در اختیار فرصتطلبان نبود، بلکه به این مفهوم بود که مخاطب در انتظار دستور نباشد و تلاش کند در حوزه امر به معروف و نهی از منکر و گسترش فرهنگ براساس سهمی که دارد تلاش کند.
آتش به اختیار به این معنی است که هر کسی میتواند کار فرهنگی انجام دهد و در این کار خودجوش پیشقدم شود، به دلیل اینکه کار فرهنگی بسیار مهم است.
دکتر محمد جواد حقشناس/ استاد دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم