تاریخ نگاری مشروطیت کاستی ها وآفات - 7

توضیح اینکه: مستشارالدوله ، وکیل تبریز، در 9 ربیع الاول (1325 حدود 2 ماه پیش از تحصن شیخ نوری در حضرت عبدالعظیم علیه السلام) در تلگراف به ثقه الاسلام
کد خبر: ۱۰۴۵۷۸
، ضمن اعلام خطر تحصن مجتهد خمامی همراه جمعی از علما در قم به نشانه اعتراض به مشروطه خواهان (تندرو و سکولار)، نوشت: «تصمیم داریم حاجی خمامی را با احترام به رشت برگردانیم تا مبادا در قم با آقا نجفی و حاج محسن عراقی و... متفق شوند...».
پیرو این امر در آستانه رفتن شیخ به حضرت عبدالعظیم ع ملا محمد خمامی را با سلام و صلوات به مجلس شورا آوردند و سید عبدالله بهبهانی در روز پنجشنبه 8 جمادی الاول 1325 در مجلس از وی چنین یاد کرد: «آقای حاجی خمامی که یکی از علمای بزرگ و اول ساعی و مجاهد در پیشرفت اساس مشروطیت هستند».
وکیل التجار نیز روز پنجشنبه 15 جمادی الاول 4( 64 روز پس از تحصن شیخ در حضرت عبدالعظیم ع) گفت : «اهالی گیلان وجود مقدس آقای حاجی خمامی را خیلی مغتنم و محترم می دانند».
حاج سید عبدالحسین شهشهانی نیز در همان جلسه اظهار داشت: «بزرگی مقام ایشان را همه اهل ایران می دانند و از اول هم کمال مسالمت و همراهی را با جنبش مشروطه داشتند». ثالثا (بر خلاف نوشته حاج سیاح) بازگشت حاجی میرزا حسن آقا مجتهد به تبریز نیز، بدون اظهار ندامت ، و همراه با بدرقه بسیار گرم و محترمانه مجلس صورت گرفت و این ، شیخ سلیم (عضو مهم انجمن ایالتی تبریز، و عامل اساسی در اخراج مجتهد از تبریز) بود که صراحتا بابت رفتار پیشین خویش با مجتهد، از وی پوزش خواست!

هتاکی به مخالفان و منتقدان


مورخان مشروطه ، به تبع دیدگاه منفی ، افراطی و توطئه پندارانه خویش که بر مبنای «نفی مطلق» شخصیت و منزلت انسانی مخالفان استوار است لحن و ادبیاتی هم که برای گزارش و تحلیل رویدادها به کار می گیرند، مشحون از بدزبانی و هتاکی به جناح مقابل و معترض است. درواقع باید گفت که هتاکی ، فحاشی و اطلاق انواع نسبتهای زشت به مخالفان فکری و سیاسی خویش در تواریخ مشروطه ، بنایی است که پایه های آن ، در همان کوران حوادث مشروطه و توسط جناح تندرو و سکولار ریخته شده است. از دکتر سیمین دانشور (همسر مرحوم جلال آل احمد، و بانوی داستان سرایی معاصر ایران) نقل شده که گفته است:ادبیات دوره مشروطه ، ادبیات فحش خواهر مادر است! فریدون آدمیت در مقدمه کتاب خویش: «ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران» (ج2) در مقام سنجش و ارزیابی اسناد و منابع تاریخی دست اول مشروطیت ، می نویسد: به استثنای «روزنامه های انگشت شماری...که به درجات ، پایبند درستی اخبار بودند، و تفسیرهای سیاسی اندیشیده ای منتشر می کردند»، جراید عصر مشروطیت ، از نظر دانش و تفکر اجتماعی و سیاسی خیلی کم مایه اند و یا بی ارزش و هرزه گو...از روزنامه که بگذریم ، شبنامه هم داشتیم که اغلب با مضامین جلف و سخیف ، آلوده به بهتان و آهنگ جنجالی در شهر پخش می گردید. و بارها مورد اعتراض مجلس قرار گرفت.
این نوع نشریات فقط به کار مطالعه در بد روشی های چند انجمن سیاسی و خلق و خوی رده لومپن که در سایه دولت مشروطه خودنمایی داشتند می خورد.
به نوشته همو: «نمایندگان افراطی در مجلس از بدگویی به محمدعلی شاه و دربار فروگذار نبودند. سخنوران انقلابی نیز بر منبر از ناسزا گویی احتراز نداشتند. یکی عزل و اعدام شاه را می خواست و دیگری او را «پسر ام الخاقان» می خواند. نویسندگان تندرو نیز دست کم از خطبای هم مشرب خود نداشتند. در حقیقت ، عف^ت قلم و زبان رخت بربسته و هرزه درایی و دشنام گویی معیار آزادی خواهی شناخته شده بود...».
تایید گفتار آدمیت را می توان در کلام بسیاری از رجال مشروطیت بازجست که از جمله آنان ، احتشام السلطنه و محمدعلی تهرانی «کاتوزیان» نمونه وار قابل ذکرند، که در مطالب آینده به آن می پردازیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها