در این نوشتار که به بهانه جشن خامخواری مصادف با 15 تیر مینویسم، سعی ندارم منکر مزیتهایی که این نوع رژیم غذایی از نظر سلامت، زیستمحیطی یا حتی اعتقادی و فلسفی دارد، بشوم؛ چراکه بیشک خامخواری و گیاهخواری با اصل اولویت بخشیدن به مصرف سبزیجات خام و میوهها، آجیلها و پوره آنها، حبوبات و جوانههای گیاهی، دانهها و روغنهای گیاهی که اثرات آنها در حفظ سلامت و پیشگیری از بسیاری از بیماریها به اثبات رسیده است، مطابقت دارد .
همچنین منکر مزایای زیستمحیطی این نوع رژیم غذایی هم نمیشوم، چراکه بیشک استفاده از چوب یا سوختهای فسیلی برای پختن غذا برای محیطزیست مضر است، چون گازهای گلخانهای و آلودگیهای دیگری بهواسطه آن تولید میشود.
به لحاظ معنوی نیز بیشتر ما قلبا دلمان نمیخواهد جان هیچ موجود زندهای که خون در رگهایش جاری است، با هدف تامین غذای ما گرفته شود .
همه اینها را گفتم، ولی درنهایت به این نقطه میرسم که به دلایل دیگری با رژیمهای گیاهخواری و خامخواری محض مخالفم. علت مخالفتم هم از آنروست که متاسفانه این روزها چسبیدن به ویترین رژیمهای گیاهخواری و خامخواری، نه به هیچیک از دلایل فوق که فقط به عنوان نوعی ژست اجتماعی و روشنفکری تبدیل شده است، بدون آنکه بدانند و آگاه باشند بدون رعایت ساز و کارهای منطبق با این نوع رژیمها، سلامت عمومیشان بشدت به خطر میافتد؛ یعنی نمیدانند بهرهگیری از این رژیمها اگر تحت نظر متخصص و همراه با تامین ویتامینها و املاح ضروری برای بدن نباشد، آسیبهای جبرانناپذیری بهدنبال خواهد داشت، بعلاوه آنکه یافتههای متخصصان تغذیه مبنی بر نیاز بدن به گروههای مواد غذایی یعنی گوشت، لبنیات، میوه، سبزیجات و غلات انکارناپذیر است .
با این تفاسیر پیش از آنکه به فکر بیرون انداختن اجاق گازهایمان از آشپزخانه باشیم، باید به تطبیق دادن روش و سبک زندگی با اصول سلامت جسم و روانمان نیز بیندیشیم.
پونه شیرازی
دانش و سلامت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم