به چه کسی شهروند می‌گویند

به نظر شما همین که کسی مدتی در شهری ساکن شود، شهروند به حساب می‌آید؟ در جامعه‌شناسی شهری، پاسخ به این سوال منفی است، چراکه شهروندی مفهومی بسیار عمیق‌تر و پیچیده‌تر از سکونتی کوتاه یا طولانی در یک شهر دارد.
کد خبر: ۱۰۴۱۹۷۳

امروزه سکونت در یک شهر را در وهله اول شهرنشین شدن می‌نامند، اما شهروند مرتبه‌ای پس از شهرنشینی است و شکل پیشرفته آن به حساب می‌آید.

بر مبنای جامعه‌شناسی شهری، شهروند کسی است که از حقوق خود و دیگران مطلع است و آموخته که به هر دو احترام بگذارد. بر این اساس او مسئولیت‌ها و وظایفی پیدا می‌کند که به واسطه زندگی اش در محیط شهری باید آنها را در قبال خود و دیگران به جا آورد.

شهروند در بستر زندگی شهری حل می‌شود و نسبت به محل زندگی‌اش عرق و تعصب دارد؛ چنین فردی خودش را جزئی از کل شهر می‌داند و به همین علت به محیط زندگی‌اش آسیب نمی‌زند و از وظایفش در قبال شهر شانه خالی نمی‌کند. او به رفاه و آسایش شهروندان دیگر اهمیت می‌دهد و در بحران‌ها و مشکلات شهرش مشارکتی فعال دارد و نقش ایفا می‌کند. چنین فردی، اخلاق‌گراست و از محیطش آگاه است، به این معنا که اخبار و اطلاعات روزمره درباره محیط زندگی‌اش را از منابع موثق به دست می‌آورد و در شرایط خاص،‌ با آگاهی برای آینده تصمیم‌گیری می‌کند.

شهروند واقعی از اصول زندگی در جمع آگاه است و می‌داند که قاعده بازی در این سبک از زندگی، آگاهی از شیوه فعالیت گروهی است. کسی که به فردگرایی اعتقاد دارد در این مدل از زندگی با مشکل مواجه می‌شود. لازمه زندگی در گروه و گروه‌گرایی، یادگیری اخلاق جمعی است که سبب می‌شود گاه فرد منافع کمتری برای خود قائل باشد تا منافع دیگران هم تامین شود. در این باره مثالی منظورمان را روشن‌تر می‌کند. فرض کنیم شهروندی در حال رانندگی است و برای رسیدن به کارش عجله دارد، اما ناگهان چراغ قرمز می‌شود. در این زمان منفعت لحظه‌ای او شاید عبور از چراغ قرمز باشد، اما او منفعت جمعی یعنی احترام به قانون و حقوق دیگران را به منفعت فردی ارجح می‌داند. پس پشت چراغ قرمز توقف می‌کند.

شهروند به معنایی که ما به آن اشاره می‌کنیم، قانونگراست چون قانون را وسیله‌ای برای محافظت و احقاق حق خود و دیگران می‌داند و احترام به آن را به عنوان جزئی از اخلاق جمعی آموخته است.

گفته می‌شود، احساس عرق شهری و رفاه اجتماعی با هم ارتباط دارد، به این معنا که برای تربیت شهروندان خوب باید سطحی از رفاه اجتماعی را برای مردم تامین کرد تا آنها به محیط زندگی‌شان علاقه‌مند شوند و نسبت به آن احساس دین داشته باشند.

به همین علت است که حاشیه‌نشینی هم امروزه یک آسیب اجتماعی به حساب می‌آید؛ حاشیه‌ها امکانات رفاهی لازم برای ساکنانشان را ندارند. پس از یک سو شهر نمی‌شوند و از سوی دیگر زمینه‌های اشتغال در آنها فراهم نیست که سبب می‌شود اعضای حاشیه‌نشین، تعلق خاطری به محیط زندگی‌شان نداشته باشند و به علت نبود زمینه‌های اشتغال به سوی بزه رانده شوند. با همین استدلال است که امروزه سیاست‌های کلی بر ارائه تسهیلات رفاهی به ساکنان حاشیه‌ها و توانمندسازی آنها تاکید دارد که سبب می‌شود، این گروه‌ها نیز نسبت به محیط زندگی‌شان احساس دلبستگی و تعلق داشته باشند و به همین علت برای پیشرفت و اشتغال مفید و زندگی قانونمدار تلاش کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها