jamejamonline
ورزشی کد خبر: ۱۰۳۳۹۴۰   ۰۲ خرداد ۱۳۹۶  |  ۱۱:۱۵

امروز دوم خرداد 1396 مصادف است با سالگرد درگذشت ناصر حجازی دروازه بان برتر تاریخ باشگاه استقلال.

به بهانه سالروز درگذشت ناصر حجازی / «گلبرگ مغرور» چگونه اسطوره شد؟

به گزارش جام جم آنلاین ، ناصر حجازی در 23 آذر سال 1328 در تهران متولد شد. او که از سنین نوجوانی به فوتبال رو آورد در دهه 50 دروازه بان اول تیم ملی فوتبال ایران بود. حجازی به عنوان سنگربان تیم ملی ایران دو قهرمانی در جاملت های و یک قهرمانی در بازی های آسیایی در کارنامه خود ثبت کرد ضمن اینکه تجربه بازی در المپیک و جام جهانی را هم در کارنامه خود ثبت کرد. حجازی با تیم تاج (استقلال کنونی) قهرمانی در تخت جمشید و جام باشگاه های آسیا را هم تجربه کرد.

فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار این دروازه بان فقید استقلال را دومین گلر برتر قاره آسیا بعد از محمد الدعایه سنگربان عربستانی قلمداد کرده است.

سایت ساکرنت نیز در گزارشی او را در کنار علی دایی یکی از بازیکنان برتر تاریخ فوتبال آسیا می داند. ناصر حجازی دارای رتبه ۱۳۴ جهان و رتبه دوم ایران با رکورد ۸۳۷ دقیقه در بسته نگاه داشتن دروازه از نگاه فدراسیون آمار و تاریخ فوتبال جهان است.

حجازی در دوران مربی‌گری هم تیم استقلال تهران را به نایب‌قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان رساند.

ناصر حجازی وغلامرضا تختی تنها چهره‌های ورزشی هستند که نام آنها در مجموعه کتاب در دست چاپ مفاخر و نام آوران ایران زمین در کنار نام‌هایی چون ابوعلی سینا، سعدی شیرازی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، عطار نیشابوری، امیر کبیر، کمال الملک، جلال آل احمد، پروین اعتصامی، محمود حسابی، علی شریعتی وجعفر شهیدی قرار گرفته است.

او هنوز هم به عنوان بزرگ ترین اسطوره استقلالی ها شناخته می شود.

خانواده ناصر

حجازی در خانواده ای متشکل از چهار خواهر و یک برادر به دنیا آمد. اصالت آنها به تبریز برمی گردد. پدرش در کار معاملات ملک و املاک و مادرش هم خانه دار بود. وی دوره دبستان را در دبستان هخامنش و دوره دبیرستان را در دبیرستان‌های ابومسلم، سعادت، سینا، سهند و شرق طی کرد. وی در تیم فوتبال دبیرستان ابومسلم در پست گوش راست و دروازه‌بانی بازی می‌کرد. همچنین در تیم بسکتبال این دبیرستان حضور مستمر داشت. در سال ۱۳۵۰ وارد مدرسه عالی ترجمه شد و در سال ۱۳۵۶ لیسانس خود را دریافت کرد.

گفته می شود ناصر حجازی تا همان سالی که فوت کرد همیشه دیکشنری با خود به همراه داشت و لغات جدید می آموخت. در حالی که همین الان هم بسیاری از فوتبالیست های کنونی تحصیلات بالایی ندارند درس خواندن او به عنوان یک فوتبالیست در دهه پنجاه کار نوبرانه ای بود. در دوره مربیگری تیم ماشین‌سازی تبریز منطقه لاله تبریز(زادگاه پدرش) پاتوق تفریحی ناصر حجازی بود.

ازدواج با بهناز شفیعی

ازدواج ناصر و بهناز شفیعی ماجرای جالبی دارد. از سرزدن های یواشکی ناصر حجازی به منزل پدری بهناز شفیعی و خواستگاری از طریق فردی که بعدها باجناق خود ناصر شد. بهناز شفیعی در یکی از گفت و گوهایش با جام جم آنلاین اظهار داشت: سال های اول ازدواجمان با اینکه بچه هم داشتیم مجبور شدم چند سالی در خانه پدرم باشم چون ناصر مرتب در سفر بود و به فوتبال سرش گرم بود. وقتی به خواستگاری آمد اتومبیل مدل بالایی داشت اما پدرم در ابتدا مخالف بود چرا که فوتبالیست بودن را شغل نمی دانست!

حاصل ازدواج ناصر حجازی با بهناز شفیعی یک پسر به نام آتیلا و یک دختر به نام آتوسا است.

قصه فوتبالی ناصر حجازی

«نادر» تیمی که در دسته دوم تهران حضور داشت نخستین باشگاه حجازی به شمار می رود. او 48 سال پیش یعنی در سال 48 به تاج پیوست . وی تا پایان دوران بازیکنی خود به‌جز ۵سال از ۹ دی‌ماه ۱۳۵۴ تا ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۹، دروازه‌بان تاج(استقلال تهران) بود.

یکی از بزرگ ترین نقاط عطف حجازی حضور در تمرینات تیم منچستریونایتد بود. او آستانه پیوستن به این تیم پیش رفت اما کارت بازی او از سوی فدراسیون فوتبال ایران صادر نشد تا یکی از بزرگ ترین فرصت های فوتبالی اش از دست برود.

ناصر حجازی در ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۹، در سالروز مرگ غلامرضا تختی، در بازی دوستانه مابین شهباز و پرسپولیس، بعنوان یار کمکی در خط حمله پرسپولیس بازی کرد و با زدن یک گل در برد ۶–۳ آن‌ها نقش داشت.

حضور در تیم ملی

با سرمربی گری رایکوف در تیم ملی،این مربی عزیز اصلی و فرامرز ظلی را کنار گذاشت و ناصر حجازی را برگزید. او با تیم ملی فوتبال ایران افتخارات متعددی به دست آورد.

قبل از صعود ایران به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین به بازیکنان قول اعطای خانه در شهرک غرب تهران و پاداش داده شده بود، پس از صعود، فدراسیون زیر بار وعده داده شده نرفت.

حجازی در آستانه سوار شدن بازیکنان به هواپیما برای سفر به آرژانتین درخواست اجرای وعده‌ها را کرد و گفت که پا به هواپیما نخواهد گذاشت، در واپسین لحظات پاکت پولی تهیه شد و تحویل حجازی شد و او پاکت را تحویل همسرش داد. حجازی بعداً گفت:"تا پول نگرفتم سوار هواپیما نشدم. اما چرا؟ تا آخرین لحظه فکر نمی‌کردم که فدراسیون در حقم کم لطفی کند. اصرار می‌کردم اگر نتوانم پول تهیه کنم همسرم به جرم کشیدن چک بی محل دستگیر می‌شود… پای پله هواپیما به مهاجرانی گفتم تا اینجا روی قول شما حساب می‌کردم. اما حالا اگر قرار است همسرم به زندان بیفتد به آرژانتین نمی‌آیم. در تهران می‌مانم…" آخرین بازی او هم در سال ۱۳۵۹ و در بازی ایران- کویت انجام گرفت و بعد از آن به دلیل قانون عجیبی معروف به «قانون ۲۹ ساله‌ها» که حضور دروازه‌بانان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را ممنوع می‌کرد از تیم ملی کنار گذاشته شد.

حجازی در پایان دوران بازیکنی خود به بنگلادش رفته و پس از مدت کوتاهی دروازه‌بانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد و در سال ۱۳۶۹ بازی خداحافظی خود را در همین تیم انجام داد.

و مربی گری...

حجازی در سال 61 مربی-بازیکن استقلال شد. او پرسپولیس را هم شکست داد. سپس راهی بنگلادش شد تا هدایت تیم محمدان این کشور را بر عهده بگیرد.

او در دوران سرمربیگری موفق شد استقلال را به مقام نایب قهرمانی در لیگ تهران و باشگاه‌های آسیا و قهرمانی در لیگ آزادگان برساند. در تیم‌های سپاهان اصفهان، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، ماشین‌سازی تبریز، استقلال اهواز، ابومسلم خراسان، نساجی قائمشهر نیز به مربیگری پرداخت که موفقیت چندانی نصیب وی نشد، هر چند تیم ماشین سازی در فصل ۷۴–۷۵۵ بازی‌های خوبی در لیگ ایران ارائه کرد و به همین خاطر بحث‌هایی در مورد انتخاب حجازی به عنوان سرمربی تیم ملی در مطبوعات مطرح شد. از قول پسر وی نقل شده که در همین دوره که مصطفوی رئیس فدارسیون فوتبال بود، قرار بود حجازی به عنوان مربی تیم ملی انتخاب شود، اما در نهایت نام مایلی کهن به عنوان مربی تیم ملی اعلام شد.چرا؟ هیچکس نمی داند!

در سال ۱۳۸۶ پس از انتخاب مجدد علی فتح‌الله‌زاده به سمت مدیرعاملی، مجدداً سرمربی باشگاه استقلال تهران گردید که در هفته چهاردهم فیروز کریمی جایگزین او شد.

وی در زمان مربی گری اش بازیکنان بزرگی همچون علی دایی، رحمان رضایی و علی اکبر استاد اسدی را به فوتبال ایران معرفی کرد. بزرگ ترین خدمت او به فوتبال ایران شاید معرفی علی دایی باشد. علی دایی اکنون خود را مدیون و مرهون ناصر حجازی می داند.

حاشیه های زندگی

حجازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۸۴ ثبت نام کرد و گفته بود که اگر تأیید صلاحیت شود ۳۰ میلیون رأی می‌آورد. تصویر او در هنگام ثبت نام یکی از تصاویر ماندگار به جای مانده از اوست. او در برنامه نود نیز صریحا به انتقاد از نحوه پرداخت یارانه و دیگر مسائل اجتماعی پرداخت.

ابتلا به سرطان ریه

سال 89 بود که برای نخستین بار زمزمه های ابتلای او به سرطان ریه به وجود آمد. خودش اما همه چیز را از بیخ و بن تکذیب کرد. اما در ماه های بعد سرطان ریه بیشتر بر او مسلط شد

واقعیت این است که ناصر حجازی از همان ابتدای جوانی سیگار می کشید. خودش می گوید نخستین بار تا تعارف یک خبرنگار سیگار کشیدن را شروع کرده است. در روزهای پایانی عمرش چهره های زیادی به ملاقات او رفتند، از جمله امیر قلعه نویی ، کسی که سال ها با حجازی اختلافات شدید داشت.

ناصر حجازی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در حین تماشای دیدار تیم فوتبال استقلال مقابل پاس همدان در روز آخر لیگ برتر به‌دلیل وخامت حالش به کما رفتدر تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۵۵ صبح، در بیمارستان کسری در تهران درگذشت. حاجیلو سرپرست وقت استقلال نخستین کسی بود که خبر درگذشت وی را اعلام کرد. وی به مقابل خبرنگاران و مردم تجمع کرده مقابل بیمارستان کسری رفت و در حالی که می گریست اعلام کرد که ناصر دیگر درد نمی کشد.

مراسم تشییع جنازه ناصر حجازی ابتدا قرار بود در سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰ برگزار شود که با درخواست‌های اهالی ورزش و فوتبال و هواداران او به دلیل اینکه عدهٔ بیشتری بتوانند در این مراسم شرکت کنند به چهارشنبه ۴ خرداد موکول شد.مراسم تشییع به ورزشگاه آزادی انتقال یافت.

مستند من ناصر حجازی هستم

در سال ۱۳۹۲ بر اساس طرح و ایده‌ای ازسوی امیر رفیعی و با همراهی سعید رمضانی داماد خانوادهٔ ناصر حجازی و نیاز افشین کیا ساخت فیلمی مستند پیرامون زندگی ناصر حجازی آغاز شد که تولید آن به تهیه کنندگی و اجرای امیر رفیعی در آذر ماه ۱۳۹۴ به پایان رسید. امیر قلعه نویی به دلیل چیزی که توهین به خودش می دانست از تهیه کننده و کارگردان این فیلم شکایت کرد.

اسطوره جاودانه

حجازی ، حجازی است. یک اسطوره محبوب و یک اسطوره دوست داشتنی. او فقط یک فوتبالیست نبود، بر خلاف بسیاری از فوتبالیست های دیگر که فقط اسطوره باقی ماندند. او یکی از بزرگ ترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است. روحش شاد و یادش گرامی...

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ما حتما می توانیم

ما حتما می توانیم

خواهر و برادری ژاپنی با هم مدال طلای المپیک توکیو را صید کردند! هر دو جودوکار هستند و هر دو در یک روز در فینال مسابقات حریفان فرانسوی و گرجستانی خود را شکست دادند و قهرمان المپیک شدند.

نابودگر!

نابودگر!

 در سال‌های اخیر بسیار از این گفتیم که فلان مربی مزدور است و فلان ورزشکار هم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر