این نامهای مبارک، سالها و دههها و قرنهاست به دست هنرمندانی چیرهدست نگاشته و به تاریخ هنرهای تجسمی ما الصاق میشود. حالا مدتی است گرافیستها هم به نقاشها و خطاطها پیوستهاند تا آنها هم از ترسیم تصویرِ این نامهای مبارک، فیضی برده باشند. حاصل همه این توجهها به اسماء الحسنی، نمایشگاهی است با همین نام که حالا سیزدهمین دوره برگزاریاش را تجربه میکند؛ نمایشگاهی که البته محصول تشکیل جایزهای به این نام بود. یعنی فقط نمایشگاه برپا نیست بلکه دبیرخانه اسماءالحسنی هر سال آثاری را جمع میکند و به داوران میسپارد تا از میان آنها آثاری را که قرار است تقدیر شود و همچنین به نمایشگاه راه یابند، انتخاب کنند.
هم رسمی، هم اینستاگرامی
امسال سیزدهمین سالی است که طراحان ایرانی، نمایشگاه اسماءالحسنی را برگزار میکنند. پایگاه اینترنتی طراحان مستقل ایران که «تودی پوسترز» نام دارد، برگزارکننده سیزدهمین نمایشگاه سالانه حروفنگاری پوستر اسماءالحسنی به صورت ملی است. مسئولان این نمایشگاه میگویند در این دوره در مجموع 1257 اثر از 280 هنرمند به دبیرخانه ارسال شده که با داوری سیدعلی میرفتاح، کوروش پارسانژاد و محمد صابر شیخ رضایی 63 اثر انتخاب و به نمایشگاه راه یافتهاند؛ 63 اثری که از عصر جمعه، 5 خرداد، در خانه هنرمندان جلوی چشم علاقهمندان قرار گرفتهاند. اما نمایش این 63 اثر، همه کاری نیست که در خلال برگزاری این برنامه انجام میشود؛ در افتتاحیه سیزدهمین نمایشگاه اسماءالحسنی که عصر جمعه در تالار شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد، از برگزیدگان این دوره تقدیر شد؛ محمدصابر شیخ رضایی که یکی از داوران بود، بیانیه هیات داوران را قرائت کرد و پس از آن لوح تقدیر و مبلغ پنجمیلیون ریال به حسین بهرامی، محمدحسین مویدی، منصوره سادات موحد ابطحی، حمید قربانپور و زینالعابدین جوی اهدا شد. هیات داوران سیزدهمین دوره نمایشگاه اسماءالحسنی همچنین بهرام میرزایی، محمد ربیعی و علی مدیری را با دریافت لوح تقدیر و مبلغ 20 میلیون ریال برگزیده اعلام کردند. همچنین در این دوره برای نخستینبار بهترین پوستر از نگاه مخاطب اثر احمد عزیزپور در اینستاگرام با 1878 امتیاز انتخاب شد که در همین مراسم افتتاحیه از صاحب این اثر هم تقدیر شد.
صافی دل و حقیقت کلمات
ترکیب هیات داوران سیزدهمین نمایشگاه سالانه حروفنگاری پوستر اسماءالحسنی، ترکیب سیال و مناسبی برای چنین نمایشگاهی به نظر میرسد. از سوی دیگر یک روزنامهنگار انتخاب شده است که شاید در هنرهای تجسمی چندان سررشتهای نداشته باشد، اما سالهاست نماینده طیفی از روزنامهنگاران و هنرمندان است که با هر گرایشی، باورهای عمیق مذهبی دارند و فعالیتهایشان سببساز یادآوری برخی سنتها نیز بوده است. از سوی دیگر کوروش پارسانژاد است که هنر او و تاثیری که بر گرافیک ایران داشته بر کسی پوشیده نیست و سرآخر محمدصابر شیخ رضایی که هم کارتونیست است و هم گرافیست.
سیدعلی میرفتاح میگوید: «تعداد رویدادهای گرافیک در ایران بسیار کم است. در حالی که در هیچ دورهای به اندازه امروز فارغالتحصیل رشته گرافیک نداشتهایم اما متاسفانه امروزه بخش عمده کسانی که کار گرافیستها را انجام میدهند،منشیهای سادهای هستند که تنها چند برنامه نرمافزاری بلدند و دستورات مدیران خود را موبهمو اجرا میکنند». او هم مثل بسیاری که حرف را به مقایسه میکشانند به دهه 40 و اوج فعالیتهای پیشروی هنری بازمیگردد و میگوید: «در دهههای 40 و 50 که از دهههای درخشان گرافیک ایران به شمار میرود، با وجود امکانات کم، شاهد بودید که گرافیستها موجب شکلگیری جریانهای مختلف در ایران بودند اما امروزه با وجود امکانات گسترده گرافیستها و دسترسی به منابع متعدد شاهد چنین تاثیرگذاری نیستیم. سالها پیش رضا عابدینی میگفت که در خانه هر ایرانی یک پراید و یک گرافیست داریم و همیشه این پرسش در ذهنم جولان میداد که این همه گرافیست در بازار کار چگونه میتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند، چون تا گردش مالی اتفاق نیفتد، گرافیستها نمیتوانند وجود داشته باشند و حیات و استمرار گرافیک مستلزم سفارشدهنده است.»
میرفتاح البته به وضع نظام آموزشی در دانشگاه و بیعلاقگی دانشجویان نیز اشاره میکند و میگوید: «با وجود تمام این موارد من به آینده گرافیک ایران امیدوارم و انشاءالله با نیت خیری که اسماءالحسنی مبتنی بر آن راهاندازی شده شاهد منشا خیری در عرصه گرافیک ایران باشیم.»
تایپوگرافی؛ هنر رسانه
آثاری که انتخاب شدهاند در همین یکی دو روز ابتدایی برپایی نمایشگاه مورد توجه قرار گرفتهاند. سالن تقریبا پر است و البته یکی از مراجعهکنندهها به شوخی میگوید: «خب! اینجا 63تا پوستر هست از 63 گرافیست، اینها خودشانند که اینجا را شلوغ کردهاند». اما ما که صبح روز شنبه به تماشای آثار نمایشگاه رفتهایم حتی یک نفر از این طراحان را پیدا نمیکنیم که با او صحبتی بکنیم و بنابراین هر آن که اینجاست از علاقهمندان است. البته از دقتی که مخاطبان دارند مشخص است که اغلبشان دستی در هنر گرافیک دارند. سامان محمدی یکی از آنهاست.
او که با دوستش به تماشای آثار آمده، درباره اینکه چرا این نمایشگاه را برای تماشا انتخاب کرده میگوید: «ابتدا اینکه سعی میکنم هر نمایشگاهی را که در نگارخانه ممیز خانه هنرمندان برپا میشود، ببینم چون اینجا هر نمایشگاهی فرصت بروز و ظهور پیدا نمیکند. اما در وهله دوم، علاقه خودم به حروفنگاریهای جدید است. ما به آن میگوییم تایپوگرافی. تایپوگرافی نامهای خداوند، چند سالی هم هست علاوه بر نمایشگاهها در مطبوعات ما هم رواج پیدا کرده. الان چند مجله هست که هر شماره خود را یا با بسمالله یا با یکی از اسما که حروفنگاری شدهاند آغاز میکنند. من هم چون برای نشریات کار میکنم، آمدم تا هنری را ببینم که لزوما در نشریات نمیبینم». این گرافیست درباره آثار به نمایشدرآمده نیز میگوید: «مهم برای من این است آن قسمت از تایپوگرافی ایران را ببینم که به چشم نمیآید و فرصت نمییابد خودش را به رسانهها برساند. این نمایشگاه سالانه هر سال فرصت خوبی است تا هنر برکنارمانده گرافیستهای جوان ایرانی را در این زمینه ببینیم.»
اگر شما هم میخواهید از این نمایشگاه دیدن کنید تا 15 خرداد وقت دارید خودتان را به نگارخانه ممیز خانه هنرمندان ایران برسانید.
باید دلت صاف باشد
میرفتاح درباره اهمیت اسما میگوید: «در فرهنگ ما ایرانیها اسما همه چیز عالم هستند، همان گونه که در کتاب مقدس آمده در ابتدا کلمه بود، عالم بدون کلام تحقق نمییابد. ما با کلام فکر میکنیم و احساساتمان برانگیخته میشود و با کلام روش زندگیمان را پیدا میکنیم. کلام یک امر شنیداری سماعی است و شنیدن در تفکر شرقی جایگاه ویژهای دارد. در اسماءالحسنی به این سادگی نیست که برای یک اسم عمیق و بزرگ مثل «رزاق» یا «غفار» براحتی بتوان تصویری پیدا کرد. برای همین ضرورت دارد که به بسیاری منابع متون کهن رجوع کنیم و رسیدن به مابهازای تصویری چنین اسامیای نیاز به صافی دل دارد به قول خوشنویسان قدیمی تا دلت صاف نشود خط تو نمیتواند لطافت پیدا کند. اگر دل انسان صاف باشد، کلمات حقیقت خودشان را آشکار میکنند. این کلام اصلا مبالغهآمیز و شاعرانه نیست که کلمات خودشان را به سعدی و حافظ نشان دادند و مثل موجودی زنده با آنها رفاقت کردند. کار هنری به سیر و سلوک نیاز دارد و سیر و سلوک امروز اقتضای دیگری دارد. ما با نوشتن اسماء الحسنی نسبت به جهان مادی ارتفاع پیدا میکنیم و ظرایف و دقایقی را میبینیم که تا پیش از آن دیدنش برایمان میسر نبود».
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم