به گزارش جامجم، 25 مرداد 94، وقوع یک فقره نزاع دستهجمعی منجر به قتل به کلانتری هفتچنار اطلاع داده شد. برادر مقتول به ماموران گفت: «امروز برادرم با یکی از هممحلهایها درگیر و با چاقوی او مجروح شد. ما او را به بیمارستان بردیم، اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد.» تحقیقات برای دستگیری متهم آغاز شده بود که چند سارق مسلح از یک طلافروشی در خانیآباد سرقت کردند. با دستگیری آنها مشخص شد که رئیس باند، همان قاتل فراری نزاع در هفتچنار است. او در بازجوییها به قتل اعتراف کرد تا پروندهاش برای صدور حکم در اختیار شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی قرار گیرد.
صبح دیروز، در ابتدای جلسه رسیدگی، اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس متهم گفت: «آن روز در کوچه ایستاده بودم که مقتول و دوستش با حالتی غیرطبیعی به من نزدیک شدند و فحاشی کردند. چهار بار با ماشین به انتهای خیابان رفتند و دوباره برگشتند، اما دفعه چهارم باهم درگیر شدیم. هردویشان جسم تیز داشتند. من اول با چهارپایه از خودم دفاع کردم، اما بعد یک چاقو برداشتم و ضربهای به سمت مقتول پرتاب کردم. دعوا را آنها شروع کردند و من قصد قتل نداشتم. کمتر از یک ماه بعد از این قتل هم با همدستی چند نفر از دوستانم، از یک طلافروشی در خانیآباد مسلحانه سرقت کردیم.»
سپس سه شاهد نزاع در جایگاه ایستادند و به سلاح سرد داشتن دو طرف درگیری و فحاشی شهادت دادند. یکی از آنها گفت: «مقتول و دوستش سوار ماشین بودند. آنها حالت طبیعی نداشتند و فحش میدادند. متهم دفعه اول با آنها حرف زد و دورشان کرد، اما آنها چهار بار به انتهای خیابان رفتند و برگشتند. دفعه آخر، وقتی متهم پرسید چرا فحاشی میکنید، ناگهان درگیر شدند. مقتول یک تیغ ریشتراشی و دوستش هم چاقو داشت. متهم اول یک چهارپایه آهنی برداشته بود، اما در ادامه چاقوی میوهفروش محله را گرفت.» شاهد دیگر نیز گفت: «درگیری لفظی جلوی مغازهام اتفاق افتاد. من شنیدم که دوست مقتول به متهم گفت من با شما مشکلی ندارم. مشغول حرف زدن بودند که ناگهان درگیر شدند.»
در پایان دادگاه، متهم وقوع قتل را ناخواسته دانست و از اولیای دم تقاضای بخشش کرد.حکم پرونده بزودی صادر میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم