تاریخ نگاری مشروطیت کاستی هاوآفات - 5

تواریخ مشروطه ، نوعا بر پایه «نظریه توطئه» (یا «توهم توطئه») آن هم در افراطی ترین شکل آن یعنی «توطئه پنداری مطلق» نوشته شده و هر کس نسبت به سردمداران و صحنه گردانان (تندرو) مشروطیت و مجلس شورا اعتراض و انتقادی داشته ، عملا به انواع نسبتها و اتهامات زشت ، متهم گشته است.
کد خبر: ۱۰۴۲۵۴
حتی شخصیتهایی که پیشینه شرکت در نهضت عدالتخواهی صدر مشروطه داشته و در اوایل امر، از سران و فعالان جنبش مشروطیت بوده و در این راه رنجها برده ولی بعدا به صف منتقدان پیوسته اند، نه تنها از حمله و آسیب مصون نمانده اند، بلکه چه بسا بیش از دیگران آماج دشنام و اتهام قرار گرفته اند!
گویی صحنه گردانان مشروطه (مشخصا جناح تندرو و سکولار)، معصوم و ایمن از هرگونه خطا بوده و هیچ یک از معترضان به آنان ، حرف حسابی یا اعتراض معقولی ندارند و همگی بدون استثنائ افرادی جاهجو، ریاست طلب ، حسود، ریاکار، هوادار استبداد، جیره خوار شاه (و احیانا روسیه)، و بالاخره ضد آزادی و ترقی و پیشرفت و تمدن بوده اند!

توطئه پنداری افراطی در تحلیل رویدادها و عملکردها


دامنه توطئه پنداری سران مشروطه (و به دنبال آنان : مورخان مشروطیت)، و گرایش آنان به شکستن همه کاسه کوزه ها بر سر مخالفان و منتقدان خویش ، تا آنجا است که فی المثل میرزا یحیی دولت آبادی ، همه آشوبها و اغتشاشها در کشور را زیر سر محمدعلی شاه و درباریان وی شمرده و حتی حیدر عمواغلی (رئیس تروریستهای مرتبط با تقی زاده و گروه وی) را در جریان بمب افکنی به سوی محمدعلی شاه ، «آلت دست درباریان»! قلمداد می کند!
خاطرات حاج سیاح محلاتی ، یحیی دولت آبادی و شیخ ابراهیم زنجانی ، نمونه های بارز توطئه پنداری افراطی (نه توطئه کاوی عالمانه ) در مکتب تاریخ نگاری مشروطیت اند، که البته مشابه گزارشها و تحلیلهای سیاه آن سه ، درباره مخالفان مشروطه (یا دقیقتر بگوییم: منتقدان و معترضان به اندیشه و عملکرد جناح تندرو و سکولار مشروطه) را کما بیش می توان در کلام دیگر مورخان مشروطیت نیز نظیر: ناظم الاسلام کرمانی (در تاریخ بیداری ایرانیان)، محمدمهدی شریف کاشانی (واقعات اتفاقیه در روزگار)، مهدی ملکزاده (تاریخ انقلاب مشروطیت ایران )، مخبرالسلطنه هدایت (خاطرات و خطرات ، و گزارش ایران)، مجدالاسلام کرمانی (تاریخ انحطاط / انحلال مجلس)، محمد علی تهرانی «کاتوزیان» (مشاهدات و تحلیل اجتماعی و سیاسی از تاریخ انقلاب مشروطیت ایران)، اعظام الوزاره قدسی (خاطرات من یا تاریخ صد ساله ایران) و نیز صاحبان جراید آن روزگار مثل «حبل المتین» (منتشره در کلکته و تهران)، صوراسرافیل و مساوات و روح القدس (منتشره در تهران) و ملانصرالدین (منتشره در قفقاز) مشاهده کرد. نمونه وار به یک مورد اشاره می کنیم: حاج سیاح محلاتی در تحلیلی سراسر توطئه انگارانه از مخالفت «اصولی» شیخ فضل الله نوری و مجتهد تبریز با مشروطیت (و در واقع: با جناح تندرو و سکولار مشروطیت که شیفته دمکراسی غربی بود)، در خاطرات خود چنین می نویسد:...شیخ فضل الله به واسطه حسدی که به سید عبدالله و سید محمد داشت مرکز فساد و مخالفتی علیه مشروطه درست کرده بود. وکلای باهوش خصوصا چند نفر آزادی خواه حقیقی مثل صنیع الدوله و تقی زاده...اصرار کرده مشغول نوشتن متمم قانون اساسی بودند...بعضی ملاها که از جمله ایشان شیخ فضل الله بود اعتراض به نوشتن قانون اساسی می کردند و می گفتند باید موافق شرع باشد... شیخ فضل الله کج تابی می کرد و یا مواضعه ای که با محمدعلی شاه و میرزا حسن تبریزی = مجتهد بزرگ تبریز و سایر مستبدین داشت وسیله مخالفت می جست...اخلال شیخ در قانون اساسی ، یعنی طرح مساله نظارت فائقه و رسمی فقهای طراز اول بر مصوبات مجلس سبب اعتراض سایر ملاها و مجلسیان شده ، بهانه به دست او افتاده با جمعی از کلاشان و مفتخوران طلبه و سید نما و روضه خوانها و گداهای پست و رذل مهاجرت از طهران کرده و رفته در حضرت عبدالعظیم (ع) خیمه مخالفت زده شروع کردند بر قدح و طعن مشروطیت و مشروطه خواهان ... هرکس به زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) می رفت بعضی مفتخوران گردن کلفت می گفتند مشروطه کفر است و بعضی را که مشروطه خواه می دانستند اذیت می کردند و کوتک =کتک می زدند.
از قرار معروف ، به قدر سی هزار تومان از محمد علی شاه گرفته و این دستگاه را دایر کرده بودند...به مساعدت محمدعلی شاه و ملاهای مستبد، اشرار همه جا را بر قتل و غارت و هرج و مرج تحریک کرد...


علی ابوالحسنی (منذر)
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها