قتل در جشن تولد با ادعای آزار و اذیت

پسری که متهم است یکی از دوستان خود را با نقشه قبلی به پارک کشانده و با پارچه خفه کرده است، در جلسه دادگاه مدعی آزار و اذیت مقتول به خود شد. او پیش از این یک‌بار در دادگاه بدوی از قتل عمد تبرئه و به پرداخت دیه محکوم شده بود اما این حکم با اعتراض اولیای دم در دیوان عالی کشور شکست تا پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه ارجاع شود.
کد خبر: ۱۰۳۹۹۴۸

به گزارش جام‌جم، دوم اردیبهشت 93، جسد پسری 20 ساله در یکی از پارک‌های تهران کشف شد. آثار خفگی روی گردن او مشهود بود و چند ساعت قبل، تعدادی عابر، سه نفر را در حال جا به جایی آن از پشت شمشاد‌ها دیده بودند. کارآگاهان با انجام چهره‌نگاری و تحقیق از دوستان مقتول به نقش پسری 17 ساله در قتل پی بردند و او را دستگیر کردند. متهم در بازجویی‌ها به قتل با انگیزه‌های اخلاقی اعتراف کرد و گفت: «چند روز پیش در جشن تولد یکی از دوستانم مشروب خوردم و از حالت طبیعی خارج شدم. وقتی به هوش آمدم یکی از دوستانم گفت امیر (مقتول) تو را مورد آزار و اذیت قرار داده است. دو سال از این حادثه گذشت اما حرف و حدیث‌های امیر تمامی نداشت. برای این که از دست این حرف‌ها خلاص شوم، امیر را به پارک کشاندم و با تسمه خفه‌اش کردم. سپس جسدش را پشت شمشادها گذاشتم و به خانه رفتم. شب همراه پدر و یکی از دوستانم برای جابه‌جایی جسد به پارک برگشتیم اما چند نفر ما را دیدند و مجبور به فرار شدیم. روز بعد مامورها به خانه ریختند و دستگیرم کردند.»

با ثبت اعترافات متهم، کیفرخواست پرونده صادر شد و برای رسیدگی در اختیار شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. متهم در این شعبه با درخواست قصاص اولیای دم روبه‌رو شد اما قضات دادگاه او را از قتل عمد تبرئه و به پرداخت دیه محکوم کردند. این حکم در دیوان عالی کشور شکست و برای رسیدگی مجدد به شعبه هفتم دادگاه ارجاع شد.

صبح دیروز در ابتدای جلسه رسیدگی در این شعبه، پدر و مادر مقتول درخواست قصاص کردند و پدر مقتول گفت: «متهم درباره مساله اخلاقی دروغ می‌گوید. او عمر ما را گرفت. فقط قصاص می‌خواهیم.» مادر مقتول نیز حرف‌های همسرش را تائید کرد تا نوبت به متهم برسد. سعید، ارتکاب عمدی قتل را رد کرد و گفت: «آن‌موقع نوجوان بودم. وقتی توسط یکی از دوستانم متوجه آزار و اذیت امیر به خودم شدم سراغش رفتم و از او سوال کردم اما با لبخند جوابم را داد.

می‌خواستم ماجرا را فراموش کنم اما او با حرف‌هایش مانع می‌شد. روز حادثه تصمیم گرفتم بترسانمش تا دست از سرم بردارد. با هم به پارک رفتیم و او حشیش کشید. در یک لحظه دستمالی را از پشت دور گردنش پیچیدم و فشار دادم. اول فکر کرد شوخی می‌کنم اما کم‌کم از حال رفت. ترسیدم به هوش بیاید و بیشتر مرا اذیت کند برای همین تسمه را دور گردنش پیچیدم اما اصلا نمی‌دانستم دارم چه کار می‌کنم.»

او با تاکید بر این‌که حاضر است دو نفر از دوستانش که از آزار و اذیت مقتول باخبر هستند را به عنوان شاهد به دادگاه بیاورد، در پاسخ به این سوال قاضی که آیا زمان حادثه، ماهیت جرم را درک می‌کرده یا نه؟ نیز گفت: «می‌دانستم آدم کشتن مجازات دارد اما نه این‌که قصاص باشد. او در آخرین دفاع خود هم تقاضای بخشش کرد تا زنگ پایان جلسه نواخته شود. قضات پس از شور، ادامه رسیدگی را برای حضور دو شاهد ماجرا به روزهای آینده موکول کردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها